قاچاق مواد مخدر در افغانستان تحت حاکمیت طالبان

منابع مالی، شبکه‌های قاچاق و گسترش مواد مخدر صنعتی

 

قاچاق مواد مخدر در افغانستان یکی از پیچیده‌ترین مسائل امنیتی، اقتصادی و اجتماعی کشور است. افغانستان طی چند دهه به یکی از مهم‌ترین مراکز تولید تریاک در جهان تبدیل شده بود و اقتصاد مواد مخدر در بخش‌هایی از مناطق روستایی، شبکه‌های تجاری، مسیرهای قاچاق و مناسبات قدرت محلی ریشه دوانده است. بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، اعلام ممنوعیت کشت خشخاش در سال ۲۰۲۲ و کاهش چشمگیر تولید تریاک در سال ۲۰۲۳، ساختار این اقتصاد را دگرگون کرد؛ اما به معنای پایان قاچاق مواد مخدر نبود.

به گزارش شفقنا افغانستان؛ برای بررسی دقیق این موضوع باید میان سه مسئله تفاوت گذاشت: نقش تاریخی طالبان در اقتصاد مواد مخدر، درآمدهای احتمالی این گروه از مالیات‌گیری و شبکه‌های قاچاق و تحول بازار مواد مخدر پس از ممنوعیت کشت خشخاش. همچنین، ادعای اینکه تمام قاچاق مواد مخدر تحت مدیریت مستقیم طالبان انجام می‌شود یا درآمد آن منبع اصلی تأمین بودجه حکومت این گروه است، بدون شواهد تفکیک‌شده و قابل اتکا قابل اثبات نیست.

این گزارش این موضوعات را در کنار رشد احتمالی تولید و قاچاق مواد مخدر صنعتی به‌ویژه مت‌آمفتامین یا «شیشه» بررسی می‌کند.

تصویر کلی بازار مواد مخدر افغانستان

برای درک وضعیت کنونی، باید به این نکته توجه کرد که افغانستان فقط محل کشت خشخاش نبوده است؛ این کشور در طول سال‌ها به بخشی از زنجیره گسترده تولید، فرآوری، انبارداری، انتقال و توزیع مواد مخدر تبدیل شده است. در این زنجیره کشاورزان، دلالان، تولیدکنندگان هروئین، شبکه‌های حمل‌ونقل، تأمین‌کنندگان مالی و گروه‌های مسلح نقش‌های متفاوتی داشته‌اند.

گزارش‌های سازمان ملل نشان می‌دهند که پس از بازگشت طالبان به قدرت، ساختار این بازار دستخوش تغییرات مهمی شده است. ممنوعیت کشت خشخاش، کاهش عرضه تریاک و تغییر جغرافیای کشت در کنار نشانه‌های افزایش تولید و قاچاق مواد مخدر صنعتی، تصویری از یک بازار در حال تحول ارائه می‌کند.

تریاک و مشتقات آن

بازار سنتی

تریاک، مرفین و هروئین همچنان بخش مهمی از اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر افغانستان را تشکیل می‌دهند. ممنوعیت کشت، عرضه را کاهش داده اما ذخایر پیشین، قاچاق و اختلاف قیمت‌ها همچنان اهمیت دارند.

مت‌آمفتامین یا شیشه

بازار صنعتی و در حال تحول

گزارش‌های بین‌المللی از افزایش اهمیت تولید و قاچاق مت‌آمفتامین در افغانستان و کشورهای همسایه حکایت دارند. این بازار به کشت خشخاش وابسته نیست و به همین دلیل ممکن است در شرایط محدودشدن تولید تریاک اهمیت بیشتری پیدا کند.

آیا قاچاق مواد مخدر منبع مالی طالبان است؟

پاسخ مستند این است که اقتصاد مواد مخدر از نظر تاریخی یکی از منابع تأمین مالی طالبان بوده اما میزان درآمد فعلی این گروه از قاچاق و سهم آن در بودجه حکومت طالبان را نمی‌توان با اطمینان یکسان دانست.

در دوران شورش طالبان علیه دولت پیشین افغانستان و نیروهای بین‌المللی، این گروه از فعالیت‌های اقتصادی قانونی و غیرقانونی در مناطق تحت نفوذ خود درآمد کسب می‌کرد. اقتصاد تریاک به دلیل گردش مالی بالا، گستردگی جغرافیایی و وابستگی بسیاری از فعالان محلی به آن یکی از حوزه‌های مهم این درآمدزایی بود.

