
|
کاندید اکادمیسین سیستانی تقریظی فشرده برکتاب: افغانستان از ثریا تا قهقرا |
|
رحمت الله حسن متولد سال ۱۹۴۷۱۲۲۳ و فوت ۲۰۱۴۸۲۵ روحش شاد و خاطراتش گرامی باد! |
پنجشنبه ۵ سنبله ۱۴۰۵ خورشیدی برابر با ۲۷ اګست ۲۰۲۶ میلادی
تکرار تجربه دهه ۹۰؛ سفیر پیشین آمریکا درباره پیامدهای نادیده گرفتن افغانستان هشدار داد
به گزارش ایراف، رایان کراکر روز گذشته(۳ شهریور) در نشست «بنیاد ملی برای دموکراسی» با اشاره به تجربه دهه ۱۹۹۰ گفت که بیتوجهی آمریکا به افغانستان در آن دوره، آسیبهای جدی به امنیت ملی این کشور وارد کرد و نباید اجازه داد چنین تجربهای تکرار شود.
او تأکید کرد که افغانستان «مسئلهای صرفاً داخلی» نیست و تحولات آن با امنیت منطقه و جهان پیوند مستقیم دارد.
کراکر ادامه داد که حفظ ارتباط با جامعه مدنی افغانستان و حمایت از فعالان حوزه حقوق بشر، آموزش و رسانههای مستقل، برای جلوگیری از خلأهای خطرناک ضروری است.
ارزیابی محتاطانه از وضعیت کنونی افغانستان
این دیپلمات باسابقه با انتقاد از محدودیتهای اعمالشده در پنج سال گذشته گفت که نگرانی اصلی، «تلاش برای مهندسی دوباره جامعه افغانستان» است؛ نظمی که بهگفته او بر نقش پررنگ مردان و محدودیتهای گسترده برای زنان استوار است.
با این حال، کراکر تأکید کرد که جامعه افغانستان امروز با سال ۲۰۰۱ تفاوت دارد و جمعیت تحصیلکرده، تجربه مشارکت سیاسی و آشنایی با رسانههای آزاد، ظرفیتهایی هستند که «طالبان نخواهد توانست آنها را از بین ببرد».
او همچنین یادآوری کرد زمانی که پس از سقوط حکومت اول طالبان برای بازگشایی سفارت آمریکا به کابل رفت، کشور بهطور گسترده ویران شده بود؛ اما امروز افغانستان با وجود چالشها، از نظر اجتماعی و انسانی وضعیت متفاوتی دارد.
این در حالیاست که چند روز پیش رونالد نیومن، سفیر پیشین آمریکا در کابل، در گفتوگویی با شبکه آی۲۴ نیوز گفته بود که بازگشایی سفارت آمریکا در کابل «قابل تصور» است؛ اما تنها زمانی که طالبان در سیاستهای داخلی خود تغییرات واقعی و قابل سنجش ایجاد کنند.
او تأکید کرده بود که: «هر گام دیپلماتیک باید با اقدام متقابل همراه باشد و سیاستهای طالبان درباره زنان مانع اصلی نزدیکی دیپلماتیک است.
همچنین تعامل واشنگتن با کابل باید «تدریجی» و مبتنی بر «اقدام در برابر اقدام» باشد.»
نیومن نیز هشدار داده بود که قطع کامل تعامل آمریکا با افغانستان میتواند پیامدهای امنیتی داشته باشد؛ تجربهای که واشنگتن در گذشته نیز با آن روبهرو شده است.
موضع طالبان درباره بازگشایی سفارت آمریکا
در سوی دیگر، امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان، پیشتر اعلام کرده بود که کابل از بازگشایی سفارت آمریکا استقبال میکند و آماده است روابطی «بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک» با واشنگتن برقرار کند.
او گفته بود که حضور دیپلماتیک آمریکا میتواند زمینهساز همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاری در بخشهای زیربنایی و منابع معدنی افغانستان شود و طالبان فصل جنگ را پایانیافته میدانند و اکنون «زمان تعامل سازنده» فرا رسیده است.
ترکیب هشدارهای دیپلماتهای پیشین آمریکا و پیامهای رسمی طالبان نشان میدهد که بحث درباره آینده روابط کابل ــ واشنگتن وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که در آن «تعامل حسابشده»، «اقدام متقابل» و «تغییرات قابل سنجش» محور اصلی گفتوگوهاست.
آمریکا و داعش خوراسان؛ از حمایت تا پاداش میلیوندلاری
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وزارت خارجه آمریکا در چارچوب برنامه «پاداش برای عدالت» برای اطلاعاتی که به شناسایی، یافتن محل اختفا یا دستگیری دو تن از سرکردگان ارشد داعش خوراسان منجر شود، پاداشهای چند میلیوندلاری تعیین کرده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، واشنگتن برای اطلاعات درباره «ثناءالله غفاری» معروف به «شهابالمهاجر»، سرکرده داعش خوراسان، تا 8 میلیون دلار پاداش در نظر گرفته است. غفاری در سال 2020 از سوی سرکرده مرکزی داعش بهعنوان رئیس شاخه خوراسان منصوب شد و به گفته وزارت خارجه آمریکا، مسئول تأیید عملیات و تأمین مالی این گروه در افغانستان است.
