

جیلانی گلشنیار
در طول جنگ چند نفر را کشتی؟

ترجمه: جیلانی گلشنیار
–
در طول جنگ چند نفر را کشتی؟
–
هیچکس!
–
پس اینهمه مدال ها را از کجا گرفتهای؟
–
من فقط فاشیستها را کشتم!
سمیون دانیلوویچ نوموکونوف، در
۱۲
اگست
۱۹۰۰
در روستای دلون (واقع در منطقه سرتنسکی، سرزمین زابایکالسکی) به دنیا آمد.
او از قوم ایوِنک-خامنیگان بود. شکار، پیشهٔ همیشگی مردان این قبیله بود. پدرش
از همان کودکی او را با خود به تایگا میبرد. در نهسالگی، لقب «چشمِ بادبادک»
را به او دادند.
در سال ۱۹۲۸، سمیون همراه خانوادهاش در روستای نیژنی استن، واقع در منطقه شیلکینسکی ساکن شد. او ابتدا به کمون «آغاز یک زندگی نو» پیوست و سپس در یک مزرعهٔ دولتی (سوفخوز) مشغول به کار شد. سمیون بهعنوان نجار کار میکرد و همچنان به شکار ادامه میداد.
در 29 جولای 1941، توسط دفتر ثبت نام و نام نویسی نظامی منطقه شیلکینسکی به صفوف ارتش سرخ پیوست. در ماههای اول جنگ، نوموکونوف فرصتی پیدا کرد تا ببیند که نازیهای آلمان چه میکنند. اوچند بار به اعمال نازی ها تماشا کرد: دید که «فاشیستها حیوان نیستند، اما آنها خیلی بدتر از حیوانات عمل می کنند.»، او که در جریان یک بمباران نازی ها زخمی شده بود، در بیمارستان بستر شد. پس از بهبودی، روزی در پاییز 1941، سمیون دانیلوویچ، پس از نجات دادن یک مرد زخمی که در اثر بمباران نازی ها افتیده بود، متوجه یک آلمانی شد که به سمت آنها نشانه گرفته بود. او فوراً تفنگ خود را گرفت و با یک شلیک دقیق، دشمن را از پا درآورد. این آغاز مسیر جنگی این تک تیرانداز از ترنس بایکالیا بود . در ماههای اول، تک تیراندازهای دیگر از عجایب سمیون شگفت زده شدند. او به جای تفنگ با دید تلسکوپی، از یک تفنگ«سه تکه» معمولی کهنه استفاده میکرد (او فقط در سال 1942 متقاعد شد که به تفنگ دوربین دار روی بیاورد). او همیشه بندهای بوت، تار و قطعات آینهای های مختلف با خود داشت. روی پاهایش پارچههای بافته شده از موی اسب بود که به او اجازه میداد راه رفتنش ساکت و بی صدا باشد. به خاطر همین بود که به او لقب «شمان تایگا» داده شد. اما هیچ چیز تصادفی در چنین تجهیزاتی وجود نداشت.
پیش از این، سمیون از چنین ابزارهایی برای فریب حیوانات درنده در تایگا استفاده میکرد؛ اما اکنون، همان شیوهها را برای شکار انسانهایی با خوی حیوانی به کار میبرد.
نوموکونوف در ارتفاعات والدای، تنگهٔ کارلین، اوکراین، لیتوانی و پروس شرقی جنگید. او در پنج جبهه، دو لشکر و شش هنگ خدمت کرد. در طول دوران خدمتش، سمیون دانیلوویچ نوموکونوف، تکتیرانداز و سرلشکر، موفق شد ۳۶۷ نظامی آلمانی، از جمله یک ژنرال آلمانی را از پا درآورد.
او تعداد سربازان و افسران کشتهشدهٔ دشمن را با علامتگذاری روی پیپ سیگارش ثبت میکرد: نقطهها برای سربازان، و صلیبها برای افسران.
نوموکونوف جنبش آموزش تکتیراندازی را در لشکر آغاز کرد و بیش از ۱۵۰ سرباز را در این فن آموزش داد. آلمانیها چندینبار کوشیدند تا «شامان تایگا» را از میان بردارند، اما موفق نشدند.
