

عبدالواحد خرم
نگاهی به جامعه مدنی افغانستان
افغانستان سـرزمینی بـوده اسـت کـه پیـچ و خم هـای پیچیـد ه ی تار یخـی بسـیار ی راتجربه کـرده تـا به عصـر حاضـر رسـیده اسـت. انقلاب هـا، ویرانی هـا، جنگ ها، نسل کشـی ها،صدهـا مـوارد فجایـع انسـانی و
معامـلات ننگین پشـت پرده بـر رو ی خا ک افغانسـتان اتفاقافتاده اسـت. دهه های پسـین بیشـتر از هرزمان دیگر این کشـور را در باتلاق و سـردرگمی هایوحشـتنا ک تری انداختـه اسـت. یعنـی بیست
سـال گذشـته افغانسـتان، بحرآن هـایبی شـمار ی را از سـرگذرانده اسـت کـه در گذشـته های دور و نزدیـک، تکـرار و هماننـد آنوجـود نداشـته اسـتجنگ هـا و تجـاوز بیگانـگان زیـر هرنـام و عنوانـی و همچنـان درگیرهـا و
اختلافاتداخلـی، مانعـی بـزرگ به خاطـر ایـن بـوده کـه افغانسـتان نتوانـد نفسـی تـازه کنـد و زخم هایشالتیـام یابـد. در برابـر هجـوم و تجـاوز بیگانـه، اقـوام گونا گـون این کشـور همیشـه دسـت به هم
داده و تـا مـرز پیروز ی هـا رزمیـده اند و در این راه، قربانی های بی شـمار ی داده اند. جنگ ها،درگیری هـای تبـار ی و قبیله یـی، در مقاطـع گونا گـون هنگامـی، کشـمکش های گروهـی و
حزبـی درجریـان بـوده اسـت کـه هرکـدام بـه نوبـه ی خویـش، ضربـه ی مهلکـی، فرصت هـایپیشـرفت و توسـعه ی اقتصـادی و عمـران را از افغانسـتان گرفته انـد
جنگ هـا و خونریـزی، همـه و همـه بـه پایـه ی یـک هـدف انجـام می شـده اسـت و آن، بـهدسـت آوردن رهبـری قـدرت در شـکل دولتـی آن بـوده اسـت. بـا حا کمیـت افـراد و یـا گروهی،
کسـانی روزشـان بهتـر می شـد کـه به نحـوی بـا نظـام حا کـم، خویشـاوندی، عضویـت حـزب،دهن جوال گیـر ، دزدی هـا و چپاول هـای دارایـی ایـن سـرزمین بـوده انـد و دیگرانـی کـه رعیـت
شـمار می شـدند، غیـر از رنـج دیـدن، کارکـردن، تحمـل بیدادگـری و سـتمگری نصیب شـاننمـی شـد، توجـه مسـئولانه و انسـانی بـه آنـان صـورت نگرفتـه و مجـال کارکردن در نظـام به آن
هـا داده نشـده اسـت، هرچنـد ا گـر دکتـرا و تخصـص نیـز بـا خـود می داشـتند
تمرکـز قـدرت در انحصـار یـک گـروه و حـزب، سدسـازی و جلوگیـری از دیگـر جریان ها درزمینه هـای رشـد اقتصـادی، فرهنگـی، مدنـی و سیاسـی سـبب شـد تـا ابتـکار افـراد جامعـه را
کـور کنـد. ایـن روحیه در دهه ی ۵۰ شـدت بیشـتری گرفت و به عنـوان پویایی های اجتماعی،حکومـت همه چیـز را تـا کوچک تریـن مـورد تعییـن می کـرد و کسـی حـق اعتـراض نداشـت. بـه
جای تقویت و رشد مالکیت اجتماعی، مالکیت و حا کمیت دولتی، میدان گسترده یافتتـا آنجـا کـه تعـداد بسـیار افـراد جامعـه بـه ایـن اندیشـه افتادنـد کـه دولـت ضامـن تأمیـن همـه
نیازمندی هـای آن هـا نیسـت و هیچ گونـه مسـئولیت در قبـال جامعـه و مـردم نـداردتسـلط روحیـه ی بی تفاوتـی در اجتمـاع، تأثیـرات ویرانگـر و نادرسـت به جـا گذاشـت؛
روحیـه ی بی تفاوتـی، بی پروایـی و بی اعتنایـی نسـبت بـه خـود و جامعـه، بـر جامعـه دامـن پهـنکرد. روحیه ی مسـئولیت پذیری، ابتکار و حس تعلق با پیشـرفت سـخت کاهش یافت. ابتکار