آمریکا همچنین برای اطلاعات درباره «عبیدالله»، از فرماندهان ارشد و مسئول امور مالی داعش خوراسان، تا 10 میلیون دلار پاداش تعیین کرده است. بر اساس اطلاعات برنامه «پاداش برای عدالت»، وی در تأمین مالی، برنامهریزی عملیات و فرماندهی واحدهای عملیاتی این گروه تروریستی نقش دارد.
تعیین این پاداشها در حالی صورت میگیرد که طی سالهای گذشته، برخی چهرههای سیاسی افغانستان و شماری از کشورهای منطقه، آمریکا و متحدانش را به تقویت یا استفاده ابزاری از داعش خوراسان در برابر طالبان متهم کرده بودند. از جمله طاهر قدیر، نماینده پیشین پارلمان افغانستان، بارها چنین ادعاهایی را مطرح کرده بود. روسیه نیز در مقاطع مختلف نسبت به فعالیت داعش خوراسان در افغانستان هشدار داده و آن را تهدیدی جدی برای امنیت منطقه دانسته است.
با این حال، «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی ارشد حکومت طالبان نیمه مردادماه سال جاری در واکنش به ابراز نگرانی برخی اعضای شورای امنیت سازمان ملل درباره تهدیدهای ناشی از فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان، این نگرانیها را رد کرد و تأکید نموده بود هیچ گروه مسلحی اجازه فعالیت در افغانستان را ندارد.
مجاهد گفته بود که افغانستان تحت کنترل کامل حکومت طالبان قرار دارد و هیچ گروه مسلح خودسر اجازه فعالیت در این کشور را ندارد.
وی تأکید کرده بود موضع طالبان درباره استفاده نشدن از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر بسیار روشن است و افزود: افغانستان اجازه نمیدهد از خاک آن علیه کشورهای دیگر استفاده شود.
سخنگوی ارشد حکومت طالبان همچنین تصریح کرده بود گروه تروریستی داعش در افغانستان «کاملاً سرکوب شده» و پناهگاههای این گروه از بین رفته است.
طالبان از تکرار تجربه خودش میترسد؛ اتهام ایجاد پناهگاه فرامرزی برای مخالفان در پاکستان
اندپندنت فارسی : طالبان اکنون پاکستان را به استفاده از همان الگویی متهم میکنند که مقامهای حکومت پیشین افغانستان سالها اسلامآباد را به دلیل بهکارگیری آن در حمایت از طالبان سرزنش میکردند: فراهم کردن پناهگاه فرامرزی و مسیر عبور برای جنگجویان و پشتیبانی نظامی از آنها. با این تفاوت که این بار، به ادعای طالبان، حمایت پاکستان نه در خدمت این گروه، بلکه در اختیار مخالفان مسلح آن قرار گرفته است.
پاکستان این اتهام را بیاساس و ناآرامیهای بدخشان را پیامد مشکلات داخلی و ناکامی طالبان در حکومتداری دانسته است. با این حال ذبیحالله مجاهد، سخنگوی رژیم طالبان، ادعا میکند که پاکستان در درگیریهای بدخشان و سقوط چندساعته مرکز شهرستان یفتل پایین، از مخالفان این رژیم حمایت کرده است.
او ادعا کرد که اسلامآباد میزبان «گروه بسیار بزرگی» از مخالفان طالبان است و در مورد فراهم کردن مرکز، دفتر و سلاح برای آنان گفتگو میکند. همچنین مدعی شد که شماری از مخالفان طالبان با حمایت پاکستان از مسیر چترال وارد بدخشان شدند و نظامیان پاکستانی نیز آنان را همراهی کردند.
او سیاستمداران حکومت پیشین افغانستان را «مهرههای سوخته» خواند و گفت: «پاکستان مهرههای سوخته را به اسلامآباد دعوت میکند. همین کسانی که در ناامنی بدخشان دست داشتند، از چترال گذشته بودند که به این منطقه آمدند. اینها به این منطقه آورده شدند و نظامیان پاکستان هم همراهشان بودند و تا جایی ناامنی ایجاد کردنند. ما آگاهی داریم و در این مورد اعتراض هم صورت گرفته است.»
سخنگوی طالبان هیچ مدرکی برای اثبات همراهی نظامیان پاکستانی با مخالفان این رژیم ارائه نداد و نام افراد یا گروهی را که به ادعای او در اسلامآباد میزبانی میشوند، نیز اعلام نکرد.
او هشدار داد که پاکستان در موقعیتی نیست که زمینه سقوط رژیم طالبان را فراهم کند و افزود: «این دسیسه است و ما نمیتوانیم به این دسیسهها تن بدهیم و با قاطعیت جواب میدهیم. انشاءالله افغانستان کشوری نیست که ناامن شود. اینک صاحب دارد. اشغالگرانی که با یورش و قوت میآمدند، افغانستان را اشغال میکردند و سالها بدبختی را اینجا نگه میداشتند، شکست خوردند و پاکستان در آن جایگاه نیست که افغانستان را با مشکل مواجه کند.»
