

م. نبی هیکل
نتایج قومپرستی
عصاره سخن:
گاهی از خود پرسیده اید قوم -پرستی چه نتایجی دارد؟
هم قوم -پرستان و هم مخالفان آنان هرکدام پاسخهایی خود را دارند که با نتیجه گیری استدلال در این نگارش گاهی میتواند متفاوت باشد. بحث بر سر قوم پرستی و نتایج آن است. قوم پرستی از لحاظ قرآن و حدیث نادر ست و ممنوع است، و از نظر علمی نیز، اما نه از نظر برخی ها .از نظر نگارنده همه ی آنان انسان اند و میزان درک و استدلال آنان متفاوت اند.وجود یک قاضی عادل مانند الله و پاسخگویی هرفرد از اعمالش بخصوص در شرایطی که شاهد وحاشینه ترین برخوردها هستیم بخودی خود تبریه میگردد، ورنه حقوق اینهمه مظلومان و کیفر ظلمهای ستمگران ناگرفته باقیمیماند.
قوم پرستی جهات متعدد دارد مانند تعلقات فرهنگی، هویتی، تاریخی. اما یک رشته آن را باداروینیزم میتواند مرتبط سازد زیراوقتی ما قوم پرستیم دلایلی برای آن داریم تا آنیکی را از میان سایرین بپرستیم. اعتقاد بر قوم برتر انگیزه قوم پرستی را موجب میگردد . قوم برتر به نحوی با تیوری ( انتخاب طبیعی) داروین رابطه میگیرد. یعنی نیرومندترین در مبارزهع انتخاب طبیعی به حیات خود ادامه میدهد، و قوم پرستی جزی از این مبارزه است که به ادامه حیات(بقا) آن قوم مانند گذشته میانجامد. اما حضور اقوام مختلف این اعتقاد داروینی را نفی مینماید.بسیاری اقوام از میان رفته اند اما بصورت کامل و قوم پرستابحیث عوامل طبیعی این مبارزه را میخواهند ادامه دهند.
این یک پرسش کلیدی است که آیا قوم واقعآ هویت انسانها را میسازد؟ اگر چنین بود این یک هویت بسنده بود، در حالیکه در زندگی انسانها بیشتر و حتی بصورت مکررر با هویتهای غیر از هویت قومی شاناسایی میگردند.ما تنها بر هویت قومی اتکامینماییم وقتی چیزی برای اتکا نداریم. زیرا احساس تعلق در هر انسانی وجود دارد، ورنه نیازی نیست به چیز دیگری اتکانماییم وقتی خود متکاهای بسیار داریم مانند : انسان بودن و انسانیت، دانش و توانایی ها و قابلیتها.
هویتها ایجاد میگردند و غایب میگردند. قبلآ افغانان مسلمان نبودند اما امروز مسلمان اند. زمانی آریایی بودیم و در آریانه میزیستیم و تعدادی افغان نیستند دپر حالیکه برای سالها مانند پدران خویش افغان بودند. هویتها متکای مطمینی نیستند. مسلمان آتیست و آتیست مسلمان میشود ، تابعیتها و عضویتها تغییر میکنند، تمایلات جنسی و غذایی نیز تغییر مینمایند. و ...
نخستین نتیجه قوم پرستی این است که قوم پرستان نشان میدهند تازه فهمیده اند که دارای قوم و هویت قومی اند و در پی اثبات و شناسایی آن توسط دیگران اند. برای سالیان دراز دانشمندان و شاعران بر جستهمانند ابوحنیفه ، ابن سینا و دیگران چنان نکرده اند قوم پرستان معاصر میکنند در حالیکه بر آن شخصیتها میبالند.
آنان این حقیقت را نیزنادیده میگیرند که آنان تنها هویت قومی ندارند، بلکه مجموعه ای از هویت ها اند. به گونه مثال هویت های فکری و گروپی: بوکسر هستید یا پهلوان که اغلب با این هویت شناخته میشوید، و . . .
