

بصیرهمت
از روزنامه گاردین
پنجشنبه - ۱۶- جولای
یافته های مستندو درد اور روزنامه گاردین
افزایش تعداد دختران افغان که برای ازدواج در کودکی فروخته میشوند
افغانستان شاهد افزایش مجدد عروسها و مادران زیر سن قانونی است،زیرا خانوادههای درمانده، فرزندان خود را برای تأمین غذا میفروشند
سیما،۱۸ ساله است، اما تاکنون چهار بار تولد نموده است. کوچکترین فرزند او نوزاد است و بزرگترین فرزند او چهار ساله. سیما در حالی که با فرزندانش در اتاق گلی خود در ولایت بادغیس نشسته است، میگوید: بعد از ورود طالبان به کشور، من تازه صنف ششم را تمام کرده بودم و قرار بود صنف هفتم را شروع کنم. اما دو ماه بعد، پدرم مرا به شدت تحت فشار قرار داد تا با پسرعمویم ازدواج کنم. پس از چندین بار ضربه و شلاق خوردن از پدرم، مجبور شدم قبول کنم.
سیما در ۱۳ سالگی در همان مجتمعی که هنوز در آن زندگی میکند و فرزندانش را به دنیا آورده است، عروس شد. یکی از فرزندانش در سن یک سالگی بر اثر ذاتالریه درگذشت. او تمام کارهای خانه را انجام میدهد،آوردن آب، مراقبت از گاوها، پختن نان در تنور. در تمام این مدت، فرزندانش به پاهای او چسبیده و گریه میکنند.
موضوع و حالت سیما دیگر استثنایی نیست. مصاحبه با کارکنان یک بیمارستان دولتی در شمال افغانستان نشان داد که ۴۲ دختر زیر سن قانونی در پنج ماه اول امسال طفل تولد کردهاند. شش نفر از آنها در بارداری دوم خود بودند. پنج نفر بارداری خارج از رحم(تخمه در خارج از حفره اصلی رحم قرار میگیرد ،و چون این تخمه نمیتواند خارج از رحم رشد کند باعث خونریزی داخلی میشود ) داشتند - که یکی از علل اصلی مرگ و میر مادران است ، و ۱۸ نفر سزارین (اجرای عمل جراحی برای به دنیا آوردن نوزاد)، شدند. دو نفر فوت کردند، اگرچه نوزادانشان زنده ماندند.
آنها قربانی روند رو به رشد ازدواج کودکان هستند که ناشی از سیاستهای طالبان در قانونی کردن این عمل و مجبور کردن دختران به ترک مدرسه، همراه با بحران انسانی رو به وخامت است که در آن خانوادهها مجبور میشوند دختران خود را برای پرداخت قرض شان یا خرید غذا بفروشند. گاردین ،علاوه بر خانواده سیما، با سه خانواده دیگر ،با دختران زیر نه سال که جهت پرداخت قرض فامیل به ازدواج فروخته شده بودند، صحبت کرد.یکی از این دختران ، دو ماههبوده که فامیلش وعده ازدواجش را داده است.
ازدواج کودکان در کشور های جنوب آسیا چیز جدیدی نیست. اما در حالی که این رسم در سراسر منطقه رو به کاهش بوده است، به قدرت رسیدن طالبان این روند را در افغانستان معکوس کرد. شبنم، یک نرس ،میگوید:
از زمان روی کار آمدن دولت جدید، تعداد مادران زیر سن به طرز چشمگیری افزایش یافته است. در گذشته، شاید فقط دو مادر زیر سن هر ماه به بیمارستان مراجعه میکردند که بیشتر آنها از خانوادههای بیسواد بودند. اما اکنون، خانوادههای باسواد و بیسواد دختران خود را در سنین پایین شوهر میدهند.
در سطح جهانی، «زیر سن قانونی» به معنای زیر ۱۸ سال است که طبق کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل به عنوان خردسال محافظت میشود. سازمان بهداشت جهانی به طور جداگانه در مورد بارداری زیر ۲۰ سال هشدار میدهد، زیرا مادران زیر بیست سال و نوزادان شان در معرض «عواقب عمده سلامتی» قرار دارند.
شبنم ،نرس،موردی را در سال ۲۰۲۴ به یاد میآورد که در آن یک دختر ۱۳ ساله پس از سقط جنین با خونریزی شدید به او مراجعه کرد. «من عمیقاً غمگین شدم. با مادرش صحبت کردم و پاسخی که از او شنیدم هنوز در ذهنم طنینانداز است. وقتی از او پرسیدم که چرا اجازه داده دختر ۱۳ سالهاش با مردی تقریباً ۳۰ ساله ازدواج کند، گفت: برای سیر کردن فرزندان دیگرم، مجبور شدم یکی از آنها را قربانی کنم.
بعضی از خانوادهها به اشتباه معتقدند که هر چه مادر جوانتر باشد، کودک سالمتر و باهوشتر بدنیا می اید. در حالیکه،مادرانی که هنوز کودک هستند، اغلب رشد جسمی یا روانی خود را کامل نکردهاند و با خطر بیشتر خونریزی شدید، کمخونی، سقط جنین، زایمان دشوار و زایمان زودرس، همراه با احتمال بیشتر تولد نوزاد کم وزن یا ناسالم مواجه هستند.
شبنم ،نرس، میگوید خانوادهها اغلب در برابر سزارین ، یا اجرای عمل جراحی ،مقاومت میکنند، زیرا معتقدند که این کار بارداریهای آینده را محدود میکند. دو مادر جوان که تحت مراقبت او بودند، اخیراً در هنگام زایمان جان خود را از دست دادند ،زیرا شوهرانشان از اجازه دادن به عمل جراحی آنها خودداری کردند.
