شفیع عیار
۱۴۳۱- جمیل قادری

برنامه های ویودیویی شفیع عیار

برنامه های تازه
جمهوری پنجم : رزاق مامون

عثمان نجیب : برنامه‌ی های گفتاری گذرگاه
پیام عيدی من به جوانان خراسانی، خردورزی کاربرد اندیشه و گفتار تان باشد‌

دیپلوماسی روز

احمدشاه راستا
برنامه های فیس بوکی و یوتیوب تلویزیونی پندارها و گفتارها

بحث های ویدویویی نبی هیکل
بحث های ویدویویی بیشتر

تلويزيون های افغانی
انجمن حقوقدانان افغان در اروپا









عثمان نجیب : تاجیک، یا معدوم، ستم‌دیده ‌یا تباه شده؟

عطأالله عنایت رادمرد
درمان بلند مدت بمنظور ازمیان برداشتن تومور بی ثباتی


بصیر دهزاد
نظری به تشکیل حکومت های « در تبعید» ،  امروز و آینده افغانستان در گرو یک اندیشه ملی


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
د روسیی او اوکراین د اوربند په اره ملندی به دوام ولری


زمانه
سریال کابل: روایتی چندصدایی از شکست غرب در افغانستان


ایراس
ایراس : تحلیل مذاکرات رسمی دولت ترامپ با طالبان


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
رعایت ادب در برابر فاشیزم مانند امضای حکم اعدام خود است


ایراس
پیامدهای اقتصادی جنگ اوکراین برای آسیای مرکزی


عبدالوکیل کوچی
عید آرزوها


افغان
آمد آمد ی عید فطردرجهان ومادروطنم


مهرالدین مشید
طالبان در گیر یک کشتی نرم درونی و منطقه ای و فرامنطقه ای


سید علی موجانی
امارت سوم طالبان و آیندۀ پیش‌روی آن؟


اسماعیل فروغی
" زَل " ، باز به کابل برگشته است


جنرال عبدالواحد خرم
چند دور انتخابات و دموکراسی بدنام


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
مذاکره برای صلح پایدار در اوکراین


فرزاد رمضانی بونش
عدم موفقیت طالبان در به‌ رسمیت شناخته شدن توسط جامعه بین‌الملل


مهرالدین مشید
دگرگونی های ژرف و گسترده و چالش های فکری و اعتقادی


پوهندوی دوکتور سیدحسام مل
نسل کشی ساختاری جیست؟


عبدالوکیل کوچی
عید دارا وعید نادار




سراج ادیب
افغانستان در آیینه رویداد تاریخ در سال ۱۴۰۳ خورشیدی _رویداد ماه ثور ۱۴۰۳


الحاج عبدالواحد سيدی
اسلام از سپیده دم تا ایندم_جلد پنجم فوائد الفواد اثر امیر حسن علاء سجزی دهلوی


سلیمان راوش
نوروز نگارینه از هویت ملی ‍ّ فرهنگی ما







عتيق شاهد :کارتونهای تازه




 


 
 


 

 

 

 

پنجشنبه ۱۴ حمل  ۱۴۰۴ خورشیدی برابر با ۳ اپریل ۲۰۲۵ میلادی

 

 

مهلت خروج مهاجران غیرمجاز افغان از پاکستان برای یک هفته تمدید شد

مهلت خروج مهاجران غیرمجاز افغانستانی از کشور پاکستان که روز گذشته ضرب الاجل آن به پایان رسیده بود، اکنون به علت تعطیلات عید فطر برای یک هفته دیگر تمدید شد.

به گزارش خبرنگار ایرنا، طبق آخرین ضرب الاجل دولت اسلام‌آباد برای خروج اتباع افغانستان از پاکستان، قرار بر این بود همه اتباع خارجی غیرمجاز از جمله دارندگان کارت هویت افغان تا روز دوشنبه ۳۱ مارس (۱۱ فروردین) از این کشور خارج شوند.

این مهلت روز ۱۲ فروردین به پایان رسید و قرار بود روند شناسایی و اخراج اتباع افغانستان آغاز شود اما با توجه به تعطیلات رسمی عید فطر در پاکستان و عدم فعالیت مراجع ذیربط در این ایام زمزمه‌هایی از تصمیم دولت اسلام‌آباد برای تمدید مهلت خروج اتباع افغانستانی شنیده شد.

رسانه‌های پاکستانی امروز به نقل از یک مقام ارشد این کشور گزارش دادند که مهلت خروج اتباع افغانستان از پاکستان به علت تعطیلات رسمی عید فطر تا هفته آینده تمدید شد.

محسن‌ نقوی وزیر کشور پاکستان دیروز در شهر لاهور در دیدار با شهباز شریف نخست وزیر، وی را در جریان آخرین تحولات مرتبط با وضعیت بازگرداندن اتباع افغان به کشورشان قرار داد. رسانه‌های پاکستانی دوشنبه گذشته گزارش دادند که از نوامبر سال ۲۰۲۳ تا روزهای اخیر حدود ۸۶۰ هزار تبعه افغانستان از پاکستان به کشور خود بازگشته‌اند.

دولت ایالت خیبرپختونخوا در شمال غربی پاکستان به عنوان استان همجوار مرزی با افغانستان با اعلام اختلاف خود با تصمیم دولت اسلام‌آباد گفت که باید در طرح خروج افغانستانی‌ها از پاکستان که اکثریت آنان در ایالت خیبرپختونخوا ساکن هستند تجدید نظر شود.

منابع خبری در افغانستان با اشاره به نگرانی‌های حکومت سرپرست این کشور نسبت به اخراج اتباع افغان از کشورهای همسایه گزارش دادند که‌ کابل خواهان بازگشت داوطلبانه افغانستانی ها به کشور استمولوی عبدالکبیر سرپرست وزارت امور داخلی افغانستان، از کشورهای همسایه خواسته است تا روند اخراج را متوقف کرده و به افغان‌ها اجازه دهند تا داوطلبانه به کشور خود بازگردند.

