

عارف عرفان
خبری که جهان را تکان داد
افشای نقش «سیا» در کشانیدن ارتش سرخ به افغانستان
چکیده:
بر اساس افشاگری رادیوی دولتی فرانسه و اسناد معتبر بینالمللی،ایالات متحده آمریکا با بهرهگیری از شبکههای اطلاعاتی و نفوذ هدفمند، زمینههای مداخله نظامی اتحاد شوروی در افغانستان را فراهم ساخت.در این میان، نقش حفیظالله امین بهعنوان عنصر نفوذی سازمان «سیا» در تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان، جایگاه محوری داشته است. این مقاله با اتکا به منابع مستند، ابعاد این سناریوی پیچیده ژئوپولیتیک وژئواستراتژیک را بررسی میکند.
1. افشاگری رادیوی دولتی فرانسه
رادیوی دولتی فرانسه اعلام کرد:
- برای نخستینبار فاش میشود که سازمان «سیا» پای ارتش سرخ را به افغانستان کشاند؛
- ایالات متحده آمریکا در پی آن بود که اتحاد شوروی در همان تلهای گرفتار شود که آمریکا در جنگ ویتنام گرفتار آن شد؛
-حفیظالله امین، رئیسجمهور وقت افغانستان، با سازمان «سیا» ارتباط استخباراتی داشت.
این افشاگری از سوی رادیو «فرانس انتر» و در برنامه تحلیلی «راندوو با ایکس» منتشر شد؛ برنامهای که به بررسی بازیگران پنهان سیاست جهانی میپردازد. «ایکس» یکی از مأموران عالیرتبه ضدجاسوسی فرانسه معرفی میشود که هویت واقعیاش تاکنون فاش نشده است.اجرای این برنامه را «دنی شِسو»،مورخ برجسته و آشنا با سازوکارهای پشتپرده قدرت، بر عهده داشت.
در این برنامه، پیشتر نیز از کودتاهای آمریکای لاتین و خاورمیانه، از جمله کودتای سال۱۹۵۳ علیه دکتر محمد مصدق، پرده برداشته شده و نقش مستقیم یا غیرمستقیم سازمان «سیا» در این تحولات تشریح گردیده است.
پس از پایان جنگ ویتنام، «سیا» طرح وارد آوردن ضربهای راهبردی به اتحاد شوروی را در دستور کار قرار داد (۱).
نفوذ سازمان سیا در ساختار سیاسی اافغانستان
در پرتو اسناد معتبر جهانی درباره فعالیتهای «سیا» در افغانستان، James A. Lucas مینویسد که از دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، ایالات متحده با استفاده از رشوه، تهدید و جذب نخبگان افغانِ مقیم آمریکا، شبکهای از نیروهای وابسته را ایجاد کرد تا پس از بازگشت به کشور، در نقش «اجنت» منافع آمریکا را پیش ببرند (۲).
William Blum نیز در اثر خود «جهاد آمریکایی در افغانستان (۱۹۷۹–۱۹۹۲)» تصریح میکند که حفیظالله امین در دوران تحصیل در دانشگاههای کلمبیا و ویسکانسین، در اوج فعالیتهای «سیا» قرار داشت و انجمن محصلانی که او در رأس آن بود، از بنیاد «آسیا» یکی از پوششهای شناختهشده سیا، تأمین مالی میشد (۳).
۳.حفیظالله امین؛ عنصر کلیدی سناریو
پروفیسور John Ryan، استاد و پژوهشگر ارشد دانشگاه وینیپگ کانادا،با استناد به شواهد معتبر،حفیظالله امین را یکی از عناصر کلیدی فاز دوم استراتژی ضدانقلابی آمریکا میداند.به باوراو، امین در دوران تحصیل در ایالات متحده توسط «سیا» جذب و سپس به افغانستان اعزام شد و با تظاهر به مارکسیسم تندرو، زمینه نفوذ این سازمان را در درون حزب دموکراتیک خلق افغانستان فراهم ساخت (۴).
به گفتۀ "بروس فلاتین" قنسل سیاسی سفارت امریکا در کابل، حفیظ الله امین چهارده بار با "ادولف دبس" سفیر ایالات متحدۀ امریکا در کابل دیدار و گفتگوکرد.
2. اعتراف برژینسکی و تله افغانستان
در روشنایی این دادهها، نقش کاخ سفید در کشانیدن ارتش سرخ به افغانستان روشنتر میشود. زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی آمریکا، در سال ۱۹۸۸ صراحتاً اذعان کرد که کمکهای محرمانه آمریکا به مخالفان کابل، با هدف افزایش احتمال مداخله نظامی شوروی صورت گرفت و «کشاندن روسها به تله افغانستان» اقدامی حسابشده و آگاهانه بود (۵).