او هشتبار زخمی شد و دوبار دچار ضربهٔ مغزی گردید، اما همچنان به نبرد ادامه داد، تا آنکه سرانجام به کونیگسبرگ (کالینینگراد امروزی) رسید. آخرین نبردهای خود را در دامنههای خینگان بزرگ به پایان رساند.
در ۲۶ سپتامبر ۱۹۴۵، هنگام عملیات در جبههٔ ترانسبایکال و در نزدیکی روستای خداتون، سمیون دانیلوویچ موفق شد ۱۵ سرباز ارتش کوانتونگ ژاپن را از پا درآورد. گروه تکتیراندازانی که او رهبری میکرد، در همان عملیات تا ۷۰ نفر از دشمن را از میان برداشتند.
به فرمان فرماندهٔ جبهه، به سمیون نوموکونوف – «شکارچی تایگا» – یک تفنگ دوربیندار تکتیراندازی با شمارهٔ سریال ۲۴۶۳۸، یک دوربین دوچشمی، و یک اسب هدیه داده شد. همچنین در یادداشتی آمده بود که «از مقامات خواسته شد به قهرمان جنگ اجازه دهند بدون هیچ مانعی از مرز عبور کند ».
این یادداشت بهامضای سرلشکر کوشنارنکو، فرماندهٔ لشکر ۲۲۱ ماریوپول-خینگان رسیده بود.
نام این تکتیرانداز افسانهای اهل سیبری بارها در گزارشهای خبری اتحاد جماهیر شوروی ذکر میشد و روزنامهها، تیتر صفحهٔ نخست خود را به او اختصاص میدادند.
در زمان صلح، پس از پایان جنگ جهانی دوم، سمیون دانیلوویچ نوموکونوف دوباره به کار در مزرعهٔ دولتی (سوفخوز) بازگشت.
او چهرهای شناختهشده و محبوب بود؛ نه تنها روزنامهنگاران، بلکه مردم عادی نیز از راههای دور به دیدنش میآمدند تا «تشکر» کنند، دستش را بفشارند و از او قدردانی کنند.
روزی نامهای از آلمان به دستش رسید. در آن نامه، زنی آلمانی نوشته بود:
»گاهی با خودم فکر میکنم، شاید یکی از آن علامتهایی که روی پیپ سیگار شما حک شده، نشان مرگ پسر من – گوستاو ارلیش – باشد... «
وقتی این نامه را برای سمیون دانیلوویچ نوموکونوف خواندند، پاسخ آن را برای پسرش دیکته کرد:
»خانم محترم، کاملاً مطمئنم که یکی از آن علامتهایی که روی پیپ سیگارم کشیدهام، مربوط به پسرتان باشد. من چهرهٔ تمام دزدها و قاتلانی را که برای جنگ به سرزمین ما آمده بودند و در تیررس تفنگم قرار گرفتند، به یاد نمیآورم. ما در نزدیکی لنینگراد، این حرامزادههای فاشیست را بیرحمانه نابود کردیم. اگر شما، زنان آلمانی، با چشم خود میدیدید که پسرانتان در اطراف لنینگراد چه جنایاتی مرتکب شدند، آن وقت بود که خودتان آنان را لعنت میکردید«.
مدالهایی که نوموکونوف در جریان جنگ جهانی دوم دریافت کرد:
· نشان لنین (1942)
· نشان ستارهٔ سرخ (1943)
· نشان پرچم سرخ (1945)
· نشان ستارهٔ سرخ (بار دوم، 1945)
· مدال "برای تصرف کونیگسبرگ" (کالینینگراد)
· مدال "برای شایستگی نظامی"
· مدال "برای پیروزی بر آلمان نازی در جنگ بزرگ میهنی 1941–1945"
· مدال "برای پیروزی بر ژاپن"
· مدال شجاعت نظامی
· مدال ویژهٔ صدمین سالگرد تولد ولادیمیر ایلیچ لنین
· لقب افتخاری «سرباز نمونهٔ ناحیهٔ ترانسبایکال» (1960)
سمیون دانیلوویچ نوموکونوف، تکتیرانداز افسانهای اتحاد جماهیر شوروی، در 15 July 1973 درگذشت.