گزارش گروه ویژه اقدام مالی (FATF) درباره جریان‌های مالی مرتبط با تولید و قاچاق مواد افیونی افغانستان نیز از مشارکت گسترده طالبان در این تجارت، چه از طریق قاچاق و چه از راه بهره‌برداری مالی از آن سخن گفته است. با این حال این ارزیابی تاریخی را نباید بدون شواهد جدید به تمام ساختار اقتصادی طالبان پس از سال ۲۰۲۱ تعمیم داد.

سازوکارهای درآمدزایی طالبان از اقتصاد مواد مخدر

۱. مالیات‌گیری از تولید و تجارت

در گزارش‌های مربوط به دوره شورش، از اخذ عشر، زکات و دیگر پرداخت‌ها از کشاورزان، بازرگانان و فعالان اقتصاد مواد مخدر به‌عنوان یکی از روش‌های تأمین درآمد طالبان یاد شده است. میزان این درآمدها بسته به منطقه، دوره زمانی و میزان نفوذ گروه متفاوت بوده است.

۲. دریافت پول از شبکه‌های قاچاق

ارتباط با بازرگانان و قاچاقچیان می‌تواند از طریق دریافت عوارض، هزینه حفاظت یا حمایت از فعالیت‌های تجاری غیرقانونی، برای یک گروه مسلح درآمد ایجاد کند. با این حال وجود چنین سازوکارهایی در یک دوره یا منطقه به‌تنهایی اثبات نمی‌کند که تمام شبکه‌های قاچاق کنونی تحت فرمان مستقیم طالبان هستند.

۳. بهره‌برداری از زنجیره مالی غیررسمی

بازار مواد مخدر به شبکه‌های انتقال پول و ارزش متکی است. FATF توضیح می‌دهد که جریان‌های مالی این تجارت الزاماً از همان مسیرهایی عبور نمی‌کنند که محموله‌های مواد مخدر از آن‌ها منتقل می‌شوند. این مسئله ردیابی درآمدها و تشخیص سهم دقیق هر بازیگر را دشوار می‌کند.

آیا این درآمدها هزینه‌های حکومت طالبان را تأمین می‌کنند؟

برای پاسخ باید میان درآمد خود طالبان به‌عنوان یک گروه و حکومت، درآمد شبکه‌های قاچاق و درآمد کشاورزان و بازرگانان تفاوت گذاشت.

در دوره شورش، درآمدهای مرتبط با مواد مخدر می‌توانست به تأمین هزینه‌های عملیاتی، پرداخت به نیروها، خرید تجهیزات و حفظ شبکه‌های محلی کمک کند. اما پس از به‌دست‌گرفتن قدرت، طالبان به درآمدهای دیگری مانند مالیات‌های گمرکی، عواید داخلی، مالیات بر تجارت و سایر درآمدهای حکومتی نیز دسترسی پیدا کرده است.

بنابراین، نمی‌توان کل ارزش تجارت مواد مخدر افغانستان را درآمد طالبان به حساب آورد. همچنین، بدون حسابرسی شفاف و داده‌های تفکیک‌شده، نسبت‌دادن یک رقم مشخص از هزینه‌های جاری حکومت طالبان به درآمد قاچاق مواد مخدر قابل دفاع نیست. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ درباره نظام مالیاتی طالبان منتشر شد نیز بر نوسان درآمدها و دشواری اعتبارسنجی برآوردهای رایج تأکید دارد.

نکته مهم این است که حتی اگر درآمد مستقیم طالبان از تریاک کاهش یافته باشد، شبکه‌های قاچاق و اقتصاد غیرقانونی ممکن است همچنان برای برخی افراد، مقام‌های محلی، واسطه‌ها و گروه‌های مسلح سودآور باقی بمانند. در مقابل هر ادعای مشخص درباره مشارکت مستقیم مقام‌های کنونی طالبان در یک محموله یا شبکه معین، نیازمند شواهد مستقل است.

ممنوعیت کشت خشخاش؛ کاهش تولید به معنای پایان قاچاق نیست

طالبان در آوریل ۲۰۲۲ فرمان ممنوعیت کشت خشخاش و تولید و تجارت مواد مخدر را صادر کرد. اجرای این ممنوعیت در سال ۲۰۲۳ باعث کاهش کم‌سابقه سطح کشت و تولید تریاک شد. با این حال، تحولات سال‌های بعد نشان داد که پیامدهای این سیاست پیچیده‌تر از حذف کامل اقتصاد مواد مخدر است.