هم اکنون حدود ۲۵ هزار تبعه افغانستانی که پس از سقوط دولت سابق کابل به شهرهای مختلف پاکستان مهاجرت کرده‌اند از تابستان ۲۰۲۱ تا امروز منتظر انتقال به کشورهای ثالث از جمله آمریکا هستند. با این حال پس از فرمان اجرایی اخیر دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا برای تعلیق روند انتقال اتباع افغانستانی به ایالات متحده، وضعیت این دسته از شهروندان افغانستانی در پاکستان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

 

روسیه با حذف نام طالبان از فهرست گروه‌های تروریستی در پی چیست؟

افغانستان انترنیشنل : روسیه اخیراً گام‌هایی برای مشروعیت‌بخشی به رژیم طالبان در افغانستان برداشته است. ماه گذشته میلادی، دفتر دادستان کل روسیه رسماً از دیوان عالی این کشور درخواست کرد تا طالبان را از فهرست سازمان‌های تروریستی حذف کند.

با وجود اینکه روسیه طالبان را از سال ۲۰۰۳ به‌عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده بود، اما مقام‌های ارشد روسی چندین دیدار دیپلوماتیک با نمایندگان این گروه برگزار کرده و تعامل با طالبان را برای ثبات افغانستان و مقابله با گروه‌هایی مانند داعش ضروری می‌دانند.

در دسامبر ۲۰۲۴، دومای دولتی روسیه لایحه‌ای را تصویب کرد که حذف طالبان از فهرست سازمان‌های تروریستی ممنوعه را تسهیل می‌کند؛ گامی که نشان‌دهنده حرکت به سوی به‌رسمیت‌شناختن رسمی این گروه است.

موسسه مطالعاتی رابرت لنسنگ در مطلبی نوشت که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، طالبان را «متحد قابل اعتماد» در مبارزه با تروریسم خوانده است، اظهارنظری که تغییر قابل‌توجهی در موضع رسمی روسیه نسبت به این گروه را نشان می‌دهد.

این اقدامات بیانگر منافع استراتژیک روسیه در تعامل با طالبان برای گسترش نفوذ این کشور در آسیای مرکزی و رسیدگی به نگرانی‌های امنیتی منطقه‌ای است.

این مرکز نوشت که تعامل فزاینده روسیه با رژیم طالبان در افغانستان، نگرانی‌های ژئوپلیتیکی جدی را به دنبال داشته است. با اینکه طالبان در بسیاری از کشورها، از جمله خود روسیه، به‌عنوان یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود، مسکو روابط دیپلوماتیک خود را با این گروه حفظ کرده و حمایت اقتصادی و سیاسی از آن ارایه داده است

اهداف روسیه از تعامل روزافزون با طالبان 

نویسنده مطلب نوشت که روسیه نگران است که بی‌ثباتی در افغانستان به گسترش افراط‌گرایی و تروریسم به آسیای مرکزی منجر شود، منطقه‌ای که مسکو آن را در حوزه نفوذ خود می‌داند.

مسکو با تعامل با طالبان، به دنبال رویکرد امنیتی همکاری‌جویانه‌ است تا نفوذ گروه‌هایی مانند داعش خراسان را محدود کند. رابطه طالبان و داعش شاخه خراسان پیچیده و متمایز از روابط کلی روسیه و طالبان است.

برخلاف طالبان که به دنبال کنترول بر قلمرو افغانستان است، داعش خراسان در پی ایجاد یک خلافت جهادی جهانی است و طالبان را به اندازه کافی افراطی نمی‌داند. از سال ۲۰۱۵، داعش شاخه خراسان حملات مرگباری علیه طالبان و غیرنظامیان در افغانستان انجام داده است. طالبان نیز به شدت با این گروه مبارزه کرده و همین امر زمینه‌ساز نزدیکی آن با روسیه شده است.

نویسنده باور دارد که روسیه داعش خراسان را تهدیدی امنیتی می‌بیند، به‌ویژه به دلیل توانایی این گروه در جذب نیرو از آسیای مرکزی. سرویس‌های اطلاعاتی روسیه درباره برنامه‌های داعش شاخه خراسان برای هدف قرار دادن مسکو و متحدانش در منطقه هشدار داده‌اند. با این حال، مسکو علی‌رغم ماهیت افراطی طالبان، این گروه را نیرویی تثبیت‌کننده وضعیت در افغانستان می‌داند.

در مقابل، ایالات متحده با هر دو گروه طالبان و داعش خراسان مخالف است، اما تمرکز سیاست ضدتروریستی‌اش بر داعش خراسان است و با حملات پهپادی و عملیات اطلاعاتی، رهبران این گروه را هدف قرار داده است. همکاری روسیه و طالبان می‌تواند تلاش‌های ایالات متحده را با ایجاد محیطی امنیتی که اجرای ماموریت‌های ضد داعش را دشوارتر می‌کند، پیچیده سازد.

روسیه و طالبان ممکن است مکانیزمی برای اشتراک اطلاعات علیه داعش ایجاد کنند که این امر ایالات متحده را از عملیات ضدتروریستی کنار می‌گذارد و روسیه را به قدرت خارجی کلیدی تبدیل می‌کند که سیاست‌های امنیتی داخلی افغانستان را هدایت می‌کند.

مواجهه با ایالات متحده

موسسه رابرت لنسنگ نوشت که سیاست روسیه در قبال طالبان به‌طور تنگاتنگ با رویارویی گسترده‌تر آن با ایالات متحده پیوند خورده است.

