خالق صائم

 

جنگ های نیابتی در افغانستان

 

 جنگ های نیابتی امروز  مفکوره اصلی و طرح جذاب در رقابت های جهانی است در چنبن یک دیدگاه کثیف کشورها و قدرت‌ها در تلاش اند که دشمنان شان را  بدون آنکه خود در جنگ‌حضور مستقم داشته باشند با استفاده از نیرو های نیابتی و امکانات ریزرف دیگر به چالش بکشند و زمين گیر کنند.

 رقابت های نظامی و اقتصادی مولفه اول در جنگ های نیابتی است. در حالی که بار چنین جاه طلبی ها، تلفات انسانی، تخریب و ده ناهنجاري دیگر به کشور و کشورهای برمی‌گردد که میدان  جنگ ها و رقابت ها اند

   با تاسف افعانستان به دلایل زیادی از دیر زمانی مرکز و عمق جنگ نیابتی قدرت‌ها بوده است‌ مشکل که تمام شدنی نیست و همچنان ادامه دارد.  

    با تجاوز ارتش سرخ به این کشور اوضاع پیچیده تر شد آمریکا در کنار آنکه به گونه علنی تجاوز شوروي سابق به افغانستان را نکوهش کرد با ایجاد و حمايت هسته جهادگر و مقاومت گرا در صدد آن شد که رقیب دیرینه را در میدان افغانستان در دام داشته باشد تا از یک طرف دار و ندار شوروی در افغانستان به مصرف برسد و در عین حال انتقام شکست خود در ویتام را بگیرد تا کشورهای دیگر جرأت نکنند مانع برنامه های راهبردی امریکا در جهان شوند.                                 امریکا به این هدف رسید و جنگ درافغانستان برای شوروی بهای گزاف داشت،  سرانجام‌ شوروی افغانستان را ترک کردند مگر سیر حوادث در کشور ما سیر مطلوب نداشت‌، با عقب نشینی شوروی و شکست حکومت تحت‌ الحمایه آنان و پیروزی مجاهدين، قدرت های بزرگ اعتنایی چندانی به افغانستان نداشتند ،غیابت قدرت های بزرگ در صحنه افغانستان،  فرصت آن را مساعد کرد  که قدرتک های منطقه یی شامل ایران، پاکستان، سعودی، ترکیه ... افغانستان را میدان رقابت شان انتخاب کنند و  هر کدام  از احزاب و جریان‌های معین که بیشتر احزاب جهادی بودندحمايت کردند و با اوج جنگ‌های تنظیمی، افغانستان در آتش این جنگ ویران شد تا سرانجام‌ طالبان پدید آمدند و بيشتر از هر وقت دیگر فضای برای تحقق اهداف راهبردی پاکستان، سعودی و غرب که میخواستند اسلامیست های بنیاد گرا را  حاکم‌اوضاع در افغانستان کنند مساعد شد تا به نفوذ و سلطه روس ها در آسیای مرکزي پایان دهند و همچنان جلو ایران شعیه  را در معادلات منطقه ای بگیرند،

   حاکميت طالبان) در سال های اخیر دهه هفتاد خرشیدی )برای افعانستان ويرانگر تمام شد، در وجود سازمان های افراطي اسلامی مانند القاعده کشور های همجوار( ایران و همسایه های شمالی) و کشور های منطقه مانند هند و روسیه احساس خطر کردند و درصدد ایجاد گروه های نیابتی در افغانستان شدند تا با تهدید های برخاسته، مقابله کنند  حکومت‌ طالبان که بیشتر بک‌پروژه بود تا ساختار یک نظام، بایورش امریکا و کشورهای متحد آن در سال ۱۳۸۰ خرشیدی سقوط کرد،    دلایل و بهانه امریکا در حمله بر افغانستان معلوم است که نیاز به توضیح ندارد مگر اتهام های امریکا هیچ وقت ثابت نشد و چگونگي حادثه ۱۱ سپتمبر در انکشور هم‌چنان مبهم و مرموز باقی ماند  امریکا به بهانه حادثه ۱۱ سپتمبر خود به گونه‌ای مستقیم وارد قضایای افغانستان شد، مشکل در این است که هجوم امریکا به افغانستان نه تنها که از بار مشکلات در کشور ما نه کاست بل زمینه  ساز برنامه ها و توطیه های دیگر در برابر افغانستان شد زیرا برای بعضی از کشورهای منطقه حضور آمریکا  در اطراف شان حساسیت برانگیز بود، روسیه ، چین، ايران، هند ... کشور های بودند که حضور آمریکا را در مجاورت شان تحمل نداشتند،کشور های قدرتمند اند که در معاملات جهانی حرف اول را می زنند.