قوم پرستان همچنان نشان میدهند چه چیزهایی برای آنان در اولویت قرار دارندو آنان هنوز نیاندیشیده اند که انسانها همه با وصف تعلقات مختلف ، از زمره قومی انسان اند و عضو جامعه بشری، اما مدعی برابری حقوق بشری اند.این تناقضدر باورمندی ناشی از چیست؟
در یک بحث تلویزونییکی از استادان علت این واقعیت را که برخی مدعی اند (ما افغان نیستیم) ما خراسانی یا تاجک یا ... هستیم بی عدالتی و استبداد معرفی کرد. استاد فراموش نکرده این ادعا های یک اقلیت انگشت شمار اند حتی اگر پیروان اندیشه آنان را نیز در مقایسه با نفوس کشور در نظر گیرید، میتوانید بپرسید چرا این همه بی عدالتی و استبداد آن جمعیت بزرگ را به آن اندیشه وانداشته اند؟ زیرا عقل سیلم نمیپذیرد این ادعا را که در یک کشور دارای اقوام متعدد همه علیه یک قوم یا همه علیه همه، بیعدالتی و استبداد کرده اند.این را نیز باید درنظر داشت که بر اساس یافته های روانشناسی و نیرو ساینس افکار و احساسات موجب عمل میگردند. ما به یاد داریم که احزاب مختلف بی عدالتی و استبداد حتی قتل مخالفان فکری و حقانیت موضعگیری خود ر ا تبریه کرده اند و هنوز تبریه میکنند. شگفت آور نیست که مجاهدان اول مجاهدان دوم را به استبداد دینی و تحجر فکری متهم میسازند و خویشتن ر ا بهتر میپندارند؟دانش عملی نشان داده است که نخستین انسانها از افریقا به سایر نقاط دنیا منتشر شده اند.
در میان این دسته قوم پرستان افراد تحصیلکرده و با تجربه قرار دارند که غذای فکری و انگیزه برای سایر پیروان این نحوه فکری میآفرینند.
ما همه قربانیان تعبیر و تبریه عقلانی هستیم.روشنفکران قومپرست آیه قرآن را که میفرماید (شما را از نفس واحد افریدم و به شعب و قبایل تقسیم کردیم تا همدیگر را بشناسید، نزدیکتیرن شما نزد الله پاکیزه ترین شما است (۴۹:۱۳).
(49:13)
يَاأَيُّهَاالنَّاسُإِنَّاخَلَقْنَاكُممِّنذَكَرٍوَأُنثَىٰوَجَعَلْنَاكُمْشُعُوبًاوَقَبَائِلَلِتَعَارَفُواۚإِنَّأَكْرَمَكُمْعِندَاللَّهِأَتْقَاكُمْۚإِنَّاللَّهَعَلِيمٌخَبِيرٌ﴿١٣﴾۞
اینان معرفت را هویت تعریف میکنند و پاکیزگی را بحیث معیار تقرب نادیده میگیرند. ملاها و شیوخ اغلب نیز چنین میکنند. دو مثال آیات مربوط به حجاب و مربوط به برتری مجاهدان بر غیر مجاهدان است. در نخستی پاکیزگی یعنی حجاب باطنی را نادیده میگیرند و در دومی نادیده میگیرند که آیه مربوطه در مورد جهاد در راه الله است نه در راه دیگری و با نفس و مال خود نه به قوت بازوی مالی و نظامی دیگری.در دنیای امروز نیز عمل انسان میعار قضاوت است و در روز حساب نیز هرکه را درجه ایست بر اساس عمل وی(۴۶:۱۹)
وَلِكُلٍّدَرَجَاتٌمِّمَّاعَمِلُواۖوَلِيُوَفِّيَهُمْأَعْمَالَهُمْوَهُمْلَايُظْلَمُونَ﴿١٩﴾
[46:19] انصاریان
برایهرکدام [ازگروهمؤمنانوکافران] برپایهاعمالیکهانجامدادهانددرجاتیاست [کهدرآنقرارمیگیرند]،وتاخدااعمالشانرابهطورکاملبهآنانبدهد؛وآنانموردستمقرارنمیگیرند.
پاسخ من صریح و کوتاه است:
هرچه هستیم انسان باید بود!
دهم اکتوبر ۲۰۲۶