مسکو با تعامل با طالبان قصد دارد میراث مداخله ایالات متحده در افغانستان را تضعیف کند و خروج واشنگتن را به‌عنوان یک شکست به تصویر بکشد؛ روابط خود را با رژیم‌های ضدغربی تقویت کند؛ از رابطه با طالبان به‌عنوان اهرمی در مذاکرات دیپلوماتیک با ایالات متحده، به‌ویژه در موضوع تحریم‌ها و درگیری‌های ژئوپلیتیکی، بهره ببرد.

با وجود اینکه طالبان به‌طور رسمی یک سازمان تروریستی شناخته می‌شود، روسیه رویکردی عمل‌گرایانه در تعامل با این گروه در پیش گرفته است. این تناقض را می‌توان این‌گونه توضیح داد:

روسیه منافع ژئوپلیتیکی عملی را بر سازگاری ایدئولوژیکی ترجیح می‌دهد؛ مسکو طالبان را قدرت واقعی در افغانستان می‌داند و تعامل با آن را برای تامین منافع خود ضروری می‌بیند؛ روسیه سابقه‌ای طولانی در تعامل با گروه‌های شبه‌نظامی دارد، زمانی که این امر با نیازهای استراتژیکش هم‌راستا باشد، مشابه سیاست‌هایش در سوریه و افریقا.

حمایت روسیه از طالبان بر پایه ملاحظات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی استوار است. این سیاست اگرچه به منافع استراتژیک مسکو هم‌راستاست، اما چالش‌هایی جدی برای ایالات متحده و اتحادیه اروپا در زمینه ضدتروریسم، ثبات منطقه‌ای و نفوذ ژئوپلیتیکی ایجاد می‌کند. تعامل روبه‌رشد روسیه با طالبان می‌تواند ردپای استراتژیک مسکو را در افغانستان گسترش دهد و نفوذ ایالات متحده در منطقه را به حداقل برساند.

 

چهره شماره ۲ طالبان همچنان از صحنه غایب است

اندپندنت فارسی : عباس استانکزی، معاون وزارت خارجه طالبان، دو ماه پس از خروج از افغانستان همچنان در محافل این گروه غایب است و در امارات متحده عربی در انزوا زندگی می‌کند.

استانکزی اواخر ژانویه، پس از آنکه در یک سخنرانی از تصمیم رهبر طالبان در زمینه تحصیل و اشتغال زنان انتقاد کرد، از افغانستان خارج شد. در فایل‌های صوتی منتشرشده از سخنرانی او، استانکزی ملا هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، را به ایجاد «یک نظام استبدادی» متهم می‌کند و می‌گوید: «تو تنها تا زمانی که در راه خدا گام برمی‌داری، رهبر مایی؛ اگر حتی یک قدم از راه منحرف شوی، دیگر رهبر من نیستی و تو را به رسمیت نمی‌شناسم.»

پس از خروج او از افغانستان، چند فایل صوتی دیگر نیز از دیدارهایش در دبی منتشر شد که در آن‌ها از اعضای طالبان می‌خواهد رهبرشان را پرستش نکنند و او را به‌ جای پیامبر یا خدا ننشانند.

استانکزی در دست‌کم یک دهه گذشته یکی از چهره‌های کلیدی طالبان در گفتگو با طرف‌های مختلف، به‌ویژه ایالات متحده بود. با تاسیس دفتر سیاسی طالبان در قطر در سال ۲۰۱۳، او به این کشور رفت و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ به‌طور رسمی مدیریت این دفتر را بر عهده داشت. استانکزی که دانش‌آموخته علوم سیاسی در کابل و علوم نظامی در هند است، در سال ۱۹۹۶ دو سال پس از ظهور طالبان، به این گروه پیوست و به‌دلیل تسلط بر زبان انگلیسی و توانایی برقراری ارتباط با رسانه‌ها و دیپلمات‌های غربی، به‌سرعت به یکی از چهره‌های شناخته‌شده در صفوف طالبان تبدیل شد.

او متولد ۱۹۶۳ در شهرستان بره‌کی برک ولایت لوگر در شرق افغانستان است و بر اساس جناح‌بندی‌های داخلی طالبان، متحد شبکه حقانی شناخته می‌شود؛ شبکه‌ای که پایگاه مردمی‌ آن در شرق افغانستان قرار دارد.

استانکزی در چهار سال حاکمیت نخست طالبان، در مقام‌های معاونت وزارت بهداشت و وزارت خارجه کار کرد، اما در دور دوم حاکمیت طالبان، با وجود انتظار ارتقای جایگاه، تنها سمت معاونت وزارت خارجه نصیب او شد.

او به‌ دلیل نقش برجسته‌اش در مذاکرات طالبان با آمریکا و تسلط بر زبان‌های انگلیسی، اردو، پشتو و فارسی، به چهره اصلی جریان موسوم به «طالبان میانه‌رو» یا «طالبان شماره ۲» تبدیل شد. بسیاری از رسانه‌های به‌ویژه غربی‌ها با گفتگوهای مکرر با استانکزی، تغییر احتمالی رویکرد طالبان به حقوق بشر، آموزش و جایگاه زنان را بازتاب می‌دادند و استانکزی نیز در این مصاحبه‌ها تاکید می‌کرد که این موارد با تفکرات طالبان با در تضاد نیستند.

با وجود این، او در چهار سال گذشته از حلقه تصمیم‌گیری طالبان دور نگه داشته شد. به‌گفته منابعی در میان مخالفان طالبان، دلیل اصلی مخالفت‌های علنی و تند استانکزی با رهبر این گروه، اتهاماتی است که درباره سوءاستفاده‌های مالی در زمان حضورش در دفتر طالبان در قطر مطرح شده‌اند. یکی از منابع مطلع گفته که استانکزی در آن دوره، مبالغ هنگفتی از منابع مختلف دریافت و بخشی از آن را در امارات سرمایه‌گذاری کرده است؛ جایی که خانواده‌اش نیز آنجا زندگی می‌کنند. این منابع می‌گویند او به‌دلیل این اتهامات، اعتماد رهبر طالبان را از دست داد و به همین دلیل، در زمان تشکیل کابینه در سپتامبر ۲۰۲۱، نامش از فهرست افراد وزرا و  سایر مناصب کلیدی حذف شد.