گزارشی در ماه ژوئن توسط دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد، میزان مرگ و میر مادران در افغانستان را ۶۰۰ تن در هر ۱۰۰۰۰۰ تولد زنده اعلام کرد، در حالی که این میزان در ایران ۱۶، در پاکستان ۱۵۵ و در بریتانیا ۱۲ است. این گزارش به محدودیتهای زنان در مراقبتهای بهداشتی و کمبود کارکنان بهداشتی روستایی اشاره میکند و سرمایهگذاری در آموزش و کارکنان بهداشتی زن را حیاتی مینامد.
سیما ،یکی از بیش از ۲.۲ میلیون دختر افغان است که از زمان بازگشت طالبان به قدرت، از تحصیل بالاتر از صنف ششم (حدود ۱۲ سال) منع شدهاند. بسیاری از آنها اکنون مجبور به ازدواج و تولد زودرس گردیده اند. مرکز حقوق بشر افغانستان گزارش میدهد که یک معلم تخمین زده است که ۷۰٪ از دخترانی که از مدرسه اخراج شدهاند، به ازدواج اجباری کشانده شدهاند، در حالی که یک نظرسنجی دیگر از ۱۵ دختر با ازدواج اجباری ، نشان داد که ۶۶٪ از آنها زیر ۱۸ سال سن داشتهاند.
در حالی که قوانین پیش از طالبان این کشور ازدواج زیر ۱۵ سال را جرم میدانست، امسال یک فرمان جدید هیچ حداقل سنی را تعیین نکرده است. این فرمان پس از تعطیلی مدارس و دانشگاهها به روی زنان و افزایش محدودیتهای تردد آنها صادر شده است. قوانین جدید، زنان و دختران را از تحصیل و کار محروم کرده و در بحبوحه افزایش بیکاری، پریشانی اقتصادی افغانستان را تشدید کرده است.
از سیما ،قربانی دیگر ،بشنوید:
شوهر ۲۴ ساله سیما بیکار است؛ او برای کار به ایران رفت اما پس از سه ماه دست خالی برگشت. سیما آرزو میکند که میتوانست کار کند، اما به عنوان مادر سه فرزند با مسئولیتهای خانه، هیچ فرصتی برای کسب درآمد یا یادگیری مهارت وجود ندارد. سیما میگوید: پنج خانواده در یک مجتمع زندگی میکنند: پدر و مادرم، عمویم با دو همسرش و برادرم با همسرش. هر وقت دیگران چیزی اضافه داشته باشند، آن را به ما میدهند. بیشتر اوقات، ما گرسنه هستیم.
پس از آنکه طالبان دروازههای مدارس را بستند و زنان را از اکثر مشاغل عمومی منع کردند، خانواده سیما از او برای پرداخت قرض های شان استفاده کردند: پدرش ۲۰۰۰۰۰ افغانی (حدود ۲۳۸۰ پوند) از برادرش قرضدار بود و سیما به جای شیربها به پسر برادر داده شد.
گزارش اخیر برنامه توسعه سازمان ملل نشان میدهد که سه چهارم جمعیت افغانستان، حدود ۲۸ میلیون نفر، نمیتوانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند و بیش از ۸۰ درصد
خانواده ها مقروض اند .با کاهش تعهدات بینالمللی به افغانستان صد ها کلینیک طبی تعطیل و یا محدود گردید .این گزارش هشدار میدهد که بدون سرمایهگذاری در اشتغال و خدمات، چشمانداز بازسازی زندگی مردم تاریک و درد اور است.
سه خانواده دیگر که جهت این گزارش با آنها مصاحبه شد، همگی در غرب افغانستان، میگویند که از دخترانشان برای پرداخت قروض فامیلی استفاده شده است - پول از قبل پرداخت شده و دختران بعداً تحویل داده میشوند. سه نفر از این دختران هنوز زیر ۱۰ سال سن دارند و از آیندهای که برای آنها برنامهریزی شده است، بیخبرند.
گلنار، ۵۷ ساله، در حالی که صحبت میکند، نوه یک سالهاش را در آغوش گرفته است
او میگوید که این کودک برای پرداخت قروض پدرش، پس از فرار او از دست طلبکاران، فروخته شد.
وی ادامه میدهد،آنها غذایی برای خوردن نداشتند. این فروش، که آشکارا برای ازدواج در آینده بود، به مبلغ ۲۰۰۰۰۰ افغانی پول نقد و تصفیه برخی قروض انجام شد.
گلنار میگوید: وقتی او،طفلک ، هشت ساله شود، او را از ما میگیرند. آنها ۱۰۰۰۰۰ افغانی را از قبل دادند و ۱۰۰۰۰۰ افغانی دیگر را پس از گرفتن دختر از من ،خواهند داد. او نگران آینده نوهاش است و دخترانی را که سالها پیش در محلهشان فروخته شده بودند به یاد میآورد و میگوید : آنها آیندهای ندارند.
سبزه، ۴۴ ساله، دختر هفت سالهاش را وقتی سه ساله بود، به خاطر قرض قابل پرداخت ۳۰۰۰۰۰ افغانی (حدود ۳۵۷۰ پوند) ،پس از بازگشت از پاکستان که چیزی برای خوردن نداشت و شوهرش آنقدر بیمار بود که نمیتوانست کار کند،فروخت . او اکنون از اینکه دخترش ظرف یک سال از نزدش گرفته خواهد شد، پریشان است.
اگر این پول را به او میدادم، خیلی خوشحال میشدم؛ او میگوید: اگر دخترم پیش من بماند، خیلی خوشحال خواهم شد.پایان