

جنرال عبدالواحد خرم
بزکشی بر سر تقسیم ساحه ی شیرپور در دوران جمهوریت پوشالی
————————————————
از جلد دوم : چالش های عمده ای دولت داری در افغانستان
فصل هشتم
نظـام حا کـم در افغانسـتان از عجایـب روزگار اسـت. بسـیار ی ها در تـلاش انـد تـا به مقاموزارت تکیـه بزننـد یـا دسـت کـم بـه ر یاسـت عمومی نایل شـوند، اما مردم به خاطر سرنوشـت
نامعلوم شـان لحظـه شـمار ی می کننـد. امـروز موضـوع تقسـیم شـیرپور از سـوی حا کمـان وزورمنـدان، داغ تریـن بحـث رسـانه ها اسـت. در کنـار آن، ا کنـون موضـوع توز یـع زمین هـای
دشـت پدولـه بـه بحـث جنجال برانگیـز مبـدل شـده اسـت.
شهردار ی(شـاروالی) تصمیم گرفتـه اسـت تـا دشـت یادشـده را میـان اعضـای پارلمـان وافسـران اردو کـه باشـندگان کابـل باشـند توز یـع شـود، امـا نجیـب الله مجاهـد، رئیـس اجتمـاع
افسـران تنقیض شـده اردو در مناظره هـای تلویزیونـی و برنامـه ی گفتمـان طلـوع از حقـوقافسـران قاطعانـه دفـاع نمـود. ایـن زمیـن را حـق افسـران و باشـندگان ز یانمنـد عنـوان کـرد کـه
در اینجـا زندگـی می کننـد.
افسـران اردو خـارج ر یفـورم از بس کـه بـه خاطـر شامل شـدن بـه اردو زجـر کشـیده اند و بـه
نتیجه نرسـیدند، ترک وظیفه کرده اند یا به بازنشسـتگی سـوق شـده اند یا تنقیض گردیدندو یـا هـم DDR شـده اند. افسـران تنقیض شـده بـر پایـه ی مصوبـات ۳۰ تار یـخ ۱۶ عقـرب ۱۳۸۴و مصوبـه ی شـماره ۱۶ تار یـخ ۱۵ سـرطان ۱۳۸۸ از سـوی دولـت، مسـتحق یـک نمـره زمیـن
در ولایـات مربـوط شـدند، امـا هرگـز زمیـن را به دسـت نیاوردنـد، چـرا کـه فرمآن هـا و مصوبـات
یادشـده، جنبـه ی الزامی نداشـتد.شـایان یـاد آور ی اسـت کـه شـش سـال پیـش از امـروز ، سـاحه ی شـیرپور ملکیـت وزارتدفـاع ملـی بـود، امـا در زمـان حامـد کـرز ی، ایـن سـاحه میـان اعضـای بلنـد پایـه ی حکومـت،
یعنـی بـه یـک خانـواده، چندیـن نمـره زمیـن توز یـع گردیـد. رسـانه ها در افشـای زورگیری هـایزمیـن شـیرپور از سـوی زورمنـدان بسـیار تـلاش کردنـد، امـا گـوش شـنوایی نبـود. زورمنـدان،
خانه هـای مـردم بیچـاره را ویـران کردنـد و بـر آن، کاخ هـای چنـد طبقـه ی سـاختند، درحالی کـه شایسـته بـود آنجـا منـار وزیـر ا کبرخـان سـاخته می شـد، امـا بـه مارکیت هـای
تجارتـی، خانه هـای رهایشـی و کاخ هـای زورمنـدان مبـدل گردیـد.
خانواده هایـی کـه در پیرامـون شـیرپور زندگـی می کردنـد، فقیـر و بیچـاره بودنـد. آنـانبه خاطر خانه و سرپناه شـان به دفاع برخاسـتند، اما کار ی از دست شـان بر نیامد و سـخت
لت و کوب، اهانت شـدند و دشـنام و ناسـزا شـنیدند. آنان به هر سـوی شـهر کابل و ولایتآواره شـدند و هیچ نهادی به دادخواهی شـان برنخاسـت و حق شـان را از زورمندان نگرفت.