پس از بازگشت طالبان به قدرت، برخی فرماندهان رده‌پایین طالبان از تبعیض‌های قومی، تعصب‌های زبانی و نادیده‌ گرفتن سهمشان در جنگ انتقاد کردند، اما به‌ندرت کسی تصمیم‌های ملا هبت‌الله آخندزاده را مستقیم به چالش کشید.

سخنان جنجالی عباس استانکزی در ماه ژانویه درباره سیاست‌های رهبر طالبان در زمینه تحصیل و اشتغال زنان، نه‌تنها خشم رهبر این گروه را برانگیخت، بلکه در میان افراد وفادار به ملا هبت‌الله هم نارضایتی گسترده‌ای ایجاد کرد و یوسف وفا، والی طالبان در بلخ که از نزدیک‌ترین افراد به رهبر طالبان و عضو حلقه قندهار است، از استانکزی به دادگاه نظامی طالبان شکایت کرد.

وفا روز یکشنبه در مراسم نماز عید فطر در مزارشریف، به منتقدان رهبر طالبان هشدار داد و گفت: «همه مسئولان آگاه باشند که به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهیم نظام را تخریب کند.» او بدون ذکر نام استانکزی، گفت برخی تلاش می‌کنند «با زبان، با دست، با جنگ فکری و به بهانه‌های دیگر» نظام را زیر سوال ببرند. وفا هشدار داد که رژیم طالبان با ریخته‌شدن خون‌های بسیار برپا شده است و هیچ‌کس اجازه ندارد آن را تخریب کند.

با اینکه وفا مستقیم از استانکزی نام نبرد، هواداران او در شبکه‌های اجتماعی به این سخنان واکنش نشان دادند و آن را غیرعاقلانه دانستند. این موضوع در سه روز گذشته به محور جدل‌های لفظی میان برخی اعضای طالبان بدل شد و شماری نیز از شدت یافتن اختلاف‌ها میان مقام‌های این گروه ابراز تاسف کرده‌اند.

به‌نظر می‌رسد استانکزی از ترس رویارویی با خشم ملا هبت‌الله، از سمت معاونت وزارت خارجه کناره گرفته و زندگی در انزوا را ترجیح داده است. از زمان خروج او از افغانستان، کرسی‌ او در وزارت خارجه طالبان همچنان خالی مانده و کسی به‌جای او منصوب نشده است.

 

معنای نیابتی‌خواندن طالبان از سوی امریکا

۸ صیح : دود برخاسته از سفر هیات امریکایی به کابل فرونخوابیده است که تیمی بروس، سخن‌گوی وزارت خارجه ایالات متحده، از گروه طالبان در کنار حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و جنبش فلسطینی حماس به‌مثابه نیروی نیابتی جمهوری اسلامی ایران یاد کرده است که به‌زعم او، خطری برای منافع امریکاست. خانم بروس در حالی چنین می‌گوید که در چند هفته اخیر قصه تعامل امریکا با طالبان زیاد داغ شده است؛ طوری‌که بسیاری گمان می‌کنند که این گروه موفق به اقناع کاخ سفید برای پذیرش وضعیت موجود در افغانستان شده است.

در خصوص اظهارات این مقام رسانه‌ای دولت دونالد ترمپ، ذکر چند نکته مهم به نظر می‌خورد:

۱-‌ اکنون ممکن است کسانی تصور کنند که سیاست خارجی امریکا در قبال طالبان برپایه روایتی استوار است که خانم بروس بیان کرده است؛ اما اگر به ترکیب تیم تصمیم‌گیرنده ترمپ توجه کنیم، به این درک نایل می‌شویم که در فقدان راهبرد روشن در قبال افغانستان به‌سر می‌برد. در اطراف ترمپ کسانی حضور دارند که برایش ارادت ویژه دارند و حرفش را دربست می‌پذیرند و به کرسی می‌نشانند. البته ترمپ هم هوای آن‌ها را دارد و در قبال آن‌چه می‌گویند و انجام می‌دهند، زود مواخذه‌شان نمی‌کند که چشم‌پوشی‌ از افشای ماجرای لحظه راه‌اندازی عملیات نظامی علیه حوثی‌ها می‌تواند یک نمونه تازه و روشن باشد. این وضعیت سبب شده است تا اطرافیان ترمپ در قبال بحران‌های جاری در برخی نقاط دنیا از جمله افغانستان، بی‌پروا دیدگاه خود را بیان کنند. برای نمونه، ترمپ به کابل هیات اعزام می‌کند، بدون آن‌که در این خصوص ابراز نظر کند. در حالی ‌که هر چند هفته یک بار درباره پس‌گرفتن سلاح‌های امریکایی و ماجرای تخلیه پایگاه بگرام حرف می‌زند. همین چند روز قبل جی دی ونس، معاون ترمپ، طالبان را یکی از بدترین سازمان‌های تروریستی در جهان خواند. در سوی دیگر، وزیران خارجه، دفاع و مشاور امنیت ملی ترمپ که طالب‌ستیز خوانده می‌شوند، خاموشند. در خصوص بحران غزه، اوکراین و ایران هم با تغییر ساعت‌ها تغییر موضع می‌دهد و راهبرد نهایی‌اش روشن نشده است. با توجه به این نکات، می‌شود گفت که نیابتی‌خواندن طالبان از سوی خانم بروس، نماینده‌گی از سیاست خارجی امریکا در قبال وضعیت فعلی افغانستان نمی‌کند و می‌تواند در قالب دیدگاه‌های شخصی و اظهارات رسانه‌ای اطرافیان ترمپ جا ‌گیرد.