بدون شک حضور آمریکا در افغانستان و مخالفت کشورهای همجوار،افغانستان را وارد فصل تازه یی از جنگ های نیابتی کرد، که ارمغان آن ويرانی و عقب ماندگی بیشتر   افغانستان بود

 خروج امریکا از افغانستان وچگونگي عقد موافقتنامه دوحه هم  واضح و روشن است و همه در باره آن می‌دانند مگر یک مسئله قابل  ذکر است که امروز ایران ، روسیه‌ و حتا هند مدعی  اند که امریکا با فشارهای آنان افغانستان را ترک کرده است.   جنگ نیابتی کشور های متعدد در میدان افغانستان، با خروج امریکا خاتمه نیافت  کشور های همجوار افغانستان در طول بيست سال حضور امریکا وکشور های متحد آن، جناح مختلفی در میان طالبان ایجاد کردند امروز امریکا،پاکستان، روسیه‌، ایران، چین، ترکیه  هند ازبکستان... هرکدام صاحب و اداره کننده  جناح های از طالبان اند هر جناح برنامه و اهداف خود را دارندو اختلافات درونی میان طالبان، نشانه از چند دستگی میان ابن‌گروه است‌  و با وجود آنکه اکثریت مطلق طالبان پشتون تبار اند ولی مسئله درانی و غلجایی  میان آنان اوج گرفته ون رهبران این گروه در کابل و کندهار به  جناح های متخاصم تقسيم شده اند مشکل در این است که جناح بندی و وابستگی طالبان به کشورهای متعدد ، حنگ نیابتی کشور های رقيب را در افعانستان گرم‌تر ساخته است.

پاکستان دروجود افراد قدرتمند که در میان طالبان دارد می‌خواهد که چون گذشته بر این گروه فرمانروایی داشته باشد در حالی که. هند و ايران از امکانات شان در درون طالبان برای تضعیف پاکستان کار می گيرند، امریکا می‌خواهد که از طالبان برای اشتعال جنگ در آستانه میانه و تضعیف روسیه کار گیرد، همچنان آمریکا  از طالبان برای تهدید و بی ثباتی چین‌استفاده می کند، ترکیه نیز از طالبان افعان برای تحقق برنامه پان‌ترکیزم و تضعیف ایران و دور ساختن روسیه از کشور های ترک تبار استفاده میکند، حتی نهاد های وابسته به سازمان های معتبر خارجی  منجمله سازمان‌ملل از جناح های مشخص در گروه  طالبان حمایت میکنند. اگر به عمق ماجرا ها در افغانستان دقیق شویم در می‌یابیم که چنگ نیابتی کشورها در افغانستان چقدر جدی و فاجعه بار است به گونه مثال ایران دعوا حقابه با طالبان دارد در حالی که طالبان هر روز با احداث یک بند جدید ، مشکل آب را در ایران جدی تر می سازند این برنامه طالبان نیست، ترکیه و آذربایجان در خلق چنین مشکلات برای ایران طالبان را کمک می کنند    آذری ها در قسمت ساخت و ساز بند ها در افغانستان خلاف انتظار فعال اند ، با آنکه افغانستان در وجود این‌گونه برنامه‌ ها در مدیریت آب‌ها توانمندمی شود، مگر این برنامه می تواند ایران را در بخش های دیگر حساس سازد و برای افغانستان ایحاد مشکلات کند

 هند هم پاکستان را در میدان افغانستان گیر آورده و در عین حال پاکستان میکوشد   که دست دهلی را از افغانستان دور نگه دارد، رقابت های اين دو کشور در افغانستان را می توان در سخنان مقام های این دو کشور پیدا کرد، هر کدام ادعا دارند که منافع شان از خاک افغانستان تهديد می شود.  تلاش های اخیر اسلام آباد که میکوشد از طریق چین بر طالبان بیش۵ اعمال نفوذ کند و با دادن امتیازات منجمله  مبادله سفیر با طالبان، اين گروه را از هند دور نگه دارد در حالی دهلی تلاش دارد با  اهدای کمک های اقتصادي و دادن امتیازات دیپلماتیک، روابط تازه ترمیم شده خود  با کابل زیر سلطه طالبان را بهبود بخشد.  چین بازیگر دیگر منطقه در حاکمیت جدید طالبان نفوذ فوق العاده بر این گروه دارد، بیجنگ که در روابط و تعاملات برونی خود بیشتر اقتصاد محور عمل می کند اکنون تقریبا بر همه معادن افغانستان لنگر انداخته است حرکت که حساسیت کشور های دیگر چون امریکا، روسیه‌ و هند را بر انگیخته است ابن کشور ها بدون شک در پی اخلال برنامه های منفعت جویانه چین در افغانستان اند حتا پاکستان که روابط بسیار نزدیک با بیجنگ دارد جدا  تلاش می ورزد که راه واخان به سمت چین باز نشود زیرا با ایجاد گذرگاه مرزی میان چین و افغانستان، پاکستان ارزش اقتصادی خود را برای چین از دست می‌دهد، با وجود دوستی بی حد و حصار میان اسلام آباد و بیجنگ، پاکستان همچنان به ایغور های چین که مبارزه مسلحانه رادر برابر بیجنگ به راه انداخته اند توجه دارد تا مانع ایجاد تاسیسات مرزی میان افغانستان و چین شود، خشونت‌ های اخیر در برابر شماری از شهروندان  چین در افغانستان بدون شک، حرکتی برای متوقف کردن بیجنگ در افغانستان است.   با آنکه شماری از کشور مخالف حضور چین در افغانستان اند، مگر ایران تلاش دارد  افغانستان هر چه زود تر با چین وصل شود زیرا ایران زیر تحریم، افغانستان را بهترین گزینه ترانزیتی با چین می‌داند، از طرف دیگر هند و پاکستان هم برسر مسير ترانزیتی افغانستان در جدال اند هند. در پی وصل افغانستان با دریا از مسیر چاه بهار است در حالی که پاکستان در پی ناکامی این پروژه است و با تمام توان تلاش دارد،هند را در میدان افغانستان مغلوب کند 