ایـن رو یـداد، نفـرت بی پیشـینه ی مـردم نسـبت بـه حکومـت را برانگیخـت و بـه زخمـی
تبدیل شـد کـه تار یـخ از آن یـاد خواهـد کـرد.شـیرپور کهـن بـا نمـای زیبـا، دژ اسـتوارغاز یان و قهرمانـان کشـور در برابـر تجـاوز انگلیـسبـود کـه امـروزه، نشـانی از آن نمانـده اسـت. ایـن منطقـه ا کنـون بـه شـهرکی بـا کاخهـای بلنـد،
زیبـا و چنـد طبقـه مبـدل شـده اسـت کـه هماننـد آن را تنهـا در حیات آباد پا کسـتان می توانیافـت. هـر نمـره زمیـن توز یع شـده بـه زورمنـدان، ۴۰۰۰۰ دالـر امریکایـی ارزش دارد کـه پـول آن
بایسـت طـی اقسـاط بـه حسـاب دولـت واریـز گـردد، امـا ایـن اتفـاق هرگـز نیفتاد.
شـش سـال از آن می گـذرد، تنهـا ۱۱ تن اندکـی از اقسـاط را پرداختـه انـد و دیگـران حاضـربـه پرداخـت پـول نیسـتند. کسـانی کـه از پرداخت سـر بـاز می زننـد، زورمند هسـتند و از این
کـه در دولـت موقعیت هـای بلنـد دارنـد، حتـا نهادهـای قضایـی و دادسـتانی (سـارنوالی) وپلیـس، از آنـان پـول سـتانده نمی توانند.
منطقه جنجالی شیرپور
———————————-
شـیرپور کهـن در شـمالی ترین بخـش شـهر كابـل قدیـم موقعیـت داشـت. همان گونـه کـهاز نامـش پیداسـت، ایـن بخـش از شـهر كابـل و دژِّ نظامـی آن در پادشـاهی دور دوم امیـر
شـیرعلی خـان سـاخته شـده بـود. گفتـه می شـود کـه شـیرعلی خـان می خواسـته، شـهری رابـا تأسیسـات نظامـی بسـازد كـه نمایانگـر شـیوه ی پادشـاهی و بیانگـر آرمان هـای نظامـی او
بـوده باشـد.
بـه اوج شـكوه ایـن دژّ نظامـی در زمـان جنـگ دوم افغـان و انگلیـس می شـود از نمـای آنپی برد. دژّ یادشـده در محله ی بی بی مهرو ، سـالیان بسـیار ی به فراموشـی سـپرده شـده بود،
امـا همچـون دژ بعدهـا همچـون سـاحه ِ ی نظامـی، مـورد توجـه وزارت دفـاع افغانسـتان بـودهاسـت. بـا فرور یختانـدن آخریـن آثـار تار یخـی و كهـن ایـن سـاحه ی نظامـی و بیـرون رانـدن
باشـندگان این منطقه به جبر و ظلم، سـاحه ی یادشـده از سـوی زورمندان، توز یع به گونه ی نمره هـای رهایشـی، بـار دیگـر برسـر زبان هـا و رسـانه ها افتـاد.
امیرشـیرعلی خـان، نظامـی آبدیـده و ورز یـده بـود. و ی در سـال های پادشـاهی خویـش
بـه اردو توجـه جـدی داشـت. دژهـا و پادگان هـا را در جاهـای گونا گـون كشـور سـاخت. و یبمنظـور آمـوزش سـپاهیان، مربیـان هنـدی را اسـتخدام کـرد و بـه بازنگـری نظـام عسـكری
پرداخـت. و ی کارخانه هـای سـاخت تـوب، تفنگ و شمشـیر را در كنار سـایر کارخانه ها كهمظاهـر تمـدن نویـن آن زمـان بـود، پایـه گذاشـت و اردو ی افغانسـتان را بـرای نخسـتین بار بـایونیفـورم منظـم عسـكری ملبـس سـاخت. اینگونـه امیرشـیرعلی خـان، پایه گذار ی نخسـتین
اردو ی منظـم و آوردن تمـدن بـه افغانسـتان را در کارنامـه ی خـود دارد.