۲- اظهارات این مقام امریکایی در تضاد با سیاست دولت‌های افغانستان پس از ظهور طالبان دارد: نیابتی‌خواندن این گروه برای پاکستان. دولت مجاهدین و بعد هم دولت‌های حامد کرزی و محمداشرف غنی، پیوسته طالبان را نیروی نیابتی پاکستان عنوان کرده‌اند؛ به‌گونه‌ای که همین حالا هم اکثریت مطلق نیروهای سیاسی افغانستان چنین می‌اندیشند و برای همین، جنگ این گروه و اسلام‌آباد را ساخته‌گی می‌دانند. در این میان، کرزی بیش از دیگران حساس بود و غالباً با امریکایی‌ها بر سر حمایت اسلام‌آباد از طالبان دعوای جدی داشت و ادعایش هم مورد قبول واشنگتن واقع نمی‌شد؛ تا این‌که رهبر القاعده در خاک پاکستان کشته شد و رویکرد کاخ سفید هم به مساله قدری متحول گشت. حالا که سخن‌گوی وزارت خارجه امریکا بدون آن‌که به پیوسته‌گی رابطه پاکستان و طالبان اشاره کند، این گروه را چون سایر گروه‌های موسوم به «محور مقاومت» در خاور میانه، نیروی نیابتی ایران خوانده است، جالب توجه است و چهارچوب سیاست رسمی دولت‌های قبلی افغانستان را نقض می‌کند. البته این به این معنا نیست که دولت‌های کرزی و غنی از رفتار ایران راضی بودند و ساخت‌وپاخت این کشور با طالبان را جدی نمی‌گرفتند. دولت‌های پیشین بارها به نشانی جمهوری اسلامی اعتراض کردند؛ اما درک‌شان این بود که حمایت تهران از طالبان به میزان اسلام‌آباد نیست، در عین حال که بر این گروه کنترل و نفوذ چشم‌گیری هم ندارد.

۳- سکوت طالبان هم نشان می‌دهد که حرف این مقام امریکایی مایه آزارشان نشده است؛ ورنه این گروه ظاهراً در قبال اظهارات خارجی‌ها زود برمی‌آشوبد و واکنش سریع نشان می‌دهد. معلوم است وقتی طالبان به نیابت از ایران عمل کنند، امریکا به افغانستان زیر اداره این گروه هیات نمی‌فرستد. همچنان از ارسال کمک مالی به این گروه نه‌تنها اجتناب می‌کند، بلکه به سرنوشت حماس، حزب‌الله و حوثی‌ها گرفتارش می‌کند. در سوی دیگر، طالبان هم به‌گونه آشکار نمی‌گویند که منابع زیرزمینی افغانستان به‌مثابه «ثروت بکر»، آماده استخراج از سوی شرکت‌های امریکایی است؛ نکته‌ای که حتا چین و روسیه را می‌تواند بیازارد. گذشته از آن، عقل حکم می‌کند در شرایطی که بیم وقوع درگیری میان ایران و امریکا متصور است، اظهارات طرف امریکایی به‌گونه‌ای باشد که طالبان از تهران فاصله گیرند و جمهوری اسلامی از ناحیه همسایه شرقی‌اش نگران شود. لذا می‌شود گفت که اظهارات خانم بروس به میزانی حایز اهمیت نیست که معادلات جاری در افغانستان و فراتر از آن را به هم بزند.

۴- طالبان نیک می‌فهمند که با نیابتی‌شدن برای ایران چیزی گیرشان نمی‌آید که هیچ، بلکه خیلی زیان هم می‌کنند. ایران خود با اصنافی از چالش‌های بزرگ داخلی و خارجی سردچار است که برای طالبان به‌خوبی قابل فهم است. پس این گروه نمی‌خواهد در بدل وابسته‌گی بی‌حاصل به ایران، از حمایت قدرتی به بزرگی امریکا محروم بماند. تنها اهمیت ایران در این است که با افغانستان مرز مشترک دارد و ضمن میزبانی از میلیون‌ها مهاجر، رد پایش در مناقشه افغانستان دیده می‌شود؛ ورنه طالبان به تامین رابطه با آن زیاد بها نمی‌دهند. همین اکنون هم طالبان سعی می‌کنند شأن فراتر از همسایه‌گی برای ایران قایل نشوند؛ اعتباری که برای برخی جمهوری‌های آسیای میانه قایلند. برعکس، جمهوری اسلامی به‌غایت سعی به خرج می‌دهد تا طرف اعتماد طالبان واقع شود. ایران برای فعلاً طالبان را تنها نیروی مسلط بر افغانستان می‌داند که به این زودی به مقاومت علیه این گروه چشم امید نخواهد دوخت. پس می‌خواهد اگر در تعامل با طالبان سود نکند، زیان هم نکند.

۵- ترمپ در قبال آن‌چه طالبان در افغانستان در بیش از سه سال گذشته انجام داده‌اند، ساکت است. ایجاد دولت فراگیر در افغانستان که مبتنی بر اساسات دموکراسی باشد، برای ترمپ زیاد اهمیت ندارد و موضع خودش و اطرافیانش در زمینه ناروشن است. دولت قبلی امریکا به‌رغم آن‌که در معرض هجمه‌های سنگین از هر سو قرار داشت، ظاهراً تامین حقوق بشر در افغانستان را شرط اساسی و عدول‌ناپذیر در تعاملش با طالبان عنوان کرده بود. حالا راهبرد ترمپ در قبال افغانستان با آن‌که روشن نیست، ولی از قراین پیداست که بنا را بر تعامل با طالبان گذاشته است. ازاین‌رو، برای آن‌که سکوتش در قبال وضعیت افغانستان با انتقاد برخی اعضای کنگره امریکا و نهادهای جهانی مدافع حقوق بشر مواجه نشود، ممکن است به برخی اطرافیانش رخصت داده باشد تا هرازگاهی طالبان را با القابی چون هراس‌افگن، تروریست، نیابتی و … یاد کنند؛ آن‌هم به‌گونه‌ای که برای این گروه زیاد عذاب‌آور نباشد، ضمن آن‌که رضایت سازمان‌های حقوق بشری و سناتوران و نماینده‌گان کانگرس هم قدری حاصل شود.