این اعتراف نشان میدهد که بحران افغانستان، پیش از ورود نظامی شوروی، عملاً با مداخله سیاسی و استخباراتی ایالات متحده وارد مرحلهای تازه شده بود.
3. قیام هفت ثور؛ معمایی حلنشده
قیام نظامی هفت ثور ۱۳۵۷که برخی از آن به نام کودتا یاد میکنند ،همچنان یکی از پیچیدهترین رخدادهای تاریخ معاصر افغانستان است. فقدان تصمیم جمعی در رهبری حزب دموکراتیک خلق جهت صدور فرمان قیام، صدور فرمان شخصی حفیظالله امین جهت برپایی قیام و پیامدهای فاجعهبار آن، این رویداد را در هالهای از ابهام فرو برده است. این قیام که ماه ها قبل توسط امین تدارک دیده شده بود، پیش از هر چیز، افغانستان را به قربانی رقابت دو ابرقدرت بدل ساخت؛ رقابتی که آتش آن هنوز خاموش نشده است.
قابل یاد آوری است که حفیظ الله امین قبل از قیام هفت ثور در دو برنامه شیطانی وماجراجویانه ای دیگر نیز نقش کلیدی داشت:
بر قول شاد روان غلام دستگیر پنجشیری،حفیظ الله امین برنامه قتل علی احمد خرم وزیر پلان مرحوم محمد داوود رییس جمهور افغانستان را توسط همتایان خود بنام مرجان طراحی نمود.هدف امین ازین ماجراجویی این بود، تا حزب دموکراتیک خلق افغانستان را بوسیله ماشین دولتی محمد داوود سرکوب ونابود نماید.
همچنان به منظور ایجاد بستر ذهنی وایجاد ترفند های لازم در خصوص راه اندازی قیام هفت ثور،حفیظ الله امین به دسیسه ترور میر اکبر خیبر مبادرت نمود.شواهد ومدارک مستند وجود دارد که موصوف از قبل تمامی شرایط نظامی را به حیث مسئول نظامی در جناح خلق،جهت راه اندازی کودتای نظامی علیه رژیم محمد داوود فراهم نموده بود واین وضعیت مستلزم یک جرقه بود که با قتل خیبر برانگیخته شد وفرمان شخصی برای صدور قیام صادر گردید.سپس رژیم بارنگ خون آمیخته شد، به تعداد ۲۵۰۰ نفر از رزمندگان جناح پرچم در زیر ساطور امین،به خاک و خون غلطیدند ،افغانستان در درون یک بحران بزرگ غرق شد وصد ها هزار انسان بیگناه در مسلخگاه هاو سیاهچاله های امین جان باختند.
4. پیامدهای ژئوپولیتیک
دعوتهای مکرر از ارتش سرخ برای ورود به افغانستان از سوی رهبران جمهوری دموکراتیک افغانستان صورت گرفت که گفتوگوی تاریخی نورمحمد ترهکی با آلکسی کاسیگین نمونه برجسته آن است و استقرار واحدهای شوروی در زمان حیات حفیظالله امین در افغانستان ودر جوار کاخ امین در تاج بیک، نشان میدهد که ورود ارتش سرخ در چارچوب سناریویی از پیش طراحیشده رخ داد.برحکم شهادت تاریخ این دعوت ۲۱ بار از طرف رهبران رژیم حاکم صورت گرفت.
پیامد اعزام ارتش سرخ در افغانستان هرچند بطور موقت از سقوط حتمی جمهوری دموکراتیک افغانستان وجریان دریاهای خون جلوگیری کردکه در واقع نجات افغانستان را رقم زد امابهانه ای شد برای گسترش میدان رقابت غرب، کشورهای همسایه و حضور شبکههای تروریسم جهانی در کشورگردید.خروج نیرو های شوروی از افغانستان وتداوم مداخلات غرب وکشور های همسایه در امور افغانستان نشان داد که این کشور های متخاصم وجنگجویان شان در افغانستان حضور نیرو های شوروی را در افغانستان بهانه می نمودند.