امیرشـیرعلی خـان در سـال ۱۸۷۰م برابـر بـا ۱۲۷۸هجری قمـری در دور دوم پادشـاهی اش۱۸۷۸-۱۸۶۸ در شـمال شـهر كابل، بنیاد ارگ (ر یاسـت جمهور ی) و شـهر جدید مسـتحكم
را بنـام شـیرآباد یـا (شـیرپور ) گذاشـت كـه بـه دور تپـه ی بی بـی مهـرو و در شـمال شـهر كابـل
کشـیده شـده بود. این شـهر را امیر از رو ی نقشـه ی شـهر احمدشاهی قندهار ، اما با برنامه یعصـری بنیـاد نهـاد. ناظرحسـین علی خـان را كـه بعدهـا بنـام سپه سـالار حسـین علی خـان
وزیـر جنـگ امیـر گماشـته شـد، بـه تنظیـم امـور سـاختمان توظیـف كـرده بـود.امیـر سـران لشـکر و کشـور را بـرای تهیـه ی اسـباب سـاختمانی زیـر فرمـان حسـین علی
خان گماشـت. در بیشـتر از پنج سـال، روزانه ۷۰۰۰ نفر از جمله، ۶۰۰۰ نفر كارگر و ۱۰۰۰ معمارو نجار در سـاخت و سـاز آن، كار می کردند. سـر انجام، كار سـاختن شـیرپور نیمه کاره ماند
و آفتـاب پادشـاهی امیـر شـیرعلی خان غـروب کرد.دژ شـیرپور ، آن روزگار از شـمال بـا آب ایسـتاده ی چمـن وزیـر آبـاد و از سـه جانـب دیگـر
بـا دیوارهـای نظامـی داخلـی و خارجـی بـا ارتفـاع هفـت متـر و برج هـای جنگـی احاطه شـدهبـود. شـیرپور پـس از همـان آغـاز ، یـك مركـز جنگـی و نظامی بود که در آن :
1- سپهسـالار حسـین علی خـان پنجشـیری، نخسـتین وزیـر دفـاع و رئیـس سـتاد ارتـش در زمـان امیـرشـیر علی خـان بـود و همچنـان بـرادرش صفدرعلـی خـان نیـز از جنـرالان ارتـش بـود.
2 - فردر یـک رابرتـس انگلیسـی یـا پادشـاه کابـل. جنـرال رابرتـس طـرح کشـور ی را می ر یخـت و امیـرامیرعبدالرحمان خـان بـه اسـاس آن حرکـت می کـرد. جنـرال فردر یـک رابرتـس را در تار یـخ بریتانیـا
به نـام پادشـاه ٔ کابـل"King of Kabul" و لارد رابـرت قندهـار " Lord Robert of Kandahar " یـاد می شـود.
مجسـمه هایش در چند شـهری بریتانیا سـاخته شـده اسـت. "انگلیسـی ها از عبدالرحمن خواسـتند که
به نیازمندی های رزمی خود همچون یک شـهر كامل جنگی و سیاسـی درآورد. دژ تار یخیشـیرپور با گذشـت زمان به ویرانه ی مبدل شـد و این دژ ، جایی اسـت كه برای سـاختن آن،
هزاران انسـان این سـرزمین، سـال های سـال عرق ر یخته اند.دژ شـیرپور جایـی اسـت كـه بـرای آزادی آن از چنـگال بیگانـگان، هـزاران هم میهـن
مـا شـهید شـدند؛ ویرانـه ی آن بـا زبـان خامـوش بـرای نسـل آینـده، حكایت گـر هـزار و یـكخاطـره ی سیاسـت و شـهادت بـوده اسـت. بـا از میان برداشـتن آخریـن نشـانه های ایـن دژ
نظامـی و سیاسـی، دیگـر یـادی آن دژ پرخاطـره و یـاد هـزاران شـیهد را كـه در پـای دیوارهـایآن بـه خاطـر آزادی، جان هـای شـیرین خـود را فـدا كردنـد، وجـود نخواهـد داشـت.