 

بنیاد تامسون رویترز: تصمیم امریکا برای کاهش کمک‌ها جان میلیون‌ها افغان را به خطر می‌اندازد

افغانستان انترنیشنل : بنیاد تامسون رویترز در مطلبی نسبت به پیامدهای کاهش کمک‌های امریکا در افغانستان در بخش‌های بهداشت، امنیت غذایی، پاک‌سازی ماین و آموزش هشدار داد. این نهاد گفت تصمیم دونالد ترامپ برای تعطیلی «یو‌اس‌آ‌ی‌دی» جان میلیون‌ها افغان را به خطر می‌اندازد.

در گزارش تحلیلی بنیاد تامسون رویترز که روز چهارشنبه، ۱۳ حمل منتشر شد، آمده است که کاهش بودجه امریکا و تعطیلی اداره توسعه بین‌المللی بر فعالیت‌های واکسیناسیون و پاکسازی ماین در افغانستان تاثیر خواهد گذاشت و بسیاری از افغان‌ها بیکار خواهند شد.

در این گزارش آمده است: «تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، برای کاهش کمک‌ها، جان بسیاری را در افغانستان به خطر می‌اندازد؛ جایی که میلیون‌ها نفر برای زنده ماندن به این کمک‌ها وابسته‌اند

پیامدهای کاهش کمک‌ها در بخش بهداشت و مرگ‌ومیر مادران 

بنیاد تامسون رویترز نوشته است که سیستم بهداشت افغانستان در آستانه فروپاشی قرار دارد و این کشور همچنان یکی از مرگبارترین مکان‌ها برای زایمان محسوب می‌شود.

در این مطلب با استناد بر گزارش سازمان بهداشت جهانی آمده که، ۸۰ درصد خدمات بهداشتی در افغانستان ممکن است پس از کاهش کمک‌ها تعطیل شوند

همچنین، به نقل از آژانس سلامت باروری سازمان ملل، پیش‌بینی شده است که امسال حدود ۵۵۰ کلینیک این سازمان تعطیل شوند.

پیامدهای کاهش کمک‌ها در بخش امنیت غذایی

بنیاد تامسون رویترز نوشته است که باوجود تامین بودجه برخی کمک‌های غذایی اضطراری، کاهش کلی بودجه احتمالاً باعث کاهش حمایت‌های کشاورزی خواهد شد.

این بنیاد نوشته است که امدادگران در افغانستان نگران‌اند کاهش خدمات تغذیه‌ای جان بسیاری را به خطر بیندازد.

تامسون رویترز نوشت: «در حال حاضر، حدود ۳.۵ میلیون کودک و نوزاد و ۱.۲ میلیون زن باردار یا شیرده در افغانستان دچار سوءتغذیه شدید هستند یا در معرض آن قرار دارند

پیامدهای کاهش کمک‌ها در بخش پاکسازی ماین و مواد منفجرنشده

در این مطلب آمده است که بحران مالی می‌تواند تاثیر بزرگی بر برنامه‌های پاکسازی ماین در افغانستان، یکی از آلوده‌ترین کشورهای جهان به مواد منفجره، داشته باشد.

بر اساس این مطلب، برخی از سازمان‌های وابسته به بودجه امریکا فعالیت‌های پاکسازی خود را در افغانستان متوقف کرده یا در آستانه تعطیلی قرار دارند.

تامسون رویترز نوشت شماری از سازمان‌های غیردولتی نیز مجبور به کاهش فعالیت‌های پاکسازی خود شده‌اند.

پیامدهای کاهش کمک‌ها در بخش آموزش

این گزارش به تاثیر کاهش کمک‌های امریکا بر بخش آموزش نیز پرداخته و به توقف یکی از پروژه‌های بزرگ آموزشی امریکا در افغانستان اشاره کرده است.

به گفته نویسنده این مطلب قرار بود طی این پروژه ۳۰۰ هزار کودک را از طریق ایجاد صنف‌های جدید و بازسازی مکاتب تحت پوشش قرار گیرند.

پیامدهای کاهش کمک‌ها بر اشتغال

بنیاد تامسون رویترز نوشته است که هزاران افغان که در سازمان‌های بین‌المللی و ملی مشغول به کار بودند، پس از کاهشکمک‌ها، شغل خود را از دست داده‌اند یا در معرض اخراج قرار دارند.

بر اساس این گزارش، یک نهاد امدادی نام اعلام کرده است که ۷۰ تا ۸۰ درصد از نیروی کار خود را در افغانستان تعدیل خواهد کرد. همچنین، پیش‌بینی می‌شود برخی سازمان‌های دیگر نیز حدود یک‌چهارم کارکنان خود را اخراج کنند.

در این مطلب آمده است که کارشناسان هشدار داده‌اند که برخی سازمان‌های کوچک ملی در افغانستان احتمالاً تعطیل خواهند شد.

سایر پیامدها 

بنیاد تامسون رویترز همچنین به پیامدهای دیگر کاهش یا قطع کمک‌های امریکا اشاره کرده و نوشته است که برنامه‌های بهبود کیفیت آب و بهداشت ممکن است تحت تأثیر قرار گرفته و منجر به افزایش بیماری‌ها شود.

کاهش خدمات حمایتی به کودکان و قربانیان خشونت خانگی، کاهش ذخیره‌سازی کمک‌ها برای بلایای طبیعی، و کاهش خدمات ارائه‌شده به بازگشت‌کنندگان نیز از دیگر پیامدهای احتمالی عنوان شده است.