آمار کلیدی کشت و تولید تریاک

سطح کشت در ۲۰۲۲ :۲۳۲ هزار هکتار پیش از اجرای گسترده ممنوعیت.

سطح کشت در ۲۰۲۵ : ۱۰٬۲۰۰ هکتار، حدود ۹۶٪ کمتر از ۲۰۲۲

تولید تریاک در ۲۰۲۵ : ۲۹۶ تن،۳۲٪ کمتر از سال ۲۰۲۴ درآمد کشاورزان از فروش تریاک در ۲۰۲۵

۱۳۴ میلیون دلار : در برابر ۱.۷ تا ۲.۵ میلیارد دلار در ۲۰۲۱

منبع: دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC)، پیمایش تریاک افغانستان در سال ۲۰۲۵ و گزارش سازمان ملل درباره افغانستان.

این ارقام نشان می‌دهند که ممنوعیت کشت خشخاش تأثیر واقعی بر تولید داخلی داشته است. بنابراین درست نیست که کاهش تولید تریاک را نادیده بگیریم یا آن را صرفاً اقدامی نمایشی بدانیم. در عین حال کاهش تولید جدید با ازبین‌رفتن ذخایر قبلی، شبکه‌های قاچاق یا درآمدهای انباشته‌شده یکسان نیست.

سه عامل در تداوم قاچاق اهمیت دارند:

ذخایر انباشته‌شده: کاهش محصول سالانه لزوماً به معنای پایان عرضه نیست؛ بازرگانان ممکن است از ذخایر سال‌های گذشته استفاده کنند. میزان دقیق این ذخایر مشخص نیست.

تغییر مسیرهای تجارت: کاهش تولید در افغانستان می‌تواند بخشی از تجارت را به مسیرهای جایگزین یا مناطق دیگر منتقل کند.

افزایش قیمت و انگیزه بازگشت به کشت: در دوره پس از ممنوعیت، قیمت تریاک برای مدتی بسیار بالاتر از سطح پیش از ممنوعیت باقی ماند؛ این موضوع در صورت تضعیف نظارت یا نبود درآمد جایگزین، انگیزه بازگشت کشاورزان به کشت خشخاش را تقویت می‌کند.

آیا کاهش درآمد کشاورزان به معنای کاهش درآمد طالبان نیز هست؟

نه لزوماً، اما این احتمال وجود دارد که درآمد مستقیم ناشی از مالیات‌گیری از محصول تازه تریاک کاهش یافته باشد. درآمد یک گروه از اقتصاد مواد مخدر به حجم تولید، قیمت، ذخایر موجود، میزان کنترل بر مسیرهای تجاری و روش اخذ عوارض بستگی دارد.

به همین دلیل، افت درآمد کشاورزان از فروش تریاک را نمی‌توان مستقیماً معادل افت درآمد طالبان دانست. از سوی دیگر بدون داده‌های مالی معتبر نمی‌توان ادعا کرد که طالبان با انتقال فعالیت‌های خود به مواد مخدر صنعتی تمام درآمد ازدست‌رفته از تریاک را جبران کرده است.

گسترش مواد مخدر صنعتی؛ چرا مت‌آمفتامین اهمیت بیشتری پیدا کرده است؟

یکی از مهم‌ترین تحولات بازار مواد مخدر افغانستان، افزایش اهمیت مت‌آمفتامین یا شیشه است. برخلاف تریاک که تولید آن به کشت خشخاش وابسته است، مت‌آمفتامین در محیط‌های تولیدی غیرقانونی ساخته می‌شود و تولید آن می‌تواند به مواد اولیه شیمیایی یا منابع گیاهی حاوی افدرین مرتبط باشد.

گزارش هیئت بین‌المللی کنترل مواد مخدر سازمان ملل برای سال ۲۰۲۵ می‌گوید تولید مت‌آمفتامین در افغانستان در طول سال ۲۰۲۴ ظاهراً همچنان افزایش یافته است. این ارزیابی بر افزایش کشفیات مواد منتسب به افغانستان در کشورهای همسایه نیز تکیه دارد.

عوامل مؤثر بر رشد این بازار

۱. دسترسی به مواد اولیه

گزارش‌های بین‌المللی احتمال استفاده از گیاه افدرا و همچنین مواد شیمیایی وارداتی یا پیش‌سازهای دیگر را مطرح کرده‌اند. با این حال سهم دقیق هر یک از این منابع در تولید افغانستان هنوز روشن نیست.