مداخلات وبحران ادامه یافت در نهایت، فروپاشی رژیم،حمایت از پروژههای جهادی، لشکرکشی ناتو و اشغال افغانستان توسط آمریکا، این کشور را به میدان نبرد نیروهای نیابتی بدل ساخت که تا هنوز این چرخه مرگ با تمام قوت در گردش بوده وافغانستان در اشغال نیروهای نیابتی آمریکا یعنی طالبان نفس میکشد؛
با خروج نیروهای شوروی از افغانستان نه تنها اینکه مداخلات آمریکا قطع نه شد بلکه وارد فاز جدید گردید.ایالات متحده آمریکا قبل از خروج نیروهای شوروی از افغانستان ،به اشتراک اتحاد شوروی عصر گرباچف،پاکستان تحت زعامت جنرال ضیا الحق، ایتلافی را تحت عنوان« friendly coalition »یا" ایتلاف دوستانه "(۶)تشکیل داد که این ایتلاف ،در یک فرایند کُلی، سقوط جمهوری دموکراتیک افغانستان را فرمولبندی نموده ودر گام نخست ،تدویر پلینوم هژده کمیته مرکزی را که در واقع کودتای عریان برای سبکدوشی فقید ببرک کارمل بود،طراحی نمود که با سبکدوشی ببرک کارمل موانع اصلی برداشته شد وجاده برای فروپاشی درونی حزب و سقوط رژیم هموار گردید.
سپس این پروژه را تحت عنوان «مشی مصالحه ملی» که یک سیاست ناکام بود با تضعیف پایه های حزب حاکم ورژیم امتداد داد.در واقع مصالحه ملی تحمیلی ایتلاف دوستانه،دام ای بود برای داکتر نجبب.بعدأ این سناریو با افسانه سازی های «پلان پنج فقره ای سازمان ملل متحد»هماهنگ شد و با این ترفند با برانگیختن عمدی بحران سیاسی شمال واستعفای نابهنگام رییس جمهور،خروجناکام او از کشور وپناهندگی اش به دفتر ملل متحد ،جمهوری دموکراتیک افغانستان باکودتای مهندسی شدهٔ مشترک حکمتیار وجنرالان مقتدرهوادار داکتر نجیب الله از جمله معاون رییس جمهور ،وزرای دفاع وداخله وابسته به جناح خلق در بهار سال ۱۳۷۱ خورشیدی سقوط داده شد.روزنامه ««شهادت»ارگان نشراتی حزب اسلامی حکمتیار به تاریخ هفتم ثور ۱۳۷۱ از پیروزی کودتا خبر داد و اعلام داشت :«کابل فتح شد».(۷) روشن است که پیروزی رسمی مجاهدین مصادف به تاریخ ۸ثور است نه هفت ثور.
قابل ذکر است که استقرار نیروهای حکمتیار در حوزه ها وقطعات امنیتی ونظامی شهر کابل عمدتا توسط رازمحمد پکتین وزیر داخله ومحمد اسلم وطنجار وزیر دفاع وشرکاء قبلا سازمان داده شده بود.
سلسله این این روندبطور مجموعی وریشه دار از نقش سیا در افغانستان سرچشمه میگیرد.
امین این جاسوس سیا درین فرایند "،سه "کودتارادر داخل حزب وبیرون از آن بطور موفقانه وهدفمندانه به پیروزی رساند؛
نتیجهگیری
آنچه امروز با وضوح کامل نمایان است عبارت از این حقیقت تلخ میباشد که افغانستان قربانی یک بازی بزرگ ژئوپولیتیک شد؛ بازیای که در آن، سازمان «سیا» با بهرهگیری از نفوذ داخلی،اتحاد شوروی را به میدان جنگی کشاند که پیامدهای ویرانگر آن تا دههها ادامه یافت وبا تجاوز واشغال افغانستان توسط ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۱، کماکان این بحران ها با تغییر رویکرد های جدید در مسیر ویرانی های بزرگ در چرخش است.طبق نقشه های راهبردی درین زنجیرهای سیاسی وبه امتداد این سناریو ،طالبان این گروه جنایتکار تروریستی با ایجاد نظام ستمگر واستبدادی به مثابه نیروی نیابتی آمریکا، افغانستان را در اشغال داشته و با پامال ساختن حقوق،عدالت وارزش های انسانی خط پیکان آن را بسوی عقبگرایی،جنابت وقرون وسطی معین ساخته اند؛
با احترام
عارف عرفان
لندن،دسامبر ۲۰۲۵
منابع:
(1) http://jahed137.blogfa.com/post-37.aspx
(۲)- James A. Lucas. America’s 30 year war on Afghanistan
(2) http://www.kersplebedeb.com/mystuff/s11/afghanistan1979-1992.html
فصل ۵۳ –"مداخله نظامی امریکا ودخالت سیا،بعد ازجنگ دوم جهانی"
(۴)http://www.globalresearch.ca/afghanistan-a-tale-of-never-ending-tragedy/2750)
(۵)- http://www.globalresearch.ca/afghanistan-a-tale-of-never-ending-tragedy/2750)
(۶)-pN1N5tCied4
۷-تاریخ نشر روزنامه: ۷ ثور ۱۳۷۱ برابر با ۲۷ اپریل ۱۹۹۲
پایان