 

روایتی از تهدید نظامی در دیپلماسی آمریکایی‌ها

‌خبر اعزام بمب افکن به پایگاه دیه‌گو گارسیا و‌ توییت اخیر زلمای‌خلیل زاد که به ایران توصیه کرده است: «قمار نکنید» مرا یاد راهکار کاملا مرسومی در دیپلماسی آمریکایی‌ها انداخت که ترکیبی از تهدید نظامی و  سپس بکارگیری دیپلماسی است و پیشتر هم به دفعات از آن استفاده شده است و‌ این‌بار هم روی همین راهبرد «قمار» شده و به نظر می‌رسد آمریکا امیدوار است به نتیجه‌ای شبیه مورد «ژنرال دوستُم» برسد.

زلمی خلیلزاد سفیر اسبق آمریکا در افغانستان و عراق (کتاب خاطرات) می‌نویسد: ‌تماس من با «ژنرال دوستُم»برای متقاعد کردن او فایده‌ای نداشت او تهدید کرد که بلایی سرتان می‌آورم که در ویتنام و عراق آوردند. دریافتم که برای سخن گفتن با او به چیزی فراتر ازکلام نیاز داریم. دیروقت همان روز یک بمب افکن بی ۱ از دیه‌گو گارسیا به حرکت درآمد و به افغانستان رسید و بالای سر خانه دوستم یک بمب صوتی را ترکاند و رفت.

‌دُوستُم در مصاحبه با نیویورک تایمز چهره شجاعانه‌ای نشان داد و گفت که بچه هایش ترسیده‌اند اما خودش نه. چند روز بعد نماینده‌اش پیام مصالحه جویانه او را آورد

‌خود دوستم چند روز بعد به من گفت:«این چه کاری بود کردید؟» به او گفتم: سعی کن قدردان باشی چون هیچ کشوری به جز آمریکا صرفا برای ترکاندن یک بمب صوتی، بمب افکنی با آن بزرگی را راه نمی‌اندازد که این همه راه پرواز کند و بمب صوتی بیاندازد، خود تو اگر صاحب این بمب افکن بودی به یک بمب بی خطر اکتفا می‌کردی؟! پس حالا که می‌دانی نیامده‌ایم تو را بکشیم به پیشنهادهایمان فکر کن...

 

برگزاری نخستین جشنواره ورزشی به حمایت از پروژه‌های تاپی و تاپ در هرات

مسئولان محلی طالبان در هرات از برگزاری نخستین دور جشنواره ورزشی به حمایت از دو پروژه بزرگ ملی و اقتصادی افغانستان؛ تاپی و تاپ در این ولایت خبر می‌دهند.

به گزارش ایراف، عبدالرحیم رحمانی رئیس تربیت بدنی و ورزش طالبان در هرات، می‌گوید که این جشنواره ورزشی به حمایت از پروژه‌های ملی تاپی و تاپ با اجرای نمایشات کشتی گیری، موتور و دوچرخه سواری، ژیمناستیک، پارکور و اسپ سواری برگزار می‌شود.

زمان برگزاری این جشنواره، روزهای پنجشنبه، جمعه( ۱۴ و ۱۵ فروردین) در مقابل روستای پروانه، شهرستان انجیل سمت شمال شهر هرات گفته شده است.

پیش از این نیز ورزشکاران هرات با فعالیت‌های مختلف از پروژه‌های بزرگ افغانستان اعلام حمایت کردند.

گفتنی‌است که خط لوله گاز تاپی که یکی از بزرگترین پروژه‌های منطقه‌ای محسوب می‌شود، ۱۸۱۴ کیلومتر طول دارد که ۲۱۴ کیلومتر آن در ترکمنستان، ۷۷۴ کیلومتر در افغانستان و ۸۲۶ کیلومتر در پاکستان امتداد می‌یابد.

این خط لوله برای انتقال سالانه ۳۳ میلیارد مترمکعب گاز از میدان “گالکینیش” در جنوب ترکمنستان طراحی شده و از شهرهای هرات و قندهار در افغانستان، همچنین شهرهای کویته و ملتان در پاکستان عبور کرده و در فازیکا در هند پایان می‌یابد.

رئیس پروژه تاپی نیز پیش‌تر اعلام کرده بود روند اجرایی این پروژه با سرعت در حال انجام است و تاکنون ۱۰ کیلومتر از خط لوله‌گاز در خاک افغانستان تکمیل شده است.

پروژه تاپ – ۵۰۰ در کنار پروژه‌ تاپی از پروژه‌های بزرگ منطقه‌ای شمرده می‌شود که برق ترکمنستان را از  خاک افغانستان به پاکستان می‌رساند.

عملی‌سازی این پروژه در حکومت پیشین افغانستان میان ترکمنستان، افغانستان و پاکستان توافق شده که کار عملی آن تا اکنون آغاز نشده است.

با هدف آغاز کار عملی پروژه  تاپ – ۵۰۰، نخستین نشست سه‌جانبه با حضور نمایندگان ترکمنستان و یک شرکت ترکی در ۱۰ بهمن‌ماه سال گذشته خورشیدی، در کابل برگزار شد.

 

شروط جدید برای اقامت قانونی مهاجرین افغانستانی در ایران | مهاجران افغانستانی در ایران: برگه سرشماری، کلید اقامت قانونی!

مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین، فهرست ۶ گروه از مهاجرین را اعلام کرده است که در صورت داشتن برگه سرشماری، می توانند به صورت قانونی در ایران بمانند.

دیدار یاراحمدی با اعلام تعیین تکلیف اتباع دارای برگه سرشماری در ۶ گروه، گفت: با توجه به افزایش نظارت‌ها برای قانونمند کردن اتباع، از اول فروردین سال آینده خدمات بهداشتی، درمانی ، معاملات ملکی و … به اتباع غیر مجاز ارائه نمی‌شود.