۲. استقلال از زمین کشاورزی

تولید مت‌آمفتامین به زمین‌های وسیع کشاورزی وابسته نیست. بنابراین، ممنوعیت کشت خشخاش به‌تنهایی نمی‌تواند این نوع تولید را متوقف کند؛ مقابله با آن به شناسایی شبکه‌های تولید، کنترل مواد اولیه و همکاری اطلاعاتی میان کشورها نیاز دارد.

۳. بازار منطقه‌ای و فرامرزی

کشفیات مواد منتسب به افغانستان در ایران، کشورهای آسیای مرکزی، ترکیه و دیگر مناطق نگرانی‌ها درباره گسترش بازار فرامرزی شیشه را افزایش داده است. با این حال میزان کشفیات به حجم قاچاق، شدت بازرسی‌ها و کیفیت گزارش‌دهی کشورها نیز بستگی دارد.

آمار چه می‌گوید؟

بر اساس گزارش هیئت بین‌المللی کنترل مواد مخدر، ایران در سال ۲۰۲۴ حدود ۳۷.۲ تن مت‌آمفتامین کشف کرده است؛ رقمی که اندکی بیشتر از سال قبل بود. این آمار نشان‌دهنده ابعاد مهم مسئله مواد صنعتی در منطقه است، اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که تمام این محموله‌ها از افغانستان آمده‌اند یا مستقیماً به طالبان تعلق داشته‌اند.

همچنین، گزارش UNODC در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که هم‌زمان با افزایش کشفیات مت‌آمفتامین در افغانستان و کشورهای پیرامونی، قیمت این ماده در بازارهای مورد بررسی از اواخر ۲۰۲۴ کاهش یافته است. سازمان ملل دو توضیح احتمالی مطرح کرده است: افزایش ظرفیت تولید یا افزایش عرضه ناشی از ورود مواد از کشورهای دیگر. هنوز مشخص نیست کدام عامل سهم بیشتری داشته است.

این تمایز مهم است؛ زیرا افزایش کشفیات یا افت قیمت به‌تنهایی اندازه واقعی تولید را مشخص نمی‌کند. با این حال کنار هم قرارگرفتن این شاخص‌ها با گزارش‌های مربوط به ادامه تولید، نشانه‌ای جدی از تغییر ساختار بازار مواد مخدر منطقه است.

آیا طالبان در گسترش مواد مخدر صنعتی نقش دارد؟

در این موضوع باید میان سه سطح از شواهد تفکیک کرد:

۱. وجود تولید و قاچاق مواد صنعتی در افغانستان: گزارش‌های سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی این روند را تأیید می‌کنند.

۲. ناتوانی یا محدودیت در مهار کامل بازار: تداوم تولید و کشفیات منطقه‌ای نشان می‌دهد که ممنوعیت اعلام‌شده به حذف کامل تولید و قاچاق منجر نشده است.

۳. دخالت مستقیم طالبان در مدیریت تولید یا قاچاق شیشه: این ادعا به شواهد مشخص درباره افراد، شبکه‌ها، درآمدها و پیوندهای سازمانی نیاز دارد. داده‌های عمومی موجود برای نتیجه‌گیری قطعی درباره کنترل یکپارچه این بازار از سوی رهبری طالبان کافی نیستند.

اتحادیه اروپا نیز در ارزیابی سال ۲۰۲۵ خود درباره پیامدهای ممنوعیت مواد مخدر طالبان به تحولات بازار مت‌آمفتامین، تولید مبتنی بر افدرا و محدودیت‌های اطلاعات موجود اشاره کرده است. این گزارش بر لزوم بررسی دقیق‌تر ساختار تولید و قاچاق تأکید دارد.

از نظر تحلیلی، چند سناریو قابل بررسی است: برخی شبکه‌های قاچاق ممکن است مستقل از طالبان فعالیت کنند؛ برخی بازیگران محلی ممکن است با مقام‌ها یا افراد بانفوذ ارتباط داشته باشند و در موارد دیگر ممکن است از دریافت عوارض یا حمایت محلی برای فعالیت‌های غیرقانونی استفاده شود. اما این سناریوها را نباید بدون اسناد معتبر به‌عنوان واقعیت قطعی درباره کل ساختار طالبان معرفی کرد.

