

عبدالواحد خرم
زندگی فراقانون و بحران مشروعیت سیاسی در دورهی جمهوریت بیستسالهی افغانستان
خاطرهای که از کابل در ذهن من نقش بسته است، نه صرفاً یک تصویر گذرا، بلکه روایتی ماندگار از فروپاشی هنجارهای اجتماعی و بیاعتباری قانون است؛ خاطرهای آمیخته با تلخی، که هر بار به یاد میآید، زخم کهنهای را تازه میکند. آنچه بیش از همه آزاردهنده است، عادیشدن بیقانونی و گستاخی در سطوح مختلف قدرت بود؛ وضعیتی که در آن، زورگویی نه استثنا، بلکه قاعدهی نانوشتهی حیات اجتماعی شده بود.
در آن سالها، افراد وابسته به قدرت اعم از برخی سیاسیون، فرماندهان جهادی و وکلای پارلمان تکیه بر شبکههای نفوذ و حمایت، عملاً خود را فراتر از قانون میدانستند. بستن جادهها، لتوکوب مأموران ترافیک، تحقیر شهروندان و ایجاد رعب و وحشت، بخشی از رفتارهای روزمرهی این قشر بود. هرگونه اعتراض مدنی، نهتنها بیپاسخ میماند، بلکه گاه به بهای سنگین برای معترضان تمام میشد. در چنین فضایی، قانون به ابزاری نمادین تقلیل یافته بود؛ ابزاری که تنها بر ضعیفان اعمال میشد، نه بر قدرتمندان.
دیدم که چگونه قلدری کردند ، راه ها بستند ، افسران ترافیک را لت وکوب کردند ، اگر راه شان کمی سد می گردید و اعتراضـی از شـما بلنـد می شـد، روزگارتـان را سـیاه می کردنـد، مـور و ملـخ به حمایت شـان برمی خواسـت و شـما گنهـکار شـناخته می شـدید. دسـتگاه قانـون و انجـام قانـون در احتـرام
شـان، تفنـگ، بادیـگارد و زورمنـدان پشـت صحنـه خوابیـده، رفیـق بـاده و جام شـان و شـماغیـر از خداونـد، بانـی و پنا گاهـی نداشـتید.اینکـه چـرا قانـون در افغانسـتان پیـاده نشـد، پرسشـی اسـت کـه همـه بـا آن درگیـر بودنـدو هسـتند. پاسـخی کـه مـن یافتـم ایـن اسـت کـه سیاسـیون و پیشـگامان جهـادی از هـر راهکـه توانسـتند بـه زرانـدوز ی، قاچـاق مـواد مخـدر ، غصـب زمیـن، زورگویـی، قانون گریـزی، بنـدو بسـت ها و زدوبندهـای پنهـان و خدمـت بـه بیگانـگان متهـم شـدند و دامـن نیـز آلـودهکردنـد؛ ایـن همـه ثـروت بـار ی سـنگینی اسـت کـه برابـر بـا لذتـش، خواسـتار حراسـت ونگهبانـی اسـت. قانـون بـه ایـن خاطـر تطبیـق نشـد کـه ایـن جنابـان بـه دام اعتیـاد زرپرسـتی
افتادنـد، داعیـه ی جهـاد و حمایـت راسـتین مردم را از دسـت دادند، در تار یخ دفن شـدند وسرمایه های شـان می مانـد بـرای کسـانی کـه آن را می چرخاننـد و عیـش می کننـد.مسـئولیت آخـرت بـه دوش کسـانی افتـاده اسـت کـه بـه خـون مـردم معاملـه کردنـد وهمسـویی حقیقت هـای تلـخ را نگرفتنـد. قانـون بـه ایـن خاطـر بـه عمـد تطبیـق نشـد کـه غایلـه ی بحـران در افغانسـتان بـه پایـان نرسـد و هـر روز نفـرت و عقـده ترا کـم کنـد و بحـرانتـازه برپـا خیـزد.ا گـر قانـون بـه راسـتی تطبیـق می شـد، بسـیار ی از مشـکلات برچیـده می شـد، امـا بـه
نظامـی نیـاز بـود کـه عدالـت را تامین کند، قانـون را برهمگان عادلانه تطبیـق نماید، نه اینکه دزد نـان را بگیـرد و دزدان میلیـاردی را سرپرسـت اداره امـور کشـور گردانـد و یقینـا چنیـن اتفـاق افتـاد.ایـن عالـی جنابـان جهـادی افتـاده در چنـگال بدنامـی یـک تـرس دارنـد و آن
محکومیت شـان در ایـن جهـان اسـت. شـاید بـا یـک پوزشـخواهی از مـردم، بتواننـد از زیـر بـار سـنگین ایـن همـه بدنامـی تبرئـه شـوند، چـرا کـه در بسـیار ی مـوارد، کارد بـه اسـتخوان مـردم رسـید، نفرت هـای بی پیشـینه بـذر شـد، دشـمنی های خانمان سـوز بـه جریـان افتـاد؛قربانی هـای بی شـمار ی فـدای معامـلات ننگیـن گردید و هسـتند مردمی که چشـم بـه راه روزمبـادا انـد تـا دسـت کـم به خاطـر فروکـش شـعله های انتقـام شـان، تـف بـه رو ی ایـن جنابـان بیاندازنـد و بگذرنـد.وکلای پارلمان در دو سـه دور به اسـتثنای انگشـت شـمار کسـان، همه بی سـواد و از بسـترجنـگ برخاسـته بودنـد. آنـان حتـا سـواد کافـی برای خواندن و نوشـتن نداشـتند کـه به مجلس
آورده شـدند. داسـتان برگزیـدن آن هـا بـه عنوان نماینده ی مجلـس و جریان انتخابات و اینکه چـه دسـت های پنهانـی چـه کارهـا کردنـد، بحث دیگر اسـت و اینجا نیاز به شـرح آن نیسـت.این قانونگذاران بی سـواد و هرکدام وابسـته به نفرت و اندیشـه ی بودند.آنـان تـا توانسـتند قلـدر ی راه انداختنـد. لـت و کـوب مـردم عام، تحقیر و اهانت کسـانیکـه بـه آن هـا رأی داده بودنـد، ابـزار و واسـطه باز ی هـا، سـهم گرفتن از پروژه هـا، همـکار ی بـااسـتخبارات بیگانـه، غصـب زمیـن، قاچـاق مـواد مخـدر و هـرآن کار ی بـدی را کـه می شـودتصـور کـرد از مـردم در یـغ نکردنـد.زورگویـی و قلـدر ی اعضـای مجلـس در برابـر مـردم بـه ویـژه در مـواردی در برابـر دیگـراعضـای مجلـس، چالش هـای جـدی بودند که همه مردم افغانسـتان آن را از طریق رسـانه هاو شـبکه های اجتماعـی مشـاهده کردنـد. انتقاداتـی را کـه از نا کارگـی اعضـای مجلـس وچگونگـی رفتارهـای اعضـای آن بارهـا صـورت گرفـت، نظـام عمـداً نادیـده گرفـت و یـا هـم
بـرای روز مبـادا برایـش دوسیه سـاز ی کـرد.این هـا عواملـی بودنـد کـه بـه بیهوده بـودن پارلمان مهر تأیید گذاشـتند و مشـروعیت ایننهاد را زیر سـئوال بردند. مجلس نمایندگان به اداره ی مملو از مأموران مزدبگیر مبدل شـدو به جـای پیشـرفت امـور در زندگـی مـردم مشـکل ایجـاد کردنـد. "به میان آمـدن یـک مجلـس
نماینـدگان نامشـروع، چهـره ی نامشـروع خـود را در همـان روزهـای نخسـتین نشـان داد،تنش هـا و کنش هـا بـر سـر ر یاسـت ایـن مجلـس آغـاز گردیـد. ایـن تنش هـا از ناسـزا گویی ها ودشـنام های رکیـک و شکسـتاندن میـز و کرسـی آغـاز و تـا درگیری هـای فزیکـی ادامـه یافـت.در یـک مـورد، دو نماینـده ی مجلـس بـر سـر نمبـر پلیت هـای موترهای شـان در منطقـه
پلچرخـی بـا نیروهـای پلیـس درگیـری لفظـی کردنـد."درعیـن حـال برخـی از آنـان در تماس های تیلفونی فاش شـده، به شـدت از مبارزه جدی
در برابـر نیروهـای امنیتـی سـخن گفته انـد. بسـیار ی از موترهای اعضای مجلـس نمایند گان و مجلـس سـنا غیـر قانونـی و بـدون آنکـه مراحـل گمرکـی را گذرانـده باشـند بـه کشـور آورده شـدند. ایـن موترهـا بـا شیشـه های سـیاه و بـا شـماره های غیر قانونی، شـگفتی برانگیـز اینکه اعضای شـورای ملی خودشـان خودسـر نصب نموده اند، در شـهر گشـت و گذار می کنند»ایـن در حالی اسـت کـه نیروهـای امنیتـی افغانسـتان شـبانه روز ی از خـا ک افغانسـتان دفـاع و در برابـر دشـمنان کینه تـوز صادقانه سـینه سـپرکردند تـا مردم در آرامـش کامل زندگی کننـد. جهـان شـاهد اسـت کـه نیروهـای امنیتـی افغانسـتان روزانـه بـه گونـه ی میانگیـن ۱۰۰شـهید دادنـد تـا تمامیـت ارضـی کشـور حفـظ شـود.همـه آ گاه هسـتند کـه نیروهـای امنیتـی افغانسـتان سـاعت ها بـدون وقفـه در برابـردروازه های پارلمان، وزارت ها و خانه های نمایندگان مجلس در گرما و سـرما تأمین امنیت
کردنـد تـا مبـادا خـار ی بـه پـای بـزرگان، قانونگـذاران و رهبـران نخلـد، امـا نماینـدگان مجلـس بـا فحش هـای ناموسـی، رکیـک و دور از ادب، میـز و کرسـی ها را به خاطـر قدرت طلبـی وامتیازخواهی شـان شکسـتاندند، قلدر ی کردند، زورگویی کردند، مردم را آزار و اذیت دادندو چهـره ی زشـت از افغانسـتان بـرای جهـان به نمایـش گذاشـتند. وکلای یادشـده در جریـان عبـور از جـاده ای، مـردم آزار ی را بـه اوج رسـاندند و در ایـن راه از یکدیگـر پیشـی گرفتنـد.اینجـا یـک مثـل معـروف بـه یـادم می آیـد کـه گفتـه شـده " قانـون هماننـد تـار عنکبـوت اسـت کـه در آن تنهـا حشـرات خـورد و کوچـک گیـر می افتنـد، امـا بزرگترهـا هرگـز در جـال قانـون گیـر نمی افتنـد". همیـن مثـال در افغانسـتان کاماً صـدق می کند. در ایـن عمر کوتاه،چـه بسـیار دیدیـم کـه دزد نـان بـه زنـدان افتـاد، شـکنجه شـد و گرسـنگی اش لکه ننگی شـدبردامـان فقیرانـه اش، امـا دزدهایـی کـه بـه میلیـون و میلیـارد از نـان مـردم، خون مـردم و عزت
مـردم دزدیدنـد، نـه تنهـا قانـون بـه دسـت و پـای آن هـا نپیچیـد، بلکـه مقـام و عـزت بیشـتربرای شـان داد تـا مصئـون زندگـی کننـد.یکـی از مـوارد زورگویی هـای وکلا اتفاقـی اسـت کـه محافظـان آقـای سـمیع الله صمیـم بـرسـرباز پلیسـی در جـاده ی وزارت خارجـه روا داشـته اسـت. بـه ایـن شـرح کـه "موترهـای آقـای
صمیـم می خواسـته از راه وزارت خارجـه سـوی چهارراهـی زنبـق بـرود، امـا سـرباز پلیـس بـه دلیـل خراب بـودن دروازه ی امنیتـی کـه در آغـاز جـاده ی وزارت خارجـه قـرار دارد بـه آن هـا می گویـد کـه از مسـیر دیگـر برونـد، چـون دروازه خـراب اسـت.آقـای و کیـل متذکـره از خرابـی دروازه نگـو ، بـلا بگـو ! پانـزده مـرد غیـور و مسـلح کـه پشت شـان بـه وکیـل پارلمـان گـرم اسـت از موتـر پیـاده شـده، آن سـرباز پلیـس را رو ی سـرک فـرش کـرده و بـزن کـه نمی زنـی! جالـب این جاسـت کـه خـود آقـای صمیـم در گفت وگـویتلفنـی بـا تلویزیـون یـک اذعـان مـی دارد کـه کـدام گـپ ِ خـاص نیسـت، قضیـه حـل شـده.نمی دانـم خـود ایـن وکیـل جـوان چقـدر متوجه بـوده یا نبوده، امـا در یک تمـاس چند ثانیه ی
هـم سـخنان متناقـض می زنـد.بـرای مثـال می گویـد کـه مـن در موتر مقدم بودم و از این اتفاق آ گاه نشدم خیلی خوب !تـا جایی کـه مـا شـاهد سـرعت پرانی های وکلا هنـگام عبـور از جاده هـا هسـتیم، می دانیـم که
همـه موترهـای یـک وکیـل بـه دنبـال هـم حرکـت می کننـد و ا گـر یکـی از ایـن موترهـا متوقـف شـود، هیـچ امـکان نـدارد کـه موترهـای ایـن کاروان بـدون دانسـتن علـت توقـف بـه حرکـت ادامـه بدهنـد. پـس خـود آقـای صمیـم در همـان لحظـه از ایـن ماجـرا باخبـر می شـود، امـابـرو کـه نمـی رو ی! آقـای صمیـم می گویـد کـه میـان محافظـان او و بچه هـای امنیتـی کـدام جنجـال شـده، قضیـه حـل شـده و کـدام گـپ ِ خـاص نیسـت.آقـا پانـزده محافـظ غیـور و شـرورت پاییـن شـده، سـرباز ی را لت وکـوب کـرده، گیریـم کـه
قضیـه حـل شـده باشـد؛ تـو می گویـی کـدام گـپ ِ خـاص نیسـت؟! چـه کار می کـرد کـه از نظـرتـو کـدام گـپ ِ خـاص می شـد؟ محافظانـت چنـد سـرباز دیگـر را دنـدان بایـد می گرفتنـد تـاگـپ خـاص می شـد؟ یـا نکنـد شـما توقـع داشـتید همان سـرباز نگون بخـت را تکه تکـه کردهو تکه هایـش را هـم شـب بـرای شـما قورمـه دوپیـازه می پختنـد ؟؟1 - خیر و خیریت نیست خر و خریت است. هادی در یابی. ۲۴. حوت. ۱۳۹۴. اطلاعات روز .