افـراد در عرصه هـای گوناگـون دچـار سرگشـتگی و ناامیـدی گردیـد. وضعیـت دهـه ی ۷۰ به گونۀدیگـری پیـش آمـد، زیـرا نابـودی کامـل مالکیـت دولتـی بـه مسـئولیت دولتـی نیـز پایـان داد. پس
از حاکمیت هـای سـرکوبگر آفرینندگـی و پیشـرفت، هرچنـد حاکمیـت دولتـی در جامعـه بـهصورت گسـترده وجود داشـت، اما پیدا و پنهان جامعه به سـوی دیگری ره می پیمود. روحیه
مسـئولیت پذیری شـکل گروهـی و فـردی به خـود گرفـت و دولـت مسـئولیت دفـاع از منافـع گـروهو افـراد را پذیرفـت. ایـن روحیـه در مقاطـع هنگامـی، طلـوع کوچک داشـت و بسـیار دوام نیـاورد
همـۀ تـلاش افـراد جامعـه بـرای ظرفیت سـازی خـودی متمرکـز شـد، امـا هربـار دولـتهمچـون یـک نیـروی انسـجام دهنده ی جامعـه و حافظ قانـون، رنگ باخت و از اعتبـار افتاد
افـراد باورشـان را نسـبت بـه نظـام و حکومـت از دسـت دادنـد. ارزش هـای مـادی و معنـویزیـر پرسـش رفـت؛ ویژگی هـای انسـانی خوب بـودن، بـرادری و برابـری، مهربانـی، پرهیـزگاری،
همـدردی و مواظبـت از دیگـران، کمـک و معاونـت، بدنـام شـد و زنجیرهایـی محکـم در پـایمردمـان ایـن سـرزمین شـد کـه بـا دردهـا و مصیبت هـای بی شماردسـت و گریبـان گردیدنـد
سال ها سپری شد، اما گره کور افغانستان باز نشد تا آنکه در دهه ی ۷۰، بار دیگر در نظامحا کـم بـه شـیوه ی دیگـری تغییـر بـه میـان آمـد. این بـار پـای نیروهای خارجـی نظام افغانسـتان
را بـه پـا ایسـتاده کـرد، امـا زیـر ایـن حمایت هـا، هزینه هـای در یا گونـه و سرازیرشـدن کمک هایبی پیشـینه، آزادی(دروغین) دموکراسـی، آتش هموار کردند تا دود و شـعله هایش در مدت نه
چنـدان دور بـه هـوا بلنـد شـد که دردمندانه و سـوگوارانه این گونـه اتفاق افتادانتخابـات را آوردنـد تـا رأی، تعیین کننـده ی سرنوشـت مردمـان ایـن سـرزمین باشـد؛دولـت بـه عنـوان یگانـه مرجع قانون گـذار
و تطبیق کننده ی آن، ظاهراً پذیرفته شـد. وظیفه ی اساسـی قانـون را "فراهم سـاز ی خصوصـی دموکراسـی بـه منظـور ایجـاد جامعـه بربنیـاد مبانیمدنیت و دموکراسی" نام گذاشتند
. حالا که چرخش ایام، شرایط کنونی را بر وفق مراد نظامحا کـم آورده و دولـت تطبیق کننـده قانـون و زمینه سـاز زیربنـای دموکراسـی در افغانسـتانشـد. مسـئولین حکومـت مسـئول جامعـه نیازمنـد جامعه
یی هسـتند بایـد رفـاه مـردم را تامینکننـد، زخم هـای دیرینـه را التیـام بخشـد و حکومتـی کـه بـا توجـه بـه تجـارب تلـخ گذشـته،بـدون تبعیـض پاسـخگوی نیازمندی هـای همـه مـردم باشـد
جامعه ی مدنی در تنگنای چالش ها
———————————————
نهادهـای جامعـه ی مدنـی، تنهـا ابـزاری دلگرمـی در کشـور هسـتند؛ بـا توجـه بـه تعریفـیکـه از ایـن نهادهـا وجـود دارد، پویایی هـای آنـان به خاطـر رفـاه عامـه بـوده و خدماترا
طرح ریـزی می کننـد کـه از جانب حکومت پشـتیبانی می شـود. ایـن نهاد هـای غیـر انتفاعـیو غیـر حکومتـی هسـتند کـه در سـایر زمینه هـا، تحقیـق و طـرح نـو می ریزنـد. ایـن نهادهـا