نکته دیگر آن است که مقابله با کشت خشخاش، به‌خودی‌خود نشان نمی‌دهد که همه اشکال مواد مخدر با شدت یکسان کنترل شده‌اند. برای سنجش واقعی سیاست مبارزه با مواد مخدر طالبان باید اطلاعات مربوط به آزمایشگاه‌های غیرقانونی، کشفیات مواد صنعتی، شبکه‌های توزیع، پیش‌سازهای شیمیایی و پیگرد مالی قاچاقچیان نیز بررسی شود.

پیامدهای گسترش مواد مخدر صنعتی برای جامعه افغانستان

گسترش مواد مخدر صنعتی تنها یک مسئله امنیتی یا مرتبط با قاچاق نیست؛ این روند پیامدهای مستقیمی برای سلامت عمومی، خانواده‌ها، نیروی کار و ثبات اجتماعی افغانستان دارد.

بر اساس ارزیابی منتشرشده از سوی دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل در ژوئن ۲۰۲۵ در سال ۲۰۲۳ حدود ۲۷ هزار نفر در افغانستان درگیر مصرف پرخطر مواد مخدر بودند؛ این گروه شامل ۲۶۷۰ زن و ۲۱۵۰ کودک زیر ۱۵ سال می‌شد. در این گزارش افزایش مصرف هروئین و مت‌آمفتامین نیز در مقایسه با برخی مواد سنتی‌تر مورد توجه قرار گرفته است.

در ارزیابی ملی مصرف مواد مخدر که سازمان ملل در فوریه ۲۰۲۶ منتشر کرد، افزایش مصرف مواد صنعتی و سوءمصرف دارویی نیز مورد تأکید قرار گرفت. این ارزیابی نشان می‌دهد که مسئله مواد مخدر در افغانستان فقط به تولید و قاچاق محدود نیست و الگوی مصرف داخلی نیز در حال تغییر است.

مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت عبارت‌اند از:

افزایش فشار بر نظام درمانی: وابستگی به مواد، مسمومیت و مشکلات روانی مرتبط با مصرف به خدمات درمانی تخصصی نیاز دارند؛ در حالی که دسترسی به درمان در بسیاری از مناطق محدود است.

تضعیف اقتصاد خانواده: هزینه تهیه مواد، کاهش توان کار و درآمد و پیامدهای اجتماعی اعتیاد می‌توانند فقر خانوارها را تشدید کنند.

آسیب‌پذیری جوانان: بیکاری، فقر، ناامنی اقتصادی و نبود فرصت‌های اجتماعی می‌توانند آسیب‌پذیری افراد را در برابر مصرف پرخطر افزایش دهند.

افزایش هزینه‌های امنیتی و اجتماعی: گسترش شبکه‌های قاچاق و وابستگی به مواد می‌تواند فشار بیشتری بر نهادهای درمانی، انتظامی و خدمات اجتماعی وارد کند.

در نتیجه مبارزه با قاچاق بدون گسترش خدمات درمان اعتیاد، پیشگیری و حمایت اقتصادی از خانواده‌های آسیب‌پذیر، نمی‌تواند پاسخ کاملی به مسئله مواد مخدر در افغانستان باشد.

مسیرهای قاچاق و پیامدهای منطقه‌ای

موقعیت جغرافیایی افغانستان این کشور را به یکی از نقاط مهم ارتباط میان بازارهای مواد مخدر در جنوب آسیا، آسیای مرکزی، خاورمیانه و مسیرهای منتهی به اروپا تبدیل کرده است.

گزارش‌های سازمان ملل مسیرهای مختلف انتقال مواد افیونی و مت‌آمفتامین را بررسی کرده‌اند. با این حال مسیرهای قاچاق بسته به نوع ماده، مقصد نهایی، فشارهای مرزی و شرایط بازار تغییر می‌کنند و نمی‌توان یک مسیر ثابت را برای تمام محموله‌ها در نظر گرفت.

سه پیامد منطقه‌ای اهمیت ویژه‌ای دارند:

نخست، افزایش فشار بر کشورهای همسایه. ایران و کشورهای آسیای مرکزی در خط مقدم مقابله با انتقال مواد مخدر از افغانستان و بازارهای مرتبط قرار دارند. کشفیات مواد صنعتی و افیونی هزینه‌های امنیت مرزی، آزمایش‌های تشخیص و مقابله با شبکه‌های سازمان‌یافته را افزایش می‌دهد.

