

صمد كارمند
تاریک ترین فصل سیاسی افغانستان و راه های بیرون رفت از آن!
میهن ما در بدترین و تاریکترین فصل تاریخ سیاسی خود قرار دارد،تاریخی که در نتیجه سیاست های غلط دولت مردان کشور و مداخله بیرونی ها رقم خورده و درد آن را مردم میهن ما با گوشت و استخوان خویش درک و تحمل میکنند.
جنگ نیم قرن اخیر که بیشتر تحت نظر استخبارات کشورهای منطقه و جهان قرار داشت،بزرگترین ارزش های انسانی سر زمین ما را گرفت تا جایی که افغانستان از لحاظ اقتصادی،سرنوشت بد را سپری کرده و هنوز هم مینمايد.
ميليونها انسان در زیر خط فقر قرار دارند و به خاطر ادامه حیات،با هزاران دشواری دست و پنجه نرم میکنند و یا با تمام دشواری های مهاجرت،حاضر اند مادر وطن را ترک و با سرنوشت تاریک و نامعلوم کوچ های اجباری را در پیش گیرند.
در نیم قرن جنگ؛شاهد دولتهای متفاوت بودیم، اما در پایان هر دولت شکست و ریخت آنقدر بزرگ بود که زیر ساختهای سیاسی و نظامی کاملأ از بین رفت و حتا قوای مسلح کشور نابود شد.
در سال های ۱۹۹۲ و ۲۰۲۱ میتوان این تجربههای تلخ را درک و احساس کرد.
امروز که سرزمین ما در گرو یک گروه متحجر و تاریکاندیش قرار دارد، ما نیازمند اتحاد ملی و گذار به سوی همسویی و همگرایی مشترک هستیم که چون آب حیات برای ما ارزشمند است.
تاریخ سیاسی ما نشان میدهد که سیاست های بر پایه منافع گروهی،حزبی،قومی،تنطیمی و منازعات قومی نه تنها موفق نبوده،بلکه نفاق ودرز های قومی را ایجاد و توسعه داده است.
عملأ ادامه این نابرابری ها و تضادهای قومی، تمامیت ارضی افغانستان را زیر پرسش برده و کشور را به سوی تجزیه و نابودی میکشاند.
این را باید با ژرفنای احساس بدانیم که تجزیهی این کشور به نفع هیچ تبار و قوم نبوده و هیچ گاهی پس از تجزیه روز خوبی را نخواهیم دید، زیرا جغرافیای کوچک با نظام های ضعیف و نا پایدار خوراک گرگان قوی میشود،همچنان تیره دل های که در همسایهگی ما به کمین نشسته اند تا خود را قوی و ما را نابود کنند نیز منتظر چنین فرصتی اند.
نیم قرن جنگ نشان داد که دولت های بر پایه سهم و رای مردم میتواند پاسخگوی گذار از بحران سیاسی باشد،ما باید آموخته باشیم این مردم اند که تاریخ را رقم میزنند و این مردم اند که سرنوشت خود را باید بهدست گیرند تا در کنار هم و با هم در صلح و آرامش زندگی نمایند.
ما نظام ها و حکومت های مختلف را تجربه کردیم،باید با دید باز و مسوولیت میهنی، هر یک از این نظام ها را بررسی و تصمیم برای تغییر بگیریم،باید مولفههای خوب و بد هر نظام را تحلیل و ارزیابی نماییم تا بدانیم که کجای کار لنگش دارد و چرا در بحران موجود قرار داریم؟
با تکیه بر ارزیابی های علمی و همه جانبهی که صورت گرفته،میتوان دوران حاکمیت زنده یاد ببرک کارمل را بهترین گزینه برای عبور از بحران موجود طرح و صادقانه برای تحقق آن گام برداشت.
امروز حل مسایل ملی؛ به پرسش اساسی و سرنوشت ساز به خاطر رسیدن به وحدت ملی تبدیل شده است.
این پرسش را حاکمیت محترم ببرک کارمل پاسخ روشن و عملی داد،در آن حاکمیت برادران تاجیک،پشتون،هزاره،اوزبیک،پشهیی ،ایماق،نورستانی، هنود باوران ... در سیاست و قدرت سهم و نقش برجسته داشتند،البته شایسته سالاری جایگاه خاص را در تعیین رهبران آن نظام داشت که در حد امکان و توان بر آن پرداخته شده بود.
ببرک کارمل به تمرکزگرایی قدرت مرکزی علاقه نداشت.
او طرفدار تقسیم قدرت به ولایات و محلات بود، چنانچه با سخنرانی معروف خود در ولایت کندز تاکید کرد که ما فیصله نموده ایم تا رهبری ولایات انتخابی بوده و بیشترین صلاحیت به رهبری ولایات داده شود.
او چنین گفته بود:
“من در لویه جرگه گفته بودم که دیگر زمامدار و والی از مرکز یعنی کابل به ولایات تعیین نمی گردد، این اراده اهالی هر ولایت خواهد بود که خود، والی ها و خدمت گذاران خود را در حکومت های محلی انتخاب کنند،ما آغاز کردیم”
تاکید می دارم که بیایید حاکمیت های گذشته را دور از از هر نوع تعصب،عقده،دیدگاههای حزبی،قومی و سمتی به ارزیابی علمی بگیریم و برای تحقق آن از دل و جان مبارزه مشترک نماییم.
اگر قرار باشد بحران موجود کشور را فهرست نماییم، ممکن به نوشته های طولانی نیازمند باشیم، اما بسنده کردم به فشرده آن که در بالا تذکر یافته است،امروز برای هر یک ما پرسش اساسی راه های بیرون رفت از بحران موجود است.
راه حل چیست؟
در دراز مددت؛
- ضرور است تا مردم به خود آگاهی برسند،باید هوشیار و بیدار شوند و کوشش نمایند تا دگر افزار دست تیکهداران سیاسی و قومی و بازیهای استخبارات منطقه و جهان قرار نگیرند و هر فرد، یک شهروند به تمام معنی آگاه باشد.
- گذار به سوی نظام مردم سالار که مردم خود رهبران محلی و مرکزی را انتخاب نمایند،دولت متمرکز مرکزی که عدالت و حق مردم را سلب نماید نه ضرور است و نه هم مفید.
- عدالت اجتماعی و برابری همهی اقوام،سر خط گذار به سوی اجماع ملی و اتحاد ملی قرار گیرد،به فورمولهای امتیاز دادن کاذب قومی و تعیین رهبران با دیدگاه قومی نکته پایان گذاشته شود.
- همبستگی ملی و اتحاد همهی ملیت های ساکن افغانستان که شعار آن آزادی،برابری و عدالت باشد.
در کوتاه مددت:
- اتحاد نیرو های مترقی و دموکرات در زیر چتر جبهه وسیع آزادی بخش به خاطر رهایی از حاکمیت گروه طالبان.
- ایجاد حکومت موقت شایسته سالار به اشتراک همه اقوام افغانستان.این حکومت قانون اساسی را تدوین و انتخابات را راه اندازی نماید تا میدان برای تغییر بزرگ فکری و فرهنگی و تحقق خواست های دراز مدت هموار شود.
- جلب حمایت سیاسی،اقتصادی و امنیتی بینالمللی و اعلان بی طرفی فعال و مثبت افغانستان.
باید در دسترخوان مردم غذا و در کانون خانوادگی شان آرامش و اعتماد به فردا ایجاد گردد و در نهایت مردم در فضای عدالت و صلح، نفس بکشند و صدای شکست و ریخت خاموش گردد.
با درود و احترام
صمد کارمند
جنوری ۲۰۲۶