در واقـع بدیـل قـدرت دولـت هسـتند کـه می تواننـد رشـد و انکشـاف سـاحات غیـر دولتـی رادر زمینه هـای سیاسـی، اقتصـادی، اجتماعـی، فرهنگـی ، مدنـی تأمیـن کنند. امـا نظام های
حکومتـی، همیشـه برسـر راه پویایی هـای نهادهـای جامعـه ی مدنـی، محدودیت هـاینفس گیـر را وضع کـرده و حتـا اجـازه ی پویایـی بـه آنـان را نـداده اسـتواقعیـت امـر ایـن اسـت کـه نهادهـای مدنـی،
جریان هایـی را بـراه می اندازنـد کـه حـسمسـئولیت های مشـترک در همـه سـاحات زندگی زنـده شـود و برانگیزنـده ی امتـداد ایـنمسـیر باشـند. پویایـی ایـن نهادهـا بـر بلندبـردن احسـاس مسـئولیت ها متمرکـز اسـت و بـه
ایـن انگیـزه کـه کیفیـت و ارائـه ی خدمـات را بـه گونـه بنیـادی ایجـاد کننـد. آنچـه نهادهـایمدنی را به سـیر تابان پویایی و تلاش می کشـاند، سـرمایه های، انسـانی و ظرفیت های بشری
می باشـد. اسـتراتیژی اصلـی پویایـی نهادهـای جامعه مدنی، نیرومندی و رشـد اسـتعدادهاو بیـدار ی اسـت تـا مـردم در پویایی هـای گونا گـون زندگـی دخیـل باشـند و مشـارکت آن ها را
در تصمیم گیری هـا تعریـف می کنـد
جامعـه ی مدنـی بـه عنـوان مـدل شـایان تطبیـق در چنین حالت برای کشـور مطرح شـدهاسـت. حـال دیـده شـود کـه سـاختن چنیـن جامعـه تـا چـه حـد امکان پذیـر بـوده و مسـیرش
از کـدام تنگناه هـا عبـور خواهـد کـرد؟ بـا تأسـف، هیچ چیـزی در افغانسـتان، بـا توجـه بـهشـعارهای دموکراسـی، آزادی و هـزاران شـعار مسـخ شـده، همـان چیـزی نیسـت کـه از آن
تعریـف می شـود. همـه در انحصـار تـک تبـار ی و تعصـب خانه برانـداز چرخنـده در میـدانسیاسـت افغانسـتان اسـت
جامعه ی مدنی از ماهیت تا عملکرد
———————————————-
جامعـه ی مدنـی در کشـورهای غربـی امـری پذیرفتـه شـده اسـت. ایـن نهادهـا همـگامبـا اصـول و معیارهـای زندگـی جوامـع روبـه رشـد گام گذاشـته و در تکاپـوی پویایی هـای
خویشـتن اسـت. جامعـه ی مدنـی بـر معیارهـای خـودش اسـتوار اسـت و ایـن امـر گاهـی بـامعیارهـای نظام هـای وقـت روبـه رو می شـود و خشـونت ها را تجربـه می کنـد. فرهنـگ مدنـی
در چنیـن حالاتـی بـی پـروا نمی مانـد و به خاطـر آوردن دگردیسـی هـا، بی طرفـی را برنمـیتابـد. یکـی از چالش هایـی کـه بـه پویایی هـای جامعـه ی مدنـی ارتبـاط می گیـرد، وا کنـش بـه
بی اعتنایـی در زمینـه ارزش هـای انسـانی و اخلاقـی اسـت
ا گـر فرهنـگ مدنـی بـه ارزش هـای اجتماعـی، انسـانی و اخلاقـی اعتنـا نداشـته و در برابـرآن سـکوت می کنـد، آنجاسـت کـه فاتحـه آزادی در آن شـهر و دیـار خوانده می شـود. موضوع
آموزش و پرورش و ارزش ها در راستای نهادینه ساختن جامعه ی مدنی در هرکشور اهمیتشـایان توجهـی دارد. نهادینه سـاختن ارزش هـای اخلاقـی در تطبیـق معیارهـای جامعـه ،
یگانـه راه مهارسـاختن برخوردهـای غیرمدنـی نقـش تعیین کننـده دارد و دسـتاورهای عالـیرا در قبـال خواهـد داشـت. ا گـر تـوازن در تطبیـق معیارهـا درنظـر گرفتـه نشـود، پیامـد آن، بروز
مـوج انحرافـات خواهـد بود.