دوم، تغییر جغرافیای تولید. کاهش تولید تریاک در افغانستان ممکن است به انتقال بخشی از فعالیت‌های غیرقانونی به مناطق دیگر منجر شود. سازمان ملل این احتمال را در چارچوب پدیده‌ای بررسی می‌کند که در آن فشار بر بازار غیرقانونی در یک کشور، بخشی از فعالیت‌ها را به مناطق دیگر منتقل می‌کند؛ هرچند اندازه این جابه‌جایی هنوز به‌طور کامل روشن نیست.

سوم، دشوارترشدن شناسایی منشأ و شبکه‌های مسئول. در بازار مواد صنعتی، صرف کشف یک محموله برای تعیین محل تولید، هویت تولیدکننده یا ارتباط آن با یک گروه سیاسی کافی نیست. تحلیل‌های آزمایشگاهی، اطلاعات مالی، تحقیقات قضایی و همکاری بین‌المللی برای شناسایی مسئولان واقعی ضروری‌اند.

چرا ارزیابی مالی قاچاق مواد مخدر دشوار است؟

یکی از خلأهای اصلی در بحث تأمین مالی طالبان، نبود اطلاعات شفاف درباره میزان درآمد مستقیم این گروه از قاچاق مواد مخدر در سال‌های اخیر است.

برای برآورد معتبر این درآمد، دست‌کم باید پنج متغیر جداگانه بررسی شود:

شاخص

اهمیت

ارزش کل تولید و فروش مواد مخدر

اندازه بازار را نشان می‌دهد، نه درآمد طالبان را

میزان مالیات و عوارض اخذشده

درآمد مستقیم احتمالی از فعالیت‌های مرتبط را روشن می‌کند

سهم شبکه‌های مستقل قاچاق

مانع نسبت‌دادن کل سود بازار به طالبان می‌شود

درآمد حاصل از مواد صنعتی

برای سنجش تحول منابع مالی غیرقانونی اهمیت دارد

هزینه‌ها و درآمدهای رسمی حکومت

امکان مقایسه سهم مواد مخدر با دیگر منابع درآمدی را فراهم می‌کند

گزارش FATF درباره جریان‌های مالی مواد افیونی افغانستان نیز بر دشواری ردیابی پول و تفاوت میان مسیر انتقال مواد و مسیر انتقال درآمدهای حاصل از آن تأکید دارد. پژوهش دانشگاهی منتشرشده در سال ۲۰۲۵ نیز نشان می‌دهد که برآورد درآمد طالبان به دلیل تغییرات قیمت، تولید، قلمرو و شیوه‌های مالیات‌گیری با عدم قطعیت قابل توجهی همراه است.

ازاین‌رو اگر گزارشی ادعا کند که طالبان سالانه مبلغ مشخصی از قاچاق شیشه یا هروئین به دست می‌آورد، باید مشخص کند این رقم بر چه داده‌هایی استوار است، چه دوره‌ای را پوشش می‌دهد و آیا درآمد مستقیم طالبان را اندازه‌گیری می‌کند یا ارزش کل تجارت مواد مخدر را.

و در آخر

شواهد موجود تصویری دوگانه از سیاست مواد مخدر طالبان ارائه می‌کنند. از یک سو ممنوعیت کشت خشخاش به کاهش چشمگیر تولید تریاک منجر شده است؛ از سوی دیگر، اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر به‌طور کامل از میان نرفته و تولید و قاچاق مت‌آمفتامین به یکی از نگرانی‌های جدی منطقه تبدیل شده است.

از نظر تأمین مالی نیز سابقه تاریخی طالبان در بهره‌برداری از اقتصاد مواد مخدر مستند است، اما برای اثبات اینکه این تجارت در حال حاضر منبع اصلی تأمین هزینه‌های حکومت طالبان است، به اطلاعات مالی دقیق‌تری نیاز داریم. رشد بازار شیشه نیز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که طالبان مستقیماً مدیریت آن را برعهده دارد یا درآمدهای آن جایگزین کامل درآمد تریاک شده است.

در نهایت، ارزیابی موفقیت سیاست مبارزه با مواد مخدر نباید صرفاً به میزان کاهش سطح کشت خشخاش محدود بماند. کاهش پایدار قاچاق مستلزم مقابله با شبکه‌های مالی و تولیدی، جلوگیری از گسترش مواد صنعتی، ایجاد فرصت‌های اقتصادی جایگزین برای کشاورزان و تقویت خدمات درمان اعتیاد است.

 

 


بالا
 
بازگشت