آمریکا و غرب که ظاهر نسبت به افغانستان  اظهار بی علاقگی می‌کنند مگر در عقب صحنه سخت در تلاش اند که نفوذ شان را در افغانستان احیا کنند، گفته های مداوم ترامپ رئیس جمهوری آمریکا در خصوص میدان هوایی بگرام و انتقاد های همیشگی وی به آدرس بایدن  در رابطه به خروج آشفته آمریکا از افغانستان، گواه این است‌ که‌ این کشور در پی احیای نفوذ خود در افغانستان است، تلاش های آمریکا و شرکای آن تا اندازه جدی است که وزير خارجه روسیه اخیرا  بیان داشت که ناتو در پی برگشت به افغانستان است‌ او  جدا هشدار که مسکو این را نمي پذیرد.

در همبن حال کشور های آسیای میانه نیز در افغانستان، خیز و جست های دارند که معلوم و هویدا است‌

این همه شمه از برنامه های اغراض آمیز برونی ها در برابرافغانستان و مردم آن است،چه بسا برنامه و پروژه های استخباراتی و سیاسی  که اصلا کسی از آن آگاه نیست.

در هر حالت استمرار این وضعیت (جنگ‌نیابتی برونی در افغانستان) به نفع استراتیژی و راهکار کشور های رقيب است که برای مهار نفود یکدیگر در جدال اند، آنان افغانستان راکوتاه‌ترین راه، برای تحقق اهداف راهبردی خود انتخاب کرده اند درحالی که این کار بازی با سرنوشت یک کشوراست .

وقايع ۴۵ سال گذشته درافغانستان نشان داد که این کشور هیچگاهی دوست ثابتی نداشته است و این باعث شده است که حکومت ها در افغانستان  دیر دوام نیآورند و تحولات‌ در این کشور همیشه منفی و مایوس کننده باشد، ما دیدیم‌که  روس ها چه ساده به حکومت داکتر نجیب الله پشت کردند، مجاهدين که زمانی در دید غربی ها الگوی از مقاومت و پایداری دربرابر کمونیزم بودند به حالت شان رها شدند، امریکا چگونه در اواخر دهه هفتاد هجری خرشیدی پروزه طالبان را  ایجاد کرد و چگونه سر شان را خورد، چگونه نظام‌ جمهوریت در وجود شخص نه چندان مشهور( حامد کرزی) با شعارهای قلابی شکل گرفت و چگونه امریکا پشت این‌نظام را بعد از ۲۰ سال رها کرد وبار دیگر طالبان به اریکه قدرت تکیه زدند،  معلوم نيست چه زماني پروزه دوم طالبان راه نابودی و زوال را خواهد پیمود.

 اسفبار این است که ما افعانان بودیم که در این حمله  ها و گریز ها متضرر شدیم وبرعلاوه تلفات بزرگ انسانی از انکشاف و کاروان تمدن بشری به دور ماندیم، بیگانگان که از خود اهداف و برنامه داشتند و دارند ولی شرم آور این است که درهر جنگ‌نیابتی ما افعانان خود هیزم شدیم و خود پترول وبه زندگی و کشور خود آتش زدیم و در قعر تعصب و خود خواهی تحجر و جاه طلبی،  عساکر بیگانگان در جنگ‌نیابتی آنان در سرزمين اجدآدی خود شدیم مشکل در این است که ما هشیاری سیاسی کسب نکردیم و هنوز در تعریف منافع ملی، ملت شدن و یک دست شدن  بی‌سواد هستيم و در زورگویی و جاه‌طلبی های قومی با ملت شدن فاصله زیادی داريم.    صائم

 

 

 


بالا
 
بازگشت