ارزش یابـی اخلاقـی در یـک جامعـه مبتنـی بـر ارزش ها، سـبب تـداوم و مسـیر آرام زندگیمسـالمت آمیز اسـت. جوامـع کثرت گـرا، سـنت های فکـری متعـدد دارنـد؛ موضع گیری هـای
کـه می توانـد ارزش هـای نظـام اخلاقـی را در حکومـت قانـون باز یابـی و پرورش دهـد که دقیقاً ذهنـی و تجربه هـای دینـی در آن، نیازمنـد یـک جامعه ی قانون مند و حا کمیت قانون اسـت
جامعه ی مدنی، پشـتیبان اساسـی آن می باشـد
یکـی از چالش هایـی کـه در برابـر نهادهـای جامعـه ی مدنـی مطـرح اسـت، ناتوانـی ایـننهادهـا در امـر شـناختن و بـرآوردن خواسـت های مـردم می باشـد. ناتوانـی بـه ایـن معنـا کـه
ایـن نهادهـا از سـوی حکومـت آن گونـه کـه حق شـان اسـت، حمایـت و تشـویق نمی شـوند،در پویایـی نهادهـای مدنـی در جامعـه ی افغانسـتان بـا خواسـت و نیازهای مـردم هماهنگ
نیسـت؛ دلیلـش ایـن اسـت کـه ایـن نهادهـا از سـوی سـازمان های جهانـی تمویل می شـوند ونا گزیـر هسـتند کـه آنچـه تمویـل کننـدگان می خواهنـد را بـه منصـه ی اجـرا بگذارنـد و یـا هـم
نتوانسـتند خواسـته های مـردم را در اهداف شـان تنطیـم نماینـداز نیازمندی هـای اساسـی جامعـه ی مدنـی، قانع سـاختن افـراد بـه آداب و فرهنـگ
مدنیـت اسـت کـه تنهـا از طریـق آمـوزش و پـرورش افـراد بـه دسـت آمده می توانـد. بـااموزشو پـرورش افـراد بـه ویـژه در میـان جوانـان، احسـاس انسان دوسـتانه، اخـلاق اجتماعـی
بذرافشـانی می شـود و محصـول آن، جامعـه ی اسـت عـار ی از فسـاد و بـی بندوبـار ی. توجـهبـه آمـوزه هـای اخلاقـی و انسـانی، از نیازمندی هـای مهمـی اسـت کـه بایـد بـه آن توجـه شـود
در تعالیـم اخلاقـی و انسـانی، رفـع خشـونت و هرگونـه رفتـار غیـر انسـانی هـدف قـرار می گیـردو اسـاس ایـن تربیـت بـر مبنـای گفتگو شـکل می گیرد که در آن صورت بـرای همه پذیرفتنی
خواهـد شـد. ایـن اصـل در واقـع، سرچشـمه ی اساسـی خشـونت زدایی می باشـددر جامعـه ی مدنـی اخـلاق انسـانی و برخـورد درسـت اجتماعـی شـایان دقـت اسـت؛
امـا دردمندانـه و سـوگوارانه، اخـلاق اجتماعـی بـه عنـوان یـک ارزش در جامعه ی افغانسـتانکمتـر بـه سـنجش گرفتـه می شـود. ایـن کم توجهـی، چالش هـای فزون شـمار ی را در تطبیـق
آداب مدنـی کـه از نیازمندی هـای جامعـه ی مدنـی می باشـد، به بـار آورده اسـت. بسـیار نیـازاسـت تـا بـه ایـن بحـث در جامعـه بـه طـور آ گاهانـه توجـه صـورت گیـرد و شـکل گیری اخلاق