رژیم طالبان پیش از این نیز مدعی شده بود که شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش) در مناطق مرزی پاکستان، بهویژه در ایالت بلوچستان، قرارگاه دارد. با این حال، اتهام تازه مجاهد مستقیم به جبهههای نظامی مخالف طالبان مربوط میشود و نشان میدهد که افزایش حملات در بدخشان نگرانیهای تازهای در میان مقامهای این رژیم ایجاد کرده است.
وزارت اطلاعات و نشرات پاکستان ادعای مجاهد را مبنی بر همراهی نظامیان پاکستانی با مخالفان طالبان «بیاساس» خواند. در اطلاعیه این وزارتخانه آمده است که «هیچ ادعایی نمیتواند تا این اندازه از حقیقت دور باشد. برای اثبات این روایت نادرست هیچ مدرک معتبری ارائه نشده است».
این وزارتخانه افزود که خشونتها در بدخشان بازتاب مشکلات امنیتی و حکومتداری داخلی افغانستان است و پاکستان در آن دخالتی ندارد و «رژیم طالبان به جای مقصر دانستن پاکستان برای مشکلات داخلی افغانستان، باید به چالشهای فزاینده ناشی از ناکامیهای خود در حکومتداری رسیدگی کند. ادعاهای بدون مدرک نمیتوانند جایگزین واقعیتها شوند».
همزمان با اظهارات مجاهد، عبداللطیف منصور، وزیر احیا و توسعه روستایی رژیم طالبان، هم در مراسم افتتاح یک سد کوچک در استان پکتیا، به پاکستان هشدار داد که در صورت ادامه «تعرض» به افغانستان، با پاسخی «دندانشکن» روبرو خواهد شد.
منصور در سخنانش صریحا اذعان کرد که پاکستان در گذشته از جنگ طالبان علیه آمریکا حمایت کرد، اما این حمایت نباید به انتظار فرمانبرداری طالبان از اسلامآباد منجر شود. او گفت: «ما از حمایتت در جهاد ممنونیم، اما انتظار نداشته باشید غلامتان باشیم. ما غلامی روسیه را نپذیرفتیم، هرچند پذیرش آن میتوانست امنیت، آبادانی و همهگونه امکانات برایمان به همراه داشته باشد. غلامی آمریکا را هم نپذیرفتیم. پاکستان کیست که غلامی او را بپذیریم. ما درسی را که به روسها و آمریکاییها دادیم، به تو هم خواهیم داد.»
این اظهارات از یک سو نقش پاکستان را در پشتیبانی از طالبان در گذشته آشکار میکند و از سوی دیگر نشان میدهد که مقامهای این رژیم اکنون نگران تغییر جهت احتمالی سیاست اسلامآباد و حمایت آن از مخالفان طالباناند.
نگرانی اصلی طالبان این است که مخالفان مسلح این گروه در خاک پاکستان به پناهگاه، مسیرهای تدارکاتی و تجهیزات نظامی دسترسی پیدا کنند. در صورت تحقق چنین سناریویی، مخالفان میتوانند پس از اجرای حملات به آن سوی مرز عقبنشینی کنند و بعد از تجدید قوا، بار دیگر وارد افغانستان شوند.
در دوران حکومت پیشین نیز مقامهای افغانستان و متحدان غربی آنها بارها پاکستان را متهم میکردند که پناهگاه و شبکههای پشتیبانی فرامرزی در اختیار طالبان قرار داده است. یکی از عواملی که به طالبان امکان داد با وجود عملیات گسترده نیروهای افغانستان، آمریکا و ناتو، جنگ خود را به مدت دو دهه ادامه دهند، برخورداری از چنین عقبهای دانسته میشود.
روابط طالبان و پاکستان پس از افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی)، بهشدت تیره شد. اسلامآباد میگوید فرماندهان و جنگجویان تیتیپی از خاک افغانستان برای سازماندهی حملات در پاکستان استفاده میکنند؛ اتهامی که طالبان آن را رد میکنند. این اختلاف در ماههای گذشته به درگیری مرزی مستقیم و حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان نیز انجامید.
با این همه، تاکنون هیچ مدرک مستقلی درباره تجهیز مخالفان طالبان یا همراهی نظامیان پاکستانی با آنان در بدخشان منتشر نشده است.
البته تهدید اصلی برای طالبان فقط احتمال حمایت پاکستان از مخالفان مسلح نیست. سیاستهای تبعیضآمیز، محروم کردن زنان و دختران از تحصیل و کار، فشار بر منتقدان و نارضایتیهای قومی و محلی هم زمینه مخالفت با این رژیم را در داخل مساعد کرده است.
جای خالی هزاران پزشک در بخش صحت افغانستان
افغانستان انترنیشنل : از اسد ۱۴۰۰ که طالبان وارد کابل شدند صدها پزشک و متخصصان بخش صحت افغانستان به کشورهای غربی مهاجرت کردهاند. آنها نگرانی از آینده فرزندان، محدودیتهای طالبان و سپردن امور صحی به افراد غیر تخصصی را عوامل اصلی ترک افغانستان عنوان میکنند.