برای سایر اتباع افغانستانی مانعی برای بازگشت به کشورشان وجود ندارد

وی با بیان اینکه وزارت کشور برای ساماندهی اتباع افغانستانی و شناسایی اتباع خارجی طرحی سرشماری را راه‌اندازی کرد، افزود: در این طرح اتباع افغانستانی وارد شده سرشماری شده و اتباعی هم که قبلا سرشماری شده بودند مورد بازشماری قرار گرفتند.

یاراحمدی تاکید کرد: با توجه به ضرورت تعیین تکلیف این گروه به دلیل موقتی بودن برگه‌های سرشماری و همچنین قانون‌مند شدن حضور آنها در کشور، شیوه‌نامه اجرایی براساس مصوبات بالادستی تهیه و ابلاغ شده است که براساس این شیوه‌نامه و به تشخیص دستگاه‌های متولی امر برای اتباعی که نمی‌توانند به کشور خود بازگردند سازوکاری را تعریف کرده‌ایم.

وی ادامه داد: برای سایر اتباع افغانستانی با توجه به ثبات نسبی ایجاد شده و سیاست‌های اعلامی حاکمیت فعلی افغانستان، هیچ مانعی برای بازگشت به کشورشان وجود ندارد، بنابراین طبق هماهنگی‌های صورت گرفته با افغانستان این افراد می‌توانند به کشور خود بازگشته و با گذرنامه قانونی وارد کشور شوند.

مهاجرین دارای برگه‌های سرشماری می‌توانند درایران بمانند

مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین وزارت کشور تاکید کرد: کلیه اتباع و مهاجرین خارجی دارای برگه سرشماری باید طبق سیاست‌ها و برنامه‌های این مرکز برای حضور قانونی در ایران همکاری‌های لازم را به عمل آورند چرا که در غیر این صورت غیرمجاز تلقی شده و از خدمات قابل ارائه چون خدمات آموزشی و درمانی، بیمه‌ای و غیره برخوردار نمی‌شوند.

وی به شش گروه مهاجرین دارای برگه‌های سرشماری که می‌توانند درایران بمانند اشاره کرد و گفت:

۱. گروه اول کسانی هستند که یکی از زوجین (مرد یا زن) دارای کارت آمایش بوده و دیگری برگه سرشماری دارد.

۲. گروه دوم کسانی قرار می‌گیرند که یکی از زوجین (مرد یا زن) دارای مدرک آمایش بوده و همسر و فرزندان برگ سرشماری داشته باشند.

۳. سوم اتباعی که دارای پاسپورت معتبر و ویزای منقضی می‌باشند، گفت: این اتباع پس از پرداخت جریمه به پلیس جهت صدور ویزای کوتاه‌مدت خروج باید اقدام کرده و با اخذ ویزای مجدد به کشور ایران بازگردند.

۴. یاراحمدی افراد دارای شناسه شغلی یا کارت کار که بتوانند در مهلت تعیین شده اقدام به اخذ مدرک قانونی کنند را گروه چهارم اتباع افغانستانی دارای سرشماری اعلام کرد و ادامه داد: این افراد می‌توانند بعد از دریافت مدرک قانونی به شغل خود در کشور ادامه دهند.

۵. مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین وزارت کشور گروه پنجم را افرادی دانست که در دولت گذشته نظامی، کارمند یا از مقامات دولتی بودند، یادآور شد: برگشت این افراد در صورت تایید مرکز امور اتباع و مهاجرین خارجی وزارت کشور جهت تعیین تکلیف به سازمان‌های بین‌المللی و معرفی به این سازمان‌ها است.

 ۶. ششمین گروه از اتباع خارجی دارای برگه سرشماری را اتباع افغانستانی دانست که با خروج از کشور و اخذ گذرنامه معتبر می‌توانند حضور خود در کشورمان را قانونمند کنند.

برای قانونمند کردن اتباع، صرفا برای اتباع مشمول، خدمات ارائه می‌شود

یاراحمدی در ادامه به این نکته اشاره کرد که خانواده‌هایی که دانش آموز دارند و جزو شش دسته اعلام شده نیستند می‌توانند از ۱۵ تا ۲۹ اسفندماه سال جاری به دفاتر کفالت مراجعه کرده و برگه جدید سه ماهه خروج را دریافت کنند و به محض اتمام سال تحصیلی فرزندانشان تعیین تکلیف می‌شوند.

مدیرکل اداره امور اتباع و مهاجرین وزارت کشور تاکید کرد: کلیه دانش آموزان و دانشجویان از سال ۱۴۰۴ صرفا با داشتن مدارک اقامتی قانونی (پاسپورت و کارت آمایش) می‌توانند ادامه تحصیل دهند این در حالی است که با توجه به افزایش نظارت‌ها از اول فروردین‌ماه برای قانونمند کردن اتباع، صرفا برای اتباع مشمول، خدمات ارائه می‌شود در غیر این صورت خدماتی از قبیل آموزشی، بهداشتی، درمانی، معاملات ملکی، اجاره‌نشینی و غیره به آنها ارائه نخواهد شد.

وی در پایان تنها مرجع و متولی امور مربوط به اتباع مهاجرین خارجی را مرکز امور اتباع و مهاجرین وزارت کشور دانست و گفت: مجری طرح‌ها ادارات کل امور اتباع و مهاجرین خارجی سراسر کشور و دفاتر خدمات اقامت و اشتغال اتباع خارجی بوده و مورد تایید هستند، بنابراین ارائه هرگونه خدمات از سازمان‌ها، ادارات، شرکت‌ها و دفاتر و غیره مورد قبول مرکز امور اتباع خارجی و وزارت کشور نیست.

 

 

 

 

 


Copyright ©ariaye 2002_2025
استفاده از مطالب آريا يی با ذکر ماخذ آزاد است


بالا

آرشيف
صفحة دری
بازگشت