اجتماعـی و مسـئولیت های اجتماعـی منظـم و سـامانمند ایجـاد گـردد
درخـت فرهنـگ تمـدن و رفتـار پسـندیده ی اجتماعـی هنگامـی در جامعـه آغـاز بـهجوانـه زدن می کنـد کـه اخـلاق اجتماعـی بـر بنیـاد آمـوزش و پـرورش معیـار ی و پذیرفته شـده
سرمشـق هـر نوآمـوز ایـن سـرزمین باشـد و ایـن نیـاز در افغانسـتان جـداً محسـوس اسـت و درغیر آن نباید نادیده گرفت که مدرنیته و دموکراسی به تعبیر برخی ها "مدرنیته و دموکراسی
بـه دو رخ یـک تبـر ماننـد اسـت کـه ا گر از یک سـوی برای بشـریت پیشـرفت، صلـح، امنیت،آرامـش و آسـایش را مـی آورد، از سـوی دیگـر بشـریت را بـا خونریزی هـا و جنـگ و نـا امنی هـا
برابـر می سـازد". امنیـت و خطـر ، بـاور و بی بـاور ی عناصـر وابسـته بـه مدرنیتـه انـد کـه آن،چهـره ی دیگـر مدرنیتـه را آشـکارا در افغانسـتان بـه نمایـش گذاشـته اسـت
فرهنگ شـهروندی امر اساسـی برای این جامعه بوده و در کشـور ما از یک سـوی افراد باایـن فرهنـگ آشـنا نبـوده و از سـویی هـم در همیـن زمینـه چالـش دیگـری نیـز در برابـر آن قـرار
میگیـرد و آن انتقـال دادن زندگـی مدنـی از خـا ک دینـی بـه یـک خـا ک فرهنگـی – سیاسـیاسـت و تـار و پـود مدرنیتـه را تشـکیل می دهـد. ایـن چالـش یـک چالـش بنیـادی می باشـد،
زیـرا محافظـت از خـا ک دینـی بـا جدیـت و نیـرو ی همـه صـورت می پذیـردچالشـی کـه بسـتر بـاز جامعـه ی مدنـی در افغانسـتان بـا آن روبـه رو می باشـد، مسـایل
فرهنگـی، دینـی و اخلاقـی ویـژه این کشوراسـت. مردم از جهانی شـدن1 تصور از دسـت دادنداشـته ها و ارزش هـای بـاور ی و فرهنگـی خویـش را دارنـد و آن را نوعـی تهاجـم فرهنگـی و
باورهـای غـرب تعبیـر می کننـد و در رو یارویـی با آن می ایسـتند. جهانی شـدن بـا ویژگی هایبومـی، فرهنگـی و اخلاقـی افغانسـتان امـروز روبـه رو می باشـد
مـردم در تـلاش انـد تـا داشـته های فرهنگـی و اخلاقی شـان را حفـظ کننـد کـه نوعـیهـراس از دسـت دادن آن بـر اذهان شـان سـایه انداختـه اسـت. علـت ایـن اسـت کـه در برابـر
جهانی شـدن مخالفت هایـی بـه وجـود آمـده اسـت؛ جالـب ایـن جاسـت کـه در افغانسـتانبرخی هـا بـا مدرنیتـه در رو یارویـی انـد در حالـی کـه خودشـان از داشـته های مدرنیتـه بسـیار
کیـف می برنـد، امـا بـرای عمـوم مـردم حتـا جنبه هـای مثبـت آن را نامشـروع می خواننـد