

عبدالواحد خرم
نقش آفرینان و بازیگران افغانستان، صلح واقعی نمی خواستند
صلـح واژه ی اسـت کـه در افغانسـتان بسـیار رو ی آن بحث شـده و مـردم ایـن کشـور بـا
صلـح آشـنایی دیرینـه دارنـد، امـا آشـنایی کـه تنهـا در سـخن و شـعار مانـد و هرگـز جامـه عمـل نپوشـیده اسـت. انتظاراتـی را کـه مـردم از صلـح داشـتند و دارند را آن همـه گفتگوهایمیان تهـی، سـنگ انداز ی ها، ایجـاد موانـع از سـوی نقـش آفرینـان صلـح، از میـان بـرده اسـت
و شـاید کسـی بـه صلـح ایـن چنینـی هرگـز بـاور نداشـته باشـد.
حکومت به گونه ی مشـترک رهبری نمی شـود. بر بنیاد توافق سیاسـی، ر یاسـت شـورای مصالحه دارایپنـج معـاون اسـت کـه دو معـاون تیـم ثبـات و هم گرایـی شـامل آن هـا انـد، ولـی سـه معـاون دیگـر ایـن
شـورا در مشـوره بـا رئیـس جمهـور معرفـی می شـوند. البتـه معلـوم نیسـت کـه ایـن سـه معـاون دیگـر چـهکسـانی خواهنـد بـود و چـرا بایـد شـورای مصالحه پنج معاون داشـته باشـد. در متن توافق سیاسـی آمده
اسـت که تصامیم شـورای مصالحه بر اسـاس ا کثریت آراء گرفته می شـود. با این حسـاب، ا گر اعضایاصلـی تصمیم گیرنـده در شـورای مصالحـه، رئیـس شـورا بـا پنـج معاونـش باشـند، مجمـوع آن هـا ۶ نفـر
می شـوند کـه در برخـی مـوارد شـاید دسـت یافتـن بـه ا کثریـت آراء ناممکـن باشـد. معلـوم نیسـت کـه آیـارو ی ایـن موضـوع از پیـش اندیشـیده شـده اسـت یـا خیر ".
ا گـر اندکـی بـه گذشـته برگردیـم و اوضـاع آن زمـان قدرت هـای منطقـه را بررسـی کنیـم،خواهیـم دیـد کـه بـا جنـگ و ویرانـی افغانسـتان بی پیوند نبوده اند. ا گر به یاد داشـته باشـیم،
در سـده ی ۱۹ گسـتره آمـاده بـرا ی قـدرت نمایی هـا در افغانسـتان انتخـاب شـده بـود کـه دوسـوی درگیـر در ایـن بـاز ی، روسـیه و بریتانیـای کبیـر بـود. دیدیم که شـورو ی در سـال ۱۹۷۹به
افغانسـتان حملـه کـرد و نظـام دلخـواه خـودش یعنـی حکومـت خلـق و پرچـم را رو ی کارآورد. همزمـان در ایـن بـاز ی بـه کمـک مالـی امریـکا، مشـروعیت و برنامه گـذار ی عربسـتان و
تطبیـق پا کسـتان، گروه هایـی افراطـی را به میـان آورد کـه درد سـر بزرگـی بـرای شـورو ی شـد ودر نهایـت هـم فرو پاشـاند.
سـپس، پا کسـتان گـروه طالبـان را بـر افغانسـتان مسـلط سـاخت و مدتـی را فرمانفرمایـیکردنـد کـه بـا حملـه نظامـی امریکا، حکومت طالبان برافتاد و واژگون شـد و حکومت موقت
بـه رهبـری امریـکا بـه صحنـه نشسـت. شـاید مـردم افغانسـتان پیـش از این، سیاسـت امریکارا نمی دانسـتند یـا تجربـه نداشـتند. حضـور امریـکا در افغانسـتان روزنـه ی امیـدی را بـرای
مـردم گشـود کـه پـس از سـال ها جنـگ و ویرانـی، طعـم صلـح و امنیـت را می چشـیدند.دو دهـه از حضـور نظامـی امریـکا و هم پیمانانـش در افغانسـتان سـپری شـد و آنچـه
مـردم خوابـش را دیـده بودنـد، تحقـق نیافـت و نـا امنـی، خشـونت و حمـلات فزون شـمارپیکارجویـان مسـلح دوبـاره تداعـی کننـده ی شـتافتن افغانسـتان به سـوی بحـران دیگـر بود.
عواملـی کـه سـبب شـد جریـان گفتگوهـا و صلـح در افغانسـتان پیچیـده شـود، ایـن بـود کـههرگـز مخالفـان مسـلح، دولـت مرکـزی را بـه رسـمیت نشـناختند.
انان بـاور داشـتند کـه حکومـت مرکـزی افغانسـتان دست نشـانده ی امریـکا اسـت،مشـروعیت خـود را از امریـکا گرفتـه اسـت، نـه از مـردم و انتخابات هایـی کـه بـا همـه رو ی
سیاهی شـان بـه تار یـخ پیوسـتند. عامـل دیگـری کـه فراینـد صلـح را پیچیـده کـرده اسـت،چنـد دسـتگی و شـکاف در صفـوف طالبـان اسـت. شـاخه های جداشـده از گـروه طالبـان،
هرگونـه گفتگـو بـا امریـکا را مـردود می داننـد و بـر ادامـه ی نبـرد تأ کیـد می ورزنـد.
عوامـل خارجـی چـون سیاسـت های ایـران، پا کسـتان، چیـن، هنـد، روسـیه و امریـکاهمچنـان در پیچیده شـدن و مبهم بـودن رونـد صلـح در افغانسـتان تاثیـر شـایانی دارنـد. بـه
سیاسـت هریکی از کشـورهای یاد شـده که بگذر یم، هریک علاقمند اند تا نقش، جایگاه ومنافـع خـود را در افغانسـتان تعریـف و تقویـت نماینـد. از سـوی دیگر ، میزان بیشـتر باز یگران
بـا سـلیقه ها و سیاسـت های با هـم متضـاد، مانـع عمـده بـوده انـد در راسـتای رسـیدن بـهصلـح پایـدار و همه پذیـر .
ایـن بسـیار روشـن اسـت کـه کشـورهای بـه دنبـال سـود در افغانسـتان هرکـدام در کمیـنفرصتـی انـد تـا نقـش خـود را در آینـده ی سیاسـی افغانسـتان، بیشـتر از رقیبـان بـاز ی کننـد و
این موضوع، گفتگوهای صلح افغانستان را بدون اینکه به نتیجه یی برسد، به درازا کشید.
در ایـن شـکی نیسـت کـه هدف نهایـی این همه رقابت هـا در زمین افغانسـتان، برتری جویمیـان رقیبـان و بـه چالش کشـیدن یکدیگـر می باشـد. از سـوی دیگر ، رقابت هند و پا کسـتان
و هرازگاهـی کـه تنش هـا میان شـان اوج می گیـرد، بـاز ی آنـان بـر سـر بیرون رانـدن یکدیگـر اززمین سیاسـت، افغانسـتان است.
کشـورهای ایـران و پا کسـتان در باز ی هـای سیاسی شـان در قبـال افغانسـتان، هرکـدامیـک قـوم خـاص را بـه خدمـت گرفتـه و در سـایه ی آن، هرچـه در توان داشـتند، انجـام دادند.
در بـاره ی سیاسـت هـای نـاروای پا کسـتان بسـیار و بارهـا نوشـته ایـم. مگـر ، آنچـه مربـوط بـهسیاسـت های همسـایه ی غربـی در قبـال افغانسـتان می گـردد، بایـد گفـت کـه بـه دولـت آن
بـا دشـوار ی های درونـی درگیـر اسـت، می آیـد و در افغانسـتان سـرمایه گذار ی کنـد، ظاهـراً کشـور بـه رغـم ناخشـنودی مـردم از حکومـت، اسـتبداد، ترورهـا، گریـز کادرهـا بـه بیـرون کـه با جهانی از دشواری ها درونی در گیر است ، می اید و در افغانستان سرمایه گذاری کند ، ظاهرا کمک برساند و هزاران ترفند دیگر .
ایران همه زمینه ها برای سـرمایه گذار ی را دارد، کارشـناس و کاردان بسـیار دارد و شـایدبپرسـید کـه چـه نیـاز اسـت تـا ایران خـودش را در باز ی های مـوش و گربه ی افغانسـتان درگیر
کند؟ پاسـخ بسـیار روشـن اسـت؛ جنگ افغانسـتان، جنگ تحمیل شـده و منطقه ی اسـتکـه در آن منافـع شـرکا تأمین می شـود.
شـاید پالیسـی ایـران ایـن باشـد کـه ا گـر مداخلـه نکنـد، ممکـن اسـت جنـگ افغانسـتاندامنگیـر خـودش بشـود. یـا شـاید می خواهـد هرگونـه بـاز ی کـه در افغانسـتان بـا ابعـاد مثبـت
و منفـی جریـان پیـدا می کنـد، ایـران بایـد نقـش خـودش را به خاطـر زهرچشـم دادن رقیب هـا،پررنـگ بـاز ی کنـد. از سیاسـت های امریـکا، روسـیه و چیـن در قبـال افغانسـتان که بپرسـید،
قصـه اش دراز اسـت و همـه می دانیـم کـه چـه می خواهنـد و چه هـا کـه نکردنـد.
بازیگران اصلی صلح افغانستان
گفتگوهـای صلـح افغانسـتان ذوابعـاد اسـت، رونـد روان گفتگوهـای صلـح در داخـلحکومـت افغانسـتان را دو طیـف باهـم رقیـب بـه پیـش می برنـد کـه یکـی بـا محور یـت
اشـرف غنی احمـدز ی و دومـی بـه رهبـری دا کتـر عبـدالله عبـدالله. همـه شـاهد هسـتند کـهایـن دو نفـر در رقابت هـا تـا کجـا کـه پیـش نرفتنـد، چـه سـخن ها کـه نزدنـد و چـه فریب هـا و
جعل هـا کـه به خاطـر زمیـن خـوردن یکدیگـر بـه کار نگرفتنـد.
در یـک جلسـه ی عـادی کـه ارزش بسـیار بلنـد نداشـت، هرگـز دیدگاه هـای اشـرف غنی
و عبـدالله یـک جهـت پیـدا نمی کردنـد. ا گـر سـخن و تصمیـم از اشـرف غنـی می بـود، دا کتـرعبـدالله بـا توجـه بـه اهمیـت آن موضـوع، یـا فشـرده و مبهـم سـخن می گفـت یـا اصـلا هماننـدگنـگ خواب دیـده، زبـان در کام فـرو می بـرد که نتیجه همان شد که حالا می بینیم
حاکمیت جنجالی اشرف غنی احمدزی در افغانستانموقـف باز یگـران شـورای عالـی مصالحـه بـا موقـف جمهور یـت بـه رهبـری اشـرف غنی
احمـدز ی در برابـر امـارت، همیشـه در یـک مسـیر نبـوده اسـت
جمهوریت اشرف غنی احمـدز ی در گفتگوهـا بـه آنچـه گفتنـد، عمل نکردند و صلـح را در چتر جمهور یت تعریف
و مطـرح کردنـد. امـا همین کـه موضـع اداره ی موقـت در چارچـوب سـناریو مطـرح گردیـد،صلـح برای شـان خطرآفریـن جلـوه کـرد و در عمـل، مانـع پدرکشـته آن گردیدنـد.
ظاهـرا حکومـت اشـرف غنی احمـدز ی بـه دنبـال صلحـی بـود کـه می خواسـت خـودشدر رأس آن باشـد و دیگـران بلی گـوی و پیرامونـش حلقـه بزننـد. هرچـه باشـد، گفتگوهـا یـا
حکومـت موقـت و عبـور ی، امـا جوانـب رقیـبان در داخـل و گروه هـای مخالـف در بیـرون، ایـنخواسـت غنـی را نابخردانـه می دانسـتند.
یـک دوسـت از کله خرابـی قماربـازان حرفه یـی و کله شـخی آنـان مثـال آورده، گفـت:
همین کـه قماربـاز ، بـاز ی را می بـازد و می بینـد کـه میـدان بـه سـودش نیسـت، نا گهـان بـاز یرا خـراب می کنـد و می گویـد کـه مـن کـه برنـده نشـدم، هیچ کسـی بایـد برنـده ی میـدان نشـود.
درسـت هـدف نهانـی اشـرف غنی احمـدز ی همین بود. او دانسـته بود که در باز ی سیاسـتبرنـده نیسـت، او تمـام عیـار در دوره هـای حا کمیـت اش گنـد زده بـود و بـاز ی را خـراب کرد و
کشـور را در لجـن بدنامـی، نـادار ی، بدبختـی و ویرانـی سـرنگون انداخـت. اما ز یـان و بهایشرا مـردم نـادار و زخم خـورده ی افغانسـتان بسیارسـنگین پرداختنـد.
او صلحـی می خواسـت کـه در زیـر سـایه ی نظـام خـودش صـورت بگیـرد، حتـا ا گـرگفتگوهـا صلـح نـا کام هـم بشـود. حکومـت غنـی بـه فرمـول اداره ی موقـت تن دادنـی نبـود و
این را در عربده ها و سـخنرانی هایش می شـد سـراغ گرفت. این فرمول از بس بارها در تار یخسیاسـی افغانسـتان اتفـاق افتـاده، تهـوع آور شـده اسـت. از یک سـوی ظاهـراً گفتگوهـا صلح
در جریـان بـود، از سـوی دیگـر ، غنـی پافشـار ی داشـت کـه " قـدرت بایـد از طریـق انتخابـاتبـه رئیس جمهـور آینـده ی افغانسـتان انتقـال یابـد و ایـن فریبـی بـود بـه خاطـر اغفـال تـوده ی
خواب بـرده و گرسـنه کـه او را مغـز متفکـر جهـان!! بـاور کـرده بودنـد.