دهها پزشک مهاجر در قاب یک عکس
نگاهم در شبکههای اجتماعی به تصویری با عنوان «داکتران افغان در فرانکفورت» میافتد.
چند لحظه به عکس خیره میشوم. چهرهها را یکییکی نگاه میکنم. میخواهم بدانم در میان این جمع که تقریبا همه از یک ولایت افغانستان هستند، چند نفر داکتر اند.
یک نفر، پنج نفر، پنجاه نفر... سرانجام نزدیک به صد نفر میرسد.
صد پزشک افغان در قاب یک عکس که بسیاری از آنان از مشهورترین متخصصان مغز و اعصاب، داخله، ارتوپیدی و بیماریهای زنان و زایمان افغانستان بودند.
پزشکانی که هر کدام روزانه دهها بیمار را معاینه میکردند.
آنها در «گردهمایی جامعه طبی افغانستان» در فرانکفورت دور هم جمع شده بودند.
این گردهمایی از سوی هیچ نهادی تمویل نمیشد. برنامهای خصوصی بود که برای دیدار دوباره همکاران و دوستان قدیمی برگزار شده بود.
هر چهره، بخشی از نیروی متخصصی بود که روزی در شفاخانهها، کلینیکها و دانشگاههای افغانستان کار میکردند و اکنون زندگی تازهای را در مهاجرت آغاز کردهاند.
به شماری از آنان تماس گرفتم تا بدانم در مهاجرت چگونه زندگی میکنند، چه بر سر آرزوهای مسلکیشان آمده است و چرا افغانستان را ترک کردند.
متخصصان زیادی که افغانستان را ترک کردهاند
پیش از این دیدهبان حقوق بشر گفته بود که بسیاری از کارکنان صحی پس از اسد ۱۴۰۰ از افغانستان خارج شدند یا به دلیل ترس، کاهش معاش و شرایط کاری، وظیفه خود را رها کردند.
به گفته مدیران ارشد وزارت صحت عامه حکومت پیشین، اگر چه تحقیق مستقلی که بتواند میزان دقیق پزشکان متخصص که افغانستان را به دلیل بازگشت طالبان ترک کردند مشخص کند و جود ندارد اما تخمینها نشان میدهد که شمار این افرادی که به کشورهای غربی رفتهاند به ۲۵۰۰ تن میرسد.
به گفته منابع، آمار ۲۵۰۰ پزشک، جدا از پزشکانی است که به کشورهایی مانند ایران، پاکستان، اوزبیکستان یا تاجیکستان مهاجرت کردهاند.
وزارت داخله ایران نیز در حمل ۱۴۰۴ گفت نزدیک به دو هزار پزشک افغان در ایران حضور دارند.
مدیران پیشین وزارت صحت عامه افغانستان میگویند که کابل و هرات شاهد بیشترین خروج پزشکان متخصص در این پنج سال بودهاند.
آینده فرزندان، تحقیر و مداخله طالبان
پزشکان و مدیران پیشین وزارت صحت عامه سه عامل را در افزایش مهاجرت پزشکان مهم میدانند.
تلاش برای فراهمکردن زمینه تحصیل فرزندان، فرار از توهین و تحقیر طالبان و سپردهشدن مدیریت نهادهای صحی به ملاها و افراد غیرمتخصص طالبان از عوامل اصلی خوانده شده است.
ناصر حبیب، از متخصصان برجسته مغز و اعصاب که به آلمان مهاجرت کرده است، میگوید آینده تحصیلی دخترانش مهمترین دلیل ترک افغانستان بود.
او گفت: «من سه دختر دارم. دو دخترم در مکتب افغان ترک درس میخواندند. یکی در صنف دوازدهم و در آستانه فراغت بود و آرزو داشت در رشته پزشکی تحصیل کند. دختر دیگرم در صنف دهم بود. اگر شرایط اینگونه نمیشد، هر دو اکنون فارغ و مصروف تحصیل بودند.»
به گفته آقای حبیب، دختر بزرگش در آلمان با نمرات عالی از مکتب فارغ شده است و میخواهد در رشته مورد علاقه خود ادامه تحصیل دهد. دختر دومش نیز سال آینده فارغ میشود.
او میپرسد که این ارزش معنوی را چگونه میتوانم با کار و درآمد محاسبه کنم؟
طالبان پس از بازگشت به قدرت، مکتبهای بالاتر از صنف ششم را به روی دختران بست. سپس تحصیل زنان در دانشگاهها را ممنوع کرد. در قوس ۱۴۰۳، طالبان آموزش زنان و دختران در انستیتوتهای طبی، از جمله رشتههای پرستاری و قابلگی را نیز متوقف کرد.
این نگرانی تنها به تحصیل دختران محدود نمیشود. شماری از پزشکان نصاب تعلیمی کنونی را برای پسران خود نیز مناسب نمیدانند و به دلیل نگرانی درباره آینده آنان از افغانستان رفتهاند.
ناصر حبیب میگوید توهین، تحقیر و مداخله طالبان در امور پزشکی نیز شرایط کار را برای پزشکان دشوار کرده است.
آقای حبیب محدودیت استفاده از موبایل در شفاخانههای دولتی را نمونهای از دخالت طالبان در کار پزشکان میداند.
او گفت موبایل در دنیای امروز وسیله ارتباط میان پزشک و بیمار است و پزشکان میتوانند از آن برای تماسهای ضروری و امور پزشکی استفاده کنند، اما طالبان حتا به پزشکان اجازه نمیدهد موبایل خود را به شماری از شفاخانههای دولتی ببرند.
گزارش سازمان جهانی صحت در حوت ۱۴۰۴ نیز از شرایط محدودکننده، نظارت و فشار بر کارکنان صحی سخن گفته است.
این گزارش میگوید کارکنان صحی مجبور شدهاند در نشستهای آموزش مذهبی شرکت کنند و درباره دانش دینی خود پاسخ دهند. در برخی موارد نیز کسانی که پاسخ آنان کافی دانسته نشده، با تهدید اخراج روبهرو شدهاند.
سازمان جهانی صحت میگوید تهدید، بازداشت، ارعاب، پرداختنشدن معاش و شرایط سخت کاری باعث شده است شماری از کارکنان صحی وظیفه خود را ترک کنند یا به جای دیگری بروند.
خروج متخصصان خدمات صحی را مختل کرده است
عبدالحکیم تمنا، رئیس عامه هرات در حکومت پیشین میگوید خروج گسترده متخصصان در روند ارائه خدمات صحی اختلال ایجاد کرده است.
به گفته او، ترک افغانستان از سوی این شمار از پزشکان متخصص میتواند پیامدهای سنگینی برای نظام صحی و بیماران داشته باشد.
آقای تمنا گفت با کاهش شمار پزشکان، نسبت جمعیت به پزشک بدتر میشود و بیماران برای دسترسی به متخصصان با مشکلات بیشتری روبهرو خواهند شد.
او افزود که کمبود متخصصان میتواند بر میزان مرگومیر بیماران و معلولیتهای ناشی از بیماریها تاثیر بگذارد. به گفته او، تشخیص دیرهنگام، نبود درمان تخصصی و انتقال بیماران به مراکز دورتر میتواند خطر مرگ یا معلولیت را افزایش دهد.
در افغانستان بسیاری از شهروندان مجبورند برای دسترسی به خدمات صحی، بیماران خود را صدها کیلومتر انتقال دهند.
افغانستان پیش از این موج مهاجرت نیز با کمبود پزشک روبهرو بود
پژوهشی که در حمل ۱۴۰۴ در نشریه علمی «کانفلیکت اند هلت» منتشر شد، شمار مجموع کارکنان فعال صحی افغانستان در سال ۲۰۲۳ را حدود ۶۳ هزار و ۶۳۲ نفر برآورد کرده است.
بر پایه این پژوهش، مجموع پزشکان، پرستاران و قابلهها به ازای هر ۱۰ هزار نفر تنها ۱۰.۳ پزشک بوده است. حد مورد نیاز برای دسترسی همگانی به خدمات صحی ۴۴.۵ نیروی کلیدی صحی به ازای هر ۱۰ هزار نفر در نظر گرفته شده است.
آقای تمنا میگوید با رفتن پزشکان این سرانه ممکن است بازهم پایینتر برود.
پژوهشگران برآورد کردهاند که افغانستان برای نزدیکشدن به این حد، به حدود ۱۱۵ هزار پزشک، پرستار و قابله دیگر نیاز دارد.
این پژوهش شمار پزشکان متخصص فعال در سال ۲۰۲۳ را پنج هزار و ۵۶ نفر برآورد کرده است. نزدیک به ۴۸ درصد آنان در کابل کار میکردند، در حالی که حدود ۱۷ درصد جمعیت کشور در کابل زندگی میکرد.
این تمرکز نشان میدهد که کمبود یا خروج متخصصان از کابل میتواند بر خدمات تخصصی سراسر کشور تاثیر بگذارد.
بسیاری از بیماران ولایتها برای درمانهای پیچیده به شفاخانههای کابل مراجعه میکنند.
بر اساس این بررسی، ۱۴ ولایت به ازای هر ۱۰ هزار نفر کمتر از ۷.۵ پزشک، پرستار و قابله داشتهاند. بدخشان تنها یک پزشک به ازای هر ۱۰ هزار نفر جمعیت دارد.
پژوهشگران میگویند پزشکان متخصص در مقایسه با دیگر کارکنان صحی، نابرابرترین توزیع جغرافیایی را داشتهاند.
کمبود پزشکان زن شدیدتر میشود
خروج پزشکان و توقف آموزش زنان، کمبود نیروی صحی زن را نیز افزایش داده است.
سازمان جهانی صحت میگوید کارکنان صحی زن در حال بازنشستگی، مهاجرت یا کنار گذاشتهشدن از کارند. این سازمان هشدار داده است که توقف آموزش طب، پرستاری، قابلگی و رشتههای وابسته، مسیر تربیت نسل تازه کارکنان صحی زن را از بین برده است.
این کمبود در شرایطی رخ میدهد که در برخی مناطق، طالبان اجازه نمیدهد پزشکان مرد زنان را معاینه کنند. خانوادهها نیز در شماری از مناطق حاضر نیستند زنان بیمار خود را نزد پزشک مرد ببرند.
دیدهبان حقوق بشر در یک گزارش نوشته است که یک نهاد صحی برای یافتن پزشک زن، یک بست خالی را ۲۰ بار منتشر کرد، اما نتوانست فردی را برای آن استخدام کند. یک نهاد دیگر در پکتیکا نیز طی شش ماه بارها بست پزشک زن را منتشر کرد، اما کسی حاضر نشد در آن منطقه کار کند.
دو هزار پزشک افغان در ایران حضور دارند
نادر یاراحمدی، از مقامهای وزارت داخله ایران، در حمل ۱۴۰۴ گفت نزدیک به دو هزار پزشک افغان در ایران حضور دارند. به گفته او، ۷۰۰ نفر آنان پزشک متخصص و فوقتخصصاند و شماری نیز با دانشگاههای ایران همکاری میکنند.
پزشکان افغان در کشورهای دیگر نیز با مشکلات تازه روبهرو هستند. شماری از آنان به دلیل طولانیبودن روند تایید اسناد، امتحان زبان و دریافت جواز طبابت نمیتوانند در رشته خود کار کنند.
این آمار مشخص نمیکند چه تعداد از این پزشکان پس از اسد ۱۴۰۰ وارد ایران شدهاند.
به گفته پزشکانی که با آنها گفتوگو کردم در خوشبینانهترین محاسبه، اگر هر سال حدود ۵۰۰ متخصص در افغانستان فارغ شوند و هیچیک مهاجرت نکند یا از کار کنار نرود، برای تولید عدد ۲۵۰۰ متخصص به حدود پنج دوره فراغت نیاز است.
اما بسیاری از انها میگویند با نبود طالبان به افغانستان برمیگردند و به فعالیتهای پزشکی خود ادامه میدهند.
یونیسف: یک میلیون کودک در افغانستان در معرض مرگ قرار دارند
به گزارش خبرگزاری تسنیم، صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل (یونیسف) درباره تشدید بحران سوءتغذیه کودکان در افغانستان هشدار داد و اعلام کرد 3.7 میلیون کودک در این کشور از لاغری مفرط و سوءتغذیه حاد رنج میبرند.
«تاجالدین اویوالی»، نماینده یونیسف در افغانستان، در نشستی در سازمان ملل در ژنو گفت افزایش موارد سوءتغذیه فشار شدیدی بر بیمارستانهای افغانستان وارد کرده است، در برخی مناطق برای هر تخت موجود، سه تا چهار کودک مبتلا به سوءتغذیه بستری میشوند.
به گفته وی، از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از نیم میلیون کودک به دلیل لاغری متوسط پرخطر و لاغری شدید در مراکز درمانی بستری شدهاند. همچنین شمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد شدید همراه با عوارض پزشکی در جولای 2026 نسبت به مدت مشابه سال گذشته یکسوم افزایش یافته و از 6 هزار مورد به 8 هزار مورد رسیده است.
نماینده یونیسف افزود نزدیک به 40 درصد کودکانی که به دلیل لاغری شدید و عوارض پزشکی در بیمارستانها بستری میشوند، نوزادان زیر شش ماه هستند و کودکان زیر دو سال 83 درصد موارد سوءتغذیه حاد شدید را تشکیل میدهند.
یونیسف همچنین اعلام کرد کاهش توان اقتصادی خانوادهها باعث شده بسیاری از آنان مصرف مواد غذایی مغذی و تنوع غذایی کودکان را کاهش دهند. بر اساس ارزیابی این نهاد، کودکانی که در خانوادههای دارای ناامنی غذایی شدید زندگی میکنند، تا شش برابر بیشتر در معرض لاغری مفرط قرار دارند.
اویوالی تأکید کرد سوءتغذیه تنها ناشی از کمبود غذا نیست و بیماریهایی مانند اسهال شدید و عفونتهای تنفسی نیز میتوانند وضعیت کودکان دارای تغذیه نامناسب را بهسرعت وخیم کنند.
یونیسف هشدار داده است که کاهش بودجه و تعطیلی مراکز درمانی، وضعیت موجود را وخیمتر خواهد کرد. بر اساس اعلام این نهاد، بیش از 100 مرکز درمان کودکان مبتلا به سوءتغذیه شدید در سال جاری به دلیل کمبود منابع تعطیل شده و بخش تغذیه افغانستان با کمبود 57 درصدی بودجه روبهرو است.
نماینده یونیسف همچنین خشکسالیهای پیدرپی، بارندگیهای شدید و سیلابهای ناگهانی و بازگشت میلیونها مهاجر به افغانستان را از عوامل افزایش فشار بر خانوادهها و خدمات بهداشتی و تغذیهای دانست.
یونیسف خواستار اقدام فوری جامعه جهانی و تأمین بودجه پایدار برای جلوگیری از گسترش بحران سوءتغذیه و نجات جان کودکان در افغانستان شده است.
رسانه نزدیک به طالبان: یوناما نتوانست پلهای ارتباطی افغانستان و جهان را احیا کند
به گزارش ایراف، روزنامه کابلتایمز در سرمقالهای با عنوان «گسترش تعاملات جهانی افغانستان و مسئولیت سازمان ملل» نوشته است که افغانستان در مسیر دستیابی به ثبات، بهبود اقتصادی و تعامل سازنده با جهان قرار دارد و در این روند، نقش سازمان ملل متحد «بیش از هر زمان دیگری حیاتی» است.
این روزنامه با اشاره به موقعیت راهبردی افغانستان در چهارراه جنوب آسیا، آسیای مرکزی و خاورمیانه تأکید کرده است که بهرهگیری از این جایگاه نیازمند تعامل مؤثر با شرکای منطقهای و جهانی است.
بهگزارش کابلتایمز، طی پنج سال گذشته نمایندگی سازمان ملل در افغانستان(یوناما) نتوانسته مأموریت اصلی خود را که ایجاد زمینه تعاملات جهانی میان افغانستان و جامعه بینالمللی است، دنبال کند.
این روزنامه مینویسد: «امارت اسلامی(طالبان) بارها عملکرد یوناما را مورد انتقاد قرار داده، زیرا این هیئت بهجای ایفای نقش پل ارتباطی میان افغانستان و جهان، تمرکز خود را بر موضوعات فرعی گذاشته است.»
سرمقاله تأکید میکند که سازمان ملل باید دوباره بهعنوان یک «سکو و بستر بیطرف دیپلماتیک» عمل کند و زمینه گفتوگو میان افغانستان، کشورهای همسایه، نهادهای جهانی و کمککنندگان بینالمللی را فراهم سازد.
بهنوشته کابلتایمز: «این نقش نهتنها برای رسیدگی به نیازهای فوری انسانی، بلکه برای ایجاد مسیرهای بلندمدت ثبات و همکاری ضروری است.»
این روزنامه با اشاره به نقش سازمان ملل در هماهنگی کمکهای بشردوستانه مینویسد که میلیونها افغان همچنان با چالشهایی چون ناامنی غذایی، محدودیت خدمات بهداشتی، بیجاشدگی و بلایای طبیعی روبهرو هستند و سازمان ملل با بسیج منابع جهانی، «خط حیاتی» برای اقشار آسیبپذیر ایجاد کرده است.
کابلتایمز اضافه میکند که این کمکها علاوه بر جنبه انسانی، پیوند افغانستان با شرکای جهانی را نیز تقویت میکند.
در بخش دیگری از سرمقاله آمده است: «گسترش تعاملات جهانی افغانستان نیازمند صبر، همکاری و تعهد مشترک به تعامل سازنده است و سازمان ملل باید نقش تسهیلکننده مورد اعتماد را حفظ کند.»
این روزنامه تأکید میکند که سازمان ملل باید همچنان بهعنوان هماهنگکننده، میانجی و حامی، در کنار افغانستان باقی بماند.
کابلتایمز در پایان مینویسد: «پلسازی تنها دیپلماسی نیست؛ ایجاد فرصت، تقویت اعتماد و گسترش همکاریهایی است که به مردم عادی سود میرساند. اکنون که افغانستان در مسیر ثبات و پیشرفت قرار گرفته، سازمان ملل باید مسئولیت خود را احساس کرده و شریک کلیدی افغانستان در گسترش تعاملات جهانی باشد.»
به گزارش ایراف، رابرت کاتلر، تحلیلگر کانادایی و متخصص شناختهشده آسیای مرکزی، در یادداشتی در وبسایت تایمز آسیای میانه نوشته است که درگیریهای اخیر میان طالبان و نیروهای وابسته به جمعهخان فاتح در شهرستان نسی بدخشان، هرچند با تسلیمشدن فاتح پایان یافت، اما نشانهای از افزایش بیثباتی در شمالشرق افغانستان است.
به گفته او، از دی ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵، ۲۲ رویداد مرتبط با گروههای مسلح مخالف طالبان در بدخشان ثبت شده؛ در حالیکه این رقم در نیمه دوم سال ۲۰۲۵ تنها چهار مورد بود.
این معادن طی سالهای اخیر چندین بار به محور تنش میان فرماندهان محلی طالبان تبدیل شدهاند.
فاتح پس از نزدیک به یک هفته مقاومت، در ۲۶ مرداد خود را تسلیم کرد و چند روز بعد، ذبیحالله
درگیری در ۲۰ مرداد زمانی آغاز شد که طالبان برای گرفتن تجهیزات نظامی و خودروها از نیروهای فاتح وارد عمل شد؛ اختلافی که ریشه آن به مناقشههای قدیمیتر بر سر خلع سلاح نیروهای محلی، حدود اختیارات فرماندهان طالبان و کنترل معادن طلا بازمیگردد.
مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که پرونده او برای محاکمه آماده شده است.
سرایت محدود خشونت به خاک تاجیکستان
شهرستان نسی با شهرستان درواز تاجیکستان هممرز است. در ۲۲ مرداد، تیراندازی از خاک افغانستان به آن سوی مرز، یک زن ۲۱ ساله را در خانهاش کشت و به چند منزل مسکونی آسیب رساند.
تاجیکستان پس از این حادثه یادداشت اعتراضی رسمی به طالبان فرستاد و خواستار رعایت مرز و جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی شد.
طالبان نیز کشتهشدن این زن را تأیید کرد و مسئولیت حادثه را متوجه «عناصر اخلالگر و فرصتطلب» دانست.
کاتلر مینویسد این حادثه به معنای گسترش پایدار درگیری به خاک تاجیکستان نیست، اما نشان داد که خطر سرایت خشونت از بدخشان دیگر صرفاً یک احتمال فرضی نیست.
او همچنین به گزارش شورای امنیت سازمان ملل درباره فعالیت داعش خراسان در شمال افغانستان اشاره کرده و نوشته است که تاجیکستان و ازبکستان نسبت به احتمال ایجاد هستههای مخفی این گروه و حضور شهروندان خود در صفوف آن ابراز نگرانی کردهاند.
تهدیدهای اقتصادی برای ازبکستان
ازبکستان تاکنون مستقیماً از درگیریهای بدخشان آسیب ندیده و گزارشی از اختلال در تجارت، گمرک، راهآهن یا صادرات برق میان دو کشور منتشر نشده است.
با این حال، کاتلر هشدار میدهد که گسترش ناامنی در شمال افغانستان میتواند منافع اقتصادی و ترانزیتی تاشکند را تهدید کند.
افغانستان سومین بازار بزرگ صادراتی ازبکستان است.
صادرات این کشور در پنج ماه نخست سال ۲۰۲۶ به ۸۱۷.۸ میلیون دلار رسید و افغانستان پنجمین شریک تجاری بزرگ تاشکند بود.
یکی از مهمترین مسیرهای تجاری ازبکستان در افغانستان، خط آهن حیرتان–مزارشریف است که مرز ازبکستان را به مرکز تجاری بلخ متصل میکند.
در فروردین امسال، یک خط فرعی هزارمتری در نایبآباد تکمیل شد تا ظرفیت انتقال بار افزایش یابد و ازدحام کاهش پیدا کند.
تا امروز نشانهای از تأثیر ناامنی بدخشان بر فعالیت این مسیر دیده نشده، اما وابستگی فزاینده ازبکستان به مسیرهای شمال افغانستان، اهمیت ثبات این مناطق را برای تاشکند دوچندان کرده است.
ازبکستان همچنین طرح بزرگتری برای اتصال این کشور از طریق افغانستان به پاکستان و بنادر جنوب آسیا دنبال میکند؛ طرح راهآهن ترانسافغان که هنوز در مرحله بررسی و برنامهریزی است. هرگونه گسترش ناامنی در شمال افغانستان میتواند این پروژه را نیز با خطر مواجه کند.
موضع طالبان: «شمال امن است»
در حالیکه تحلیلگران درباره افزایش خطرات امنیتی هشدار میدهند، ذبیحالله مجاهد سخنگوی طالبان اخیراً گفته است که «در شمال افغانستان نگرانی امنیتی وجود ندارد و وضعیت کاملاً تحت کنترل است».
او تأکید کرده که گزارشها درباره افزایش ناامنی «بزرگنمایی رسانهای» است و طالبان توانایی مدیریت کامل مرزها و مناطق شمالی را دارد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم، وزارت اطلاع رسانی پاکستان، اظهارات «ذبیحالله مجاهد»، سخنگوی حکومت طالبان، درباره حمایت اسلامآباد از مخالفان مسلح هیئت حاکمه افغانستان در بدخشان و دخالت نظامیان پاکستانی در درگیریهای این ولایت را رد کرد.
مجاهد هفته گذشته در گفتگو با دویچهوله آلمان مدعی شده بود که نیروهای مخالف حکومت طالبان به همراه شماری از نظامیان پاکستانی از مسیر «چترال» وارد بدخشان افغانستان شدهاند.
وی همچنین تحولات امنیتی اخیر در بدخشان را بخشی از یک توطئه خوانده و پاکستان را به فراهمکردن زمینه فعالیت و حمایت از مخالفان مسلح طالبان متهم کرده بود.
در مقابل، وزارت اطلاع رسانی پاکستان در بیانیهای اعلام کرد هیچ مدرک معتبری برای اثبات این ادعاها ارائه نشده است. درگیریها و ناامنیهای بدخشان ریشه در مشکلات داخلی افغانستان دارد.
این وزارتخانه، درگیریهای اخیر در بدخشان را نتیجه رویارویی میان طالبان و گروههای مخالف این حکومت دانست و از طالبان خواست به جای متهم کردن دیگران، بر حل مشکلات امنیتی و چالشهای داخلی افغانستان تمرکز کند.
وزارت اطلاع رسانی پاکستان تأکید کرد اسلامآباد خواستار یک افغانستان باثبات است و در بیثباتی این کشور سود و نفعی ندارد.
Copyright ©ariaye 2002_2026
استفاده از مطالب آريا
يی با ذکر ماخذ آزاد است