بصیرهمت

 

دغدغه بگرام

بگرام چه سودی برای مردم امریکا خواهد داشت:

بگرام ،که با  فاصله هوایی مستقیم ،در حدود ۳۱ مایل در شمال کابل  واقع است ،توسط اتحاد شوری در دهه ۱۹۵۰ ساخته شده و بعدا به بزرگترین پایگاه ایالات متحده در أفغانستان، در طول اشغال ۲۰ ساله این کشور، مبدل گردید. بگرام طی بیست سال حضور امریکا در أفغانستان، شاهد زندان بدنام عملیات ارتش امریکا در طول دو دهه بوده است .افرادی زیادی در این سالها بدون اتهام و یا محاکمه در این زندان مورد ازار و اذیت و شکنجه نیز قرار گرفته اند .

ایالات متحده ،در جریان خروج از أفغانستان سلاح و تجهیزات هنگفتی را به طالبان واگذار نمود ،یونیفورم ها و کفش های نظامی ، نظامیان امریکایی هنوز هم در بازار های کابل یافت میشوند .

بگرام چه سودی برای مردم امریکا خواهد داشت:

واشنگتن از کابل ، بیش از ده هزار کیلومتر فاصله دارد .در واقع تلاش برای حفظ چنین پایگاهی با چنین فاصله ای ،و موقعیت نامناسب حفظ این پایگاه، جز ادامه بی ثباتی در منطقه دست آورد دیگری برای امریکا نخواهد داشت .همسایگان افغانستان برای احیای حضور امریکا علاقمندی خاصی ندارند ،کشور های تاثیر گزار منطقه ازجمله چین ،روسیه ایران و پاکستان ،هیچکدام آماده پذیرش نیروی نظامی امریکا در بگرام نیستند .

اشغال بگرام، و تصرف سرزمین های یک کشوربا اعمال زور ، در سراسر کشور های همسایه ومنطقه و جهان یک اقدام اشغالگرانه و امپریالیستی ارزیابی میگردد .

این پایگاه هیچگونه هدف نظامی مفید و با ارزشی برای امریکا نخواهد داشت .زیرا:

امریکا هیچگونه درگیری با هند یا کشور های آسیای مرکزی ندارد و امریکا توانایی هرگونه حمله ، در صورت لزوم ،بر ایران را از طریق پایگاه های هوایی خویش در خاورمیانه دارد،هرگونه عمل نظامی امریکا از این پایگاه ، بگرام،برعلیه چین یا روسیه ،باعث برخورد با دو غول هسته ی جهان خواهد گردید .ترامپ متکی بر این باور نادرست که گویا چینایی ها این پایگاه را اشغال نموده اند بر آشفته است ،در حالیکه چنین تصوری  تاهنوز بدون مدرک و اسنادی یک تصور واهی است .ترامپ با این تصور که امریکا می‌تواند از بگرام برای تهدید تاسیسات هسته ای چین استفاده نماید و تکرار مینماید که ،ما آن پایگاه را میخواهیم ،زیرا این پایگاه یکساعت با محل تاسیسات هسته‌ای چین فاصله دارد ، مگر با هدف قراردادن سلاح های هسته ی چین از بگرام ، چین می‌تواند به محض شروع این نوع خصومت ها بگرام را نابود سازد .

وضعیت سیاسی نظامی منطقه نیز مانند سال ۲۰۰۱ که حمله امریکا به افغانستان از  توافق  و حمایه شورای امنیت ، حمایت کشور های ناتو واتحادیه اروپا ، کشورهای روسیه، چین و ایران برخوردار بود ،به نفع امریکا نیست، روسیه و چین و ایران  در برابر  حمله امریکا بر بگرام  واکنش جدی نشان خواهند داد و از هیچگونه بی ثبات سازی در افغانستان دریغ نخواهند کرد .

در گیری یک جنگ دیگر در افغانستان ،حد اقل یک دهه دیگر را دربر خواهد گرفت و باعث مرگ و میر غیر نظامیان بیشتر در این کشور خواهد گردید .

واکنش امریکا در استقرار نیروهای شوروی انزمان در کیوبا را بیاد داریم ،قدرت های بزرگ به مخالفین شان اجازه نمیدهند که منافع حیاتی  و ستراتژیک شان در تهدید دایمی قرار گیرد. یقینا واکنش کشور های تاثیر گزار منطقه ،در مورد استقرار نیرو های امریکا در بگرام نیز جدی و باعث تشدید خصومت ها در منطقه  خواهد گردید .

طالبان که با چین رابطه نزدیک و تعامل خوبی در زمینه های گوناگون دارند ،اگر امریکا در بگرام استقرار یابد ،و تهدید امنیتی برای تاسیسات هسته ی چین گردد ،رابطه طالبان را با چینایی ها تغیر خواهد داد و افغانستان باردیگر به منطقه ی درگیری بین دوقدرت بزرگ جهان خواهد شد .

ترامپ ،چنین اظهار نمود: 

ما اکنون در حال مذاکره  با افغانستان هستیم ،ما میخواهیم فورا انرا پس بگیریم ،و اگر آنها این کار را نکنند ،خواهید فهمید که من چه خواهم کرد .

در پیمان صلح امریکا با طالبان در قطر ،عدم استفاده از زور یا تهدید علیه تمامیت

ارضی و استقلال سیاسی افغانستان جزء این توافق است ،اداره ترامپ می‌تواند جهت بازپسگیری بگرام ،پیشنهاد برسمیت شناختن طالبان ،پایان تحریم ها ، ارایه کمک های سخاوتمدانه مالی و شاید کمک به بازسازی ارتش افغانستان را نماید . مگر ، از لحن و گفتار رهبران نظامی و سیاسی طالبان چنین بر می اید که متقاعد ساختن چنین گروه غرق در بحر ایدیولوژیک و افراطیت دینی، از طریق مذاکره ، بعید بنظر می‌رسد .

در صورت نرسیدن به یک توافق از راه مذاکره با طالبان ،،ترامپ یک ابزار در دست دارد و آنهم استفاده از نیرو است ،گرچه دونالد ترامپ ،سنگینی و هزینه گزاف یک حمله گسترده به افغانستان را درک می نماید ،مگر   اعزام نیروهای محدود عملیات ویژه ممکن است ، بتواند پایگاه بگرام را اشغال نماید ، و برای طالبان درد سر ساز شود ،مگر طالبان خوب‌تر و بهتر از نیروهای امریکایی کشور شان را  میشناسند ،و با جمعیت روستایی محافظه کار و بنیاد گرا می‌توانند در مدت کوتاهی باعث پرداخت هزینه های گزافی برای امریکا گردند.و هیچ توضیح قانع کننده ای برای مردم امریکا وجود ندارد تا مردم را متقاعد  سازد که به چه  دلیلی پرسونل نظامی امریکا در انسوی اقیانوس‌ها جان های شان را از دست می‌دهند .

افغانستان، از زمان جیمی کاربر تاکنون توجه  روسای جمهور امریکا را بخود جلب نموده و تجربه چندین دهه این بوده است که ،افغانستان را باید به مردم افغانستان گذاشت ،و افغانستان را نمیتوان بدون رضایت مردم محلی آن نگه داشت .

قابل یاد اوریست که:

در حالیکه ، امریکایی ها دوست دارند خود را نیروی آزادیبخش معرفی نمایند  ،مگر بسیاری از افغان‌ها آنها را چیزی غیر از این می دانند ،زمانیکه امریکایی ها با همکاری تعدادی از کشور های غربی با نیروهای رزمی تا دندان مسلح وارد میدان افغانستان شدند،

گرچه امریکا به سرعت طالبان را  از نظر نظامی  شکست داد و دولت بوش که مغرور  پیروزی بود ،از مذاکره و سهیم ساختن طالبان در قدرت خودداری نمود. امریکایی ها  القاعده را تا حدی تارو مار نمودند و  به بهانه دموکراتیزه  ساختن  افغانستان و آسیای میانه در آنجا باقی ماندند، مگر دیری نگذشت که اوضاع بد و بد تر گردید ،نیروهای امریکایی روستا ها را به میدان نبرد تبدیل نمودند، خانه های گلی را با خاک یکسان نمودند . همدردی و امیدواری مردم با غرب در زیر رگبار گلوله  ها و بمب ها به یاس تبدیل شد .

طی مدت بیست سال ،مقامات سیاسی و نظامی امریکا بطور یکسان حقایق را از مردم و سیاستگذاران امریکا پنهان مینمودند و با وجود ارایه ارقام و شواهد توسط روزنامه نگاران ، مقامات ارشد امریکا در بیان حقیقت در مورد جنگ افغانستان صادق نبودند  و شواهد غیر قابل انکاری را مبنی بر عدم موفقیت شان در جنگ با طالبان پنهان مینمودند ،و در نهایت ، دونالد ترامپ در دور نخستین ریاست جمهوری اش عدم امکان پیروزی را درک و با طالبان مذاکره را آغاز نمود .

اکنون ،بعد از چهار سال خروج شرم اور، چرا کابل از امریکایی های که هنوز مانند دشمن عمل می نمایند ،دعوت نماید  تا با سلاح و قوای رزمی به افغانستان باز گردندو همان سناریوی قبلی تکرار گردد .پایان  

 

 

 


بالا
 
بازگشت