سراج ادیب

 

بحران مهاجرین افغان؛ از اخراج اجباری تا بازگشت به سایه‌های ترس و تهدید

در ماه‌ها و سال‌های اخیر، روند اخراج اجباری مهاجرین افغان از کشورهای همسایه، به ‌ویژه ایران و پاکستان، با شدت و بی‌رحمی نگران‌کننده‌ای افزایش یافته است. میلیون‌ها افغان که طی دهه‌های جنگ و ناامنی، این کشورها را به‌عنوان پناه‌گاهی موقت برگزیده بودند، اکنون با سرنوشتی نامعلوم، پر از ابهام و تهدید روبه ‌رو هستند.

. اخراج اجباری بدون تضمین حقوق انسانی بنا بر گزارش‌ها و مشاهدات میدانی:

ــ هزاران خانواده افغان به‌ طور ناگهانی و بدون طی مراحل قانونی یا فرصت برای جمع‌آوری وسایل و سرمایه ‌شان، از خانه‌ها و محل‌های سکونت اخراج شده‌اند.

ــ اموال، دارایی‌ها، پس‌اندازها و حتی مدارک رسمی بسیاری از آنان در کشور میزبان باقی مانده یا از سوی مقامات ضبط گردیده است .

ــ این مهاجرین غالباً در شرایطی غیرانسانی، با وسایل نقلیه نامناسب، بدون سرپناه، غذا و خدمات بهداشتی، به مرزهای افغانستان رانده می‌شوند. این روند، نقض آشکار اصول بنیادین کنوانسیون‌های بین‌المللی پناهندگان (1951)، میثاق حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) و دیگر اسناد حقوق بشری است که بر عدم بازگرداندن اجباری افراد به کشورهایی که در آن‌ها جان یا آزادی‌شان در خطر است، تأکید دارند

2 . بازگشت به کشوری زیر سلطهٔ طالبان با تسلط مجدد طالبان بر افغانستان از سال ۲۰۲۱، فضای ترس، تعقیب، بازداشت و گاه اعدام برای کسانی‌که در بیست سال گذشته با دولت جمهوری، نهادهای خارجی، ارتش سابق یا رسانه‌ها و جامعهٔ مدنی همکاری داشته‌اند، افزایش یافته است.

ــ  بسیاری از مهاجرینی که از ایران و پاکستان اخراج می‌شوند، در میان این دسته قرار دارند

ــ  سازمان‌های حقوق بشری هشدار داده‌اند که بازگشت این افراد می‌تواند به بازداشت، شکنجه، ناپدیدشدگی قهری یا حتی مرگ منجر شود.

 ــ  طالبان تاکنون در موارد متعددی، از عفو عمومی اعلام‌شده عدول کرده‌اند و نمونه‌های متعددی از بازداشت و برخوردهای شدید با بازگشت‌کنندگان گزارش شده است

3 سکوت سنگین نهادهای بین‌المللی و مدعیان حقوق بشر در حالی‌که جهان، بحران‌های انسانی را به‌عنوان اولویت‌های کلان مطرح می‌کند، اما در مورد مهاجرین افغان، عملکرد نهادهای بین‌المللی از جمله :

ــ  کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل (UNHCR)،

ــ شورای حقوق بشر سازمان ملل،

 ــ سازمان همکاری اسلامی، و نهادهای مدعی حقوق بشر جهانی، بیشتر در حد بیانیه‌ها باقی مانده و فاقد اقدامات عملی و فوری بوده است. این سکوت، در تضاد با ارزش‌هایی‌ست که این نهادها ادعای حراست از آن دارند.

4 مسئولیت کشورها و جهان متمدن بحران مهاجرین افغان تنها مسأله‌ای منطقه‌ای نیست، بلکه آزمونی جهانی برای سنجش وجدان بشری و تعهد به حقوق بشر جهانی است. کشورهای میزبان، حق دارند نگران مشکلات داخلی خود باشند، اما این نگرانی نباید به ابزاری برای نقض کرامت و امنیت مهاجرین تبدیل شود. به ‌ویژه زمانی‌که خطر جدی شکنجه و مرگ در سرزمین مادری، اثبات‌شده و محتمل است.

نتیجه ‌گیری اینکه :

 بی‌تردید، اخراج بی‌رویه، اجباری و فاقد بسترهای حقوقی و انسانی مهاجرین افغان، یک بحران انسانی گسترده است که با سکوت یا بی‌تفاوتی جهان روبه‌ رو شده است.

 در سوی دیگر، طالبان به‌عنوان قدرت حاکم، نه‌تنها مسئول تأمین امنیت این بازگشت‌ کنندگان است، بلکه باید در برابر سرنوشت هر فرد پاسخگو باشد.جهان امروز نیازمند نه شعار، بلکه اقدام واقعی برای حفاظت از جان انسان‌هاست  . تاریخ، این سکوت‌ها را فراموش نخواهد کرد، و آیندگان قضاوت خواهند کرد که در برابر رنج بی‌صدای مهاجرین، چه کسی ایستاد و چه کسی چشم فرو بست

سراج ادیب 29/6/2025

 

 

 

 

  


بالا
 
بازگشت