
'
بحران بدخشان؛ از اختلاف داخلی طالبان و اعتراضات مردمی تا توطئههای آمریکا علیه چین
در همین زمینه، دکتر محمد هاشم عصمتاللهی، استاد دانشگاه و مشاور پیشین رئیس جمهور سابق افغانستان در گفتوگو با ایراف با اشاره به تشدید تنشها در بدخشان گفت: اختلاف طالبان بومی و غیربومی بر سر کنترل معادن و مسیرهای ترانزیتی تنها بخشی از بحران است و ریشه اصلی ناامنیها به رقابتهای ژئوپلیتیکی و تلاش آمریکا برای جلوگیری از احیای کریدور راه ابریشم چین بازمیگردد.
محمد هاشم عصمتاللهی در تشریح ریشه تنشهای اخیر در ولایت بدخشان افغانستان اظهار داشت: «بدخشان در شمالشرق افغانستان و در مجاورت چین قرار دارد و همواره دارای ویژگیهای خاص و منحصربهفردی بوده است. این ولایت از یکسو سرشار از معادن و کانیهای ارزشمند مانند لاجورد، طلا و دیگر منابع معدنی است و از سوی دیگر از منظر ژئوپلیتیکی در نقطه اتصال افغانستان با چین، تاجیکستان و آسیای مرکزی قرار گرفته است.»
وی افزود: «چین بهدلیل حساسیت امنیتی ایالت سینکیانگ و نگرانی از فعالیت گروههای افراطی، توجه ویژهای به امنیت این منطقه دارد. مسیر واخان و بدخشان از گذشته محل رفتوآمد جریانهایی مانند داعش و القاعده بوده و همین مسئله حساسیت امنیتی این منطقه را افزایش داده است.»
دکتر عصمتاللهی ادامه داد: «موضوع فقط یک اختلاف امنیتی ساده نیست، بلکه بدخشان امروز به نقطه تلاقی منافع اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شده است. هرگونه تحول در این منطقه میتواند روی مناسبات افغانستان با چین، آسیای مرکزی و حتی ایران اثر مستقیم بگذارد.»
وی تأکید کرد: «ولایت بدخشان برای چین صرفاً یک منطقه مرزی نیست، بلکه بخشی از پروژه بزرگ اتصال اقتصادی و ترانزیتی پکن به آسیای مرکزی و غرب آسیاست و به همین دلیل تحولات آن با حساسیت بالا دنبال میشود.»
او با اشاره به اهمیت کریدور واخان و پروژههای ترانزیتی منطقه تصریح کرد: «یکی از مسائل بسیار مهم در بدخشان، بحث خطوط ارتباطی، حملونقل و احیای راه ابریشم است. چین علاقه زیادی دارد مسیر تاریخی جاده ابریشم از طریق افغانستان دوباره فعال شود و طالبان نیز برای توسعه این مسیر حدود ۵۰ کیلومتر جاده ترانزیتی در منطقه ایجاد کرده است.»
وی گفت: «اگر این مسیر فعال شود، چین، افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان و حتی ایران میتوانند از مزایای بزرگ اقتصادی و ترانزیتی آن بهرهمند شوند. افغانستان کشوری محصور در خشکی است و این خطوط زمینی میتواند برای اقتصاد و آینده منطقه نقش حیاتی داشته باشد.»
عصمتاللهی اظهار داشت: «چین بهدنبال این است که از طریق واخان به یک مسیر امن زمینی دست پیدا کند تا بتواند بخشی از تجارت منطقهای خود را از مسیر افغانستان مدیریت کند. این مسئله نهتنها برای افغانستان بلکه برای کل منطقه اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی دارد.»
وی افزود: «در سالهای اخیر چین سرمایهگذاریهای گستردهای روی پروژههای ترانزیتی در آسیای مرکزی انجام داده و افغانستان نیز بخشی از این پازل راهبردی محسوب میشود. به همین دلیل هرگونه ناامنی در بدخشان میتواند روی پروژههای کلان منطقهای اثرگذار باشد.»
این استاد دانشگاه با اشاره به اختلافات داخلی طالبان گفت: «در ماههای اخیر اختلاف میان طالبان بدخشانی و طالبان جنوب افغانستان بر سر مدیریت معادن و کنترل منابع اقتصادی تشدید شده است. طالبان محلی معتقدند مدیریت معادن باید در اختیار نیروهای بومی منطقه باشد و مرکز نباید کنترل کامل این منابع را در دست بگیرد.»
وی ادامه داد: «طالبان در گذشته توانسته بود اختلافات داخلی خود را مدیریت کند؛ اما این بار مسئله معادن، تجارت و مسیرهای ترانزیتی باعث پیچیدهتر شدن بحران شده است. معادن بدخشان درآمد بسیار بالایی دارند و طبیعی است که گروههای مختلف برای کنترل آن رقابت کنند.»
دکتر عصمتاللهی تصریح کرد: «طالبان بدخشانی احساس میکنند نیروهای اعزامی از جنوب افغانستان در حال تصاحب منابع اقتصادی منطقه هستند و همین مسئله باعث افزایش نارضایتیها شده است.»
وی افزود: «این اختلاف صرفاً اقتصادی نیست، بلکه ابعاد قومی و جغرافیایی هم دارد. بخش قابلتوجهی از مردم شمال افغانستان نسبت به تمرکز قدرت در دست پشتونها انتقاد دارند و این مسئله در بدخشان نیز خود را نشان داده است.»
مشاور پیشین رئیس جمهور سابق افغانستان با بیان اینکه بحران بدخشان تنها یک اختلاف داخلی نیست، گفت: «من ریشه اصلی ناامنیهای اخیر را در استراتژی آمریکا برای ناامنسازی خطوط ارتباطی منطقه میبینم. آمریکا نمیخواهد مسیر ارتباطی چین از طریق افغانستان و پاکستان به ایران و آسیای مرکزی تثبیت شود.»
وی افزود: «آمریکاییها پیشتر نیز استراتژی ناامنسازی مسیرهای ارتباطی را در منطقه دنبال میکردند و اکنون نیز نسبت به توسعه نفوذ اقتصادی چین در افغانستان و منطقه نگران هستند.»
عصمتاللهی ادامه داد: «چین علاقه دارد از طریق واخان و بدخشان، مسیرهای ترانزیتی خود را به آسیای مرکزی و حتی ایران متصل کند و این موضوع بخشی از پروژه بزرگ راه ابریشم جدید چین محسوب میشود.»
وی اظهار داشت: «آمریکا نگران افزایش نفوذ اقتصادی و امنیتی چین در منطقه است و تلاش میکند این مسیرها همواره در وضعیت شکننده باقی بمانند تا امکان تثبیت پروژههای راهبردی چین فراهم نشود.»
این تحلیلگر مسائل افغانستان درباره نقش گروههای تروریستی و مافیایی در تحولات بدخشان گفت: «در کنار اختلافات طالبان، حضور داعش و القاعده در این منطقه نیز یکی از نگرانیهای مهم است. بخشی از عناصر این گروهها در مسیرهای مرزی رفتوآمد دارند و همین مسئله باعث نگرانی چین شده است.»
وی افزود: «چین بهشدت نگران امنیت ایالت سینکیانگ است و هرگونه ناامنی در واخان و بدخشان را تهدیدی برای امنیت داخلی خود میداند.»
عصمتاللهی تصریح کرد: «مافیای معادن و قاچاق مواد مخدر نیز بخشی از بحران هستند. این شبکهها یک زخم تاریخی در افغانستان محسوب میشود و تنها محدود به بدخشان نیست.»
وی ادامه داد: «در پنجشیر، بدخشان و برخی مناطق دیگر افغانستان همواره گروههایی وجود داشتهاند که از قاچاق معادن، سنگهای قیمتی و مواد مخدر سود میبردند و طبیعی است که در برابر هر تغییری که منافع آنها را تهدید کند واکنش نشان دهند.»
مشاور پیشین رئیس جمهور سابق افغانستان درباره اعتراض مردم بدخشان به حضور نیروهای پشتون و مدیریت منابع منطقه گفت: «این اعتراضات موضوع تازهای نیست و در گذشته نیز در ولایتهای شمال افغانستان وجود داشته است؛ اما معمولاً این اعتراضها سرکوب شده یا نادیده گرفته شدهاند.»
وی افزود: «متأسفانه طالبان همچنان نگاه مبتنی بر سلطه پشتونها را دنبال میکند و به خواستههای دیگر اقوام توجه کافی ندارد.»
عصمتاللهی اظهار داشت: «هرچند طالبان بدخشانی نیز در ساختار این گروه حضور دارند، اما مردم محلی احساس میکنند در مسائل اقتصادی و جغرافیایی تحت فشار قرار گرفتهاند و سهم واقعی آنها از منابع منطقه نادیده گرفته میشود.»
وی گفت: «بدخشان اکنون آبستن تحولات مهمی است و اعزام فرمانده ستاد مرکزی ارتش طالبان به این منطقه نشان میدهد اختلافات داخلی طالبان جدی شده و نیاز به مدیریت فوری دارد.»
این استاد دانشگاه درباره احتمال احیای جریانهای ضد طالبان در شمال افغانستان اظهار داشت: «در حال حاضر گزارش قطعی و مستندی مبنی بر آغاز عملیات گسترده از سوی گروههای مخالف طالبان وجود ندارد؛ اما برخی تحرکات سیاسی و امنیتی مشاهده میشود.»
وی افزود: «پاکستان در ماههای اخیر تلاش کرده برخی نیروهای مخالف طالبان در تخار، طالقان و بدخشان را مورد حمایت قرار دهد؛ هرچند تاکنون اقدام جدی و آشکاری در این زمینه مشاهده نشده است.»
عصمتاللهی ادامه داد: «طرفداران احمد مسعود، جبهه آزادی و بخشی از نیروهای وابسته به جمعیت اسلامی همچنان به تحولات شمال افغانستان نگاه ویژهای دارند و تحرکات منطقه را دنبال میکنند.»
وی تصریح کرد: «اگر طالبان نتواند بحران بدخشان را مدیریت کند، این تنش میتواند به پنجشیر، تخار و سایر مناطق شمالی سرایت کند و دوباره زمینه شکلگیری مقاومتهای گستردهتر فراهم شود.»
مشاور پیشین رئیس جمهور سابق افغانستان اظهار داشت: «افغانستان اکنون در شرایط استثنایی قرار دارد. آمریکا فشارهای سیاسی و امنیتی علیه طالبان را ادامه میدهد، پاکستان درگیر تنشهای مرزی و امنیتی است و چین نیز پروژههای اقتصادی و ترانزیتی خود را دنبال میکند.»
وی افزود: «تحولات بلوچستان پاکستان، فعالیت گروههای مسلح بلوچ، رقابت هند و پاکستان و همچنین شکستهای آمریکا در غرب آسیا، همگی بر وضعیت افغانستان تأثیر گذاشتهاند و باعث شدهاند معادلات منطقه وارد مرحله تازهای شود.»
عصمتاللهی تصریح کرد: «پاکستان نیز با بحرانهای امنیتی گستردهای روبهروست و بخشی از ناامنیهای منطقه به وضعیت بلوچستان و درگیریهای آن بازمیگردد.»
وی در پایان گفت: «شکستهای آمریکا در غرب آسیا و افزایش نقش جمهوری اسلامی ایران در معادلات منطقه، بهصورت مستقیم بر تحولات افغانستان و پاکستان اثر گذاشته و باعث تغییر موازنههای سیاسی و امنیتی در منطقه شده است.»
گفتنی است که ولایت بدخشان در شمالشرق افغانستان، بهدلیل قرار گرفتن در مجاورت کریدور واخان و مرز مشترک با چین، یکی از مهمترین مناطق راهبردی این کشور بهشمار میرود. این منطقه علاوه بر ذخایر غنی طلا، لاجورد و سنگهای قیمتی، در پروژههای کلان ترانزیتی چین و طرح «یک کمربند ـ یک راه» جایگاه ویژهای دارد. در ماههای اخیر، همزمان با افزایش اختلافات داخلی طالبان بر سر مدیریت معادن و منابع اقتصادی، گزارشهایی درباره افزایش تنشهای امنیتی، اعتراضات مردمی و تحرکات گروههای افراطی در این ولایت منتشر شده است؛ مسئلهای که نگرانی کشورهای منطقه، بهویژه چین و پاکستان را افزایش داده است.