

م. نبی هیکل
حقیقت تلخ است
این بیان کوتاه و مانند مرچ تند و تلخ است، زیرا بیانگر یک حقیقت است که حقایق دیگری را بیان میدارد.
بیایید باهم به وضعیت آنانی که برخی ها آنان را توده ها مینامند و برخ دیگر مردم و ملت، قوم و قبیله توجه نماییم. ما همه موافقیم که آنان در وضعیتی قرار دارند که از لحاظ سیاسی نه جلو میتوانند و نه به عقب. به عبارت دیگر در میان گرداب و تیز آب قرار گرفته اند. از نظر سیاسی به عبارت صریح:
آنان نه میتوانند امارت را تحمل کنند و نه میتوانند آنانی را تحمل نمایند که در دهه های گذشته در عمل آزموده اند.
این حالت به ( حالت نادر) همانند است که در آن ناتوانی کامل مشهود است. آینان بدیلی نمیبینند تا به صدای رسا و به مدافع حقوق ذاتی آنان مبدل شده باشد. آنان هرچه میبینند آنانی اند که در مارکیت سیاسی به حیث دلالان قدرت و گدایان قدرت سیاسی فعالیت دارند.
یک قشر دیگر آنانی اند که( میلافند اما نمیبافند).
نخستی ها لکه های سیاه ننگ بر دامن ملت اند و دومی ها آنانی اند که مینگارند تا ارزیابی کنند، تقبیح کنند و مشوره دهند. روی سخنم به سوی افرادی مانند خودم است که پیوسته در سایت آریایی و یا جاهای دیگر مینویسند. تعداد اینان اندک نیست.
همه ی انقلابات، دگرکونی ها ی سیاسی و فرهنگی و حتی تغییر در پارادایمها را مشتی از افراد یعنی یک اقلیت دارای اندیشه و اراده تحقق بخشیده اند و این ایلیتهای در اقلیت اند که بر جوامع امروزی حکومت مینمایند.
وقتی ما تعداد این افراد اندیشمند و تحلیلگر را که سنگ مردم دوستی و خردگرایی بر سینه میزنند و هر هفته نسخه یا نقد مینگارند ، مورد خطاب قرار دهیم و بپرسیم:
ایا شما شعور سیاسی اتحاد برای نجات یک ملت در بند را ندارید؟
اگر پاسخ مثبت است، بیاید متحد گردید. سکوت از هرنوع شفاهی، کتبی و عملی همان انتخاب صفری است.
در حالیکه چنین یک سکوت، یک انتخاب صفری تاکنون در عمل تبارز داده شده است و هنوز دیر نیست، زیرا زمان اتحاد روشنفکری فرارسیده است و به زودی سپری خواهد شد و نباید ضایع گردد.
پیشنهادات در رابطه با این اتحاد قبلا برای ابراز نظر و نقد در همین سایت آریایی وجود دارند. زمان آن است تا بر چنین پیشنهادات کار فکری و عملی صورت گیرد تا افراد سالم را به دور (یک دکترین ملی انسانی) متحد گرداند